خودشناسی حلّال همه ی مشکلات است. حقیقت انسان جسم نیست (ایمان، معرفت، عقل سلیم)ایمان راه رسیدن به سعادت آدمی است که نشاط، امید، آرامش، شجاعت را هدف و معنا می دهد.
ساختار شخصیت انسان 5 گونه است: یا بدنی یا فردی یا اجتماعی یا عقل و یا قلبی است. مرکز شخصیت انسان قلب و قوه ی تمیز و تجزیه و تحلیل و کنترل کننده ی رفتارها عقل می باشد. فرماندهی رفتارها باید با عقل باشد. اگر قلب و عقل اسیر تمایلات شوند شخصیت انسانی ارزش خاصی ندارد. آزادی از تیپ بدنی یعنی هرج و مرج، لذت طلبی. اما آزادی از تیپ عقلانی و قلبی یعنی احترام به حقوق دیگران. یک شخصیت عقلانی وقتی به غلط بودن اندیشه ای برسد با تواضع می پذیرد که اشتباه بوده و راه و فکر درست را انتخاب می کند. (هرکس بر اساس شاکله ی خود نوع تیپ (شخصیت خود) عمل می کند. «قرآنکریم» شخصیت قلبی همه چیز را الهی می بیند و رفتار ایمانی صادقانه از قلب سر می زند. تجلی خداوند در دل با اشک چشم نمایان می شود. تزکیه یعنی پاک شدن از همه ی تمایلات (فردی، بدنی، اجتماعی و حتی عقلی) دلیل تراشی اسارت عقل را می رساند.(احمدی،1387،ص30)
"بزرگترین سرمایه انسان عقل است و بدترین فقر و گرفتاری، حماقت. احمق کسی است که از حق فرار می کند، اهل عمل نیست و فهم و درکش پایین است، کارهای بیهوده، سخنان بیهوده و بی ربط، نظر بی خود و بدون سبک و سنگین کردن و بدون تأمل می گوید. عیب ها را می داند، اما خود انجام می دهد، همه رنگی است زود به زود تغییر موضع می دهد.
راه در امان ماندن از حماقت: سکوت (بهترین کار عقل است) دوری از پرخوری، خواب متعادل و دوری از پرخوابی، ذکر و توجه به معنویات."
انسان باهمنشینی با عاشقان خدا، ذکر الهی، خدمت به فقرا ونیازمندان، مراقبه، ودعا می تواند خود را تغییر دهد. دعا بیشتر گوش دادن است یعنی بپرسيم خدایا خواست تو برای من چیست؟
 زمانی سرگردانی هایمان به پایان می رسد که بدانیم از کجا آمده ایم و به کجا می رویم و خود واقعی و دروني خود را بیابیم. وقتی خود را به خدا می سپاریم و هدفمان فقط رسیدن به اوست موفق می شویم.لازم نیست با تقدیر خود بجنگیم. جنگ با تقدیر، تقدیری دیگر می سازد. باید احساس فاعل بودن را بزداییم. باید گفت من وسیله ای برای انجام خواست خدا هستم.همه چیز از اوست پس هیچ باشیم و آن را به او تقدیم کنیم. مرگ وجود ندارد زیرا زندگی لایزال است وقتی در این سو مردم می گویند کسی مرده است آن سو گفته می شود کسی تولد یافته است. وقتی انسان وسیله خواست خدا شود از هر گونه تقدیری رها خواهد بود و این حال فقط با تسلیم بودن به دست می آید. آن گاه می داینم که هیچم و هیچ کاری به تنهایی نمی توانیم انجام دهیم. باید مشکلات و رنج ها را به عنان موهبت الهی بپذیریم تا آرامش پیدا کنیم. زندگی را با تسلط بر نفس خود، پاکی، اعتدال در غذا و از اطاعت از خواست خدا باز آنگاه زندگی ات به خوبی بنا شده است. نهراس، هراس تو مانند ترس کودکی است که پدری توانگر دارد. به او توکل کن، همه چیز را از او بخواه. حوادث بسیاری در زندگی روی می دهد گه اگر به آنها بیاندیشیم ناراحت، وحشتزده و نومید می شویم. متبرک کسی است که مشکلات و پیچیدگی های زندگی او را آزار نمی دهد و فقط خدا را دنبال می کند.(واسوانی،1380،ص 69-70-95)
 امید را از دست ندهید با پاکی و صبوی از خدا کمک بخواهید، به تدریج دستان نامرئی خدا جامه ی نور را بر شما خواهد پوشاند. «از کتاب برای آن به سوی تو می آیم: جی پی واسوانی» طهارت و پاکی موجب رشد و نمو و ارتقای نفس است.
 راه حل های صحیح برای حل بحران ها و مشکلات روحی: استمداد از خدای متعال و توسل به اولیای دین، خودت را میزان میان خودت و قرار ده، احسان کن همان گونه که دوست داری به تو احسان کنند و دوست بدار برای دیگران آنچه را برای خودت دوست داری، غیبت کسی را نکن که مورد غیبت واقع میشوی و برای دیگری چاه مکن که در آن خواهی افتاد زیرا هرگونه رفتار کنی با تو همان گونه رفتار خواهد شد.
خداوند متعال به حضرت موسی (ع) فرمود: به تو نعمت های فراوان دادم ولی هیچگاه بر تو منّت نگذاردم. پس تو هم اگر چیزی دادی مبادا بر مخلوقاتم منت گذاری، هرچه به من بد کنی و سپس معذرت بخواهی عذرخواهیت را می پذیرم پس تو نیز عذرخواهی دیگران را بپذیر، از تو عمل فردا را نمی خواهم پس تو هم سعی کن روزی فردا را از من نخواهی.
همواره با خود تکرار کن امیدی هست چون خدا هست. ناامیدی در درگاه الهی گناه بزرگ محسوب می شود. بالاترین عبادت این است که از عادت های بد دست برداریم. سازگاری با محیط باعث موفقیت و پیروزی می شود. آن که سازش و مدارا کردن را ترک کند ناگواری به او روی می آورد.
منفورترین مردان کسی است که لجوج و ستیزه جو باشد. جدال مکن حتی اگر حق با تو باشد. عفو و گذشت موجب عزت است پس بگذرید تا عزیز باشید. در گذر از کسی که به تو بدی کرده، پیوند کن با خویشاوندی که از تو بریده، و بردباری کن با کسی که درباره ی تو نادانی کرده است. کسی که پوزش و عذرخواهی دیگران را چه راست بگوید و چه دروغ، نپذیرد، شفاعتم به او نخواهد رسید. بدترین مردمان کسی است که پوزش و عذرخواهی دیگران را نپذیرد. «معصوم (ع)»
مذهب ضامن سلامت روان است. اعتقاد و توکل به خدا فرد را به بالاترین درجه سلامت روان می کشاند. اعتقاد مذهبی می تواند موجب بالا بردن یکپارچگی و معنا دادن به زندگی فرد شود. «یونگ روانشناس»
هرکس گره از کار مومنی بگشاید خداوند دلش را شاد می کند. صله ی رحم و خوشرویی با دیگران و مردم، شهرها را آباد می کند و بی حساب وارد بهشت می شوید. بعضی ها فقط به خاطر اخلاق خوبشان وارد بهشت می شوند. «پیامبر اکرم (ص)»
هیچ ریاستی با عصبانیت و ناسازگاری در دست کسی نمی داند. کیمیای سعادت، درست رفتار کردن با دیگران است.
نسبت به گذشته رضایت خاطر و خرسندی؛ نسبت به آینده: خوشبین و امیدوار و نسبت به حال احساس شادی و رضایت داشته باشید. آسیب پذیری انسان تابع خواست و اراده ی اوست.
 نگرش و برداشت انسان ها از رویدادها بسی مهمتر از خود رویدادهاست. احساس منفی ناشی از اندیشه ی منفی خاصی است و اندوه افسردگی ناشی از دست دادن و باختن. موفقیت در زندگی بستگی به شناخت واقعی از دنیا دارد. یعنی سختی ها را پذیرفتن ولی ناراضی و ناخرسند نبودن. غمگین ناشی از سختی ها رشد در ناآگاهی ها دارد زیرا دنیا را باید آن گونه که هست شناخت و پذیرفت. انبیا و اولیای الهی بیشترین سختی ها را داشتند اما هرگز ناراضی و ناخرسند نبودند.(پسندیده،1384،ص31-57)
قرار نیست همه ی مشکلات حل شود، همه چیز وسیله ی امتحان توست، تو فقط وظیفه ی خود را انجام بده به بقیه اش کار نداشته باش. زیبا خطاب کنید تا زیبا بشنوید. خداوند خوشبختی را همراه عقل به او داد و آن را چراغ راهش ساخت. «معصوم (ع)»
پس از عمل به واجبات محبوب ترین کارها این است که انسان اخلاقی سازگار با مردم داشته باشد و اهل مدارا باشد. «امام صادق (ع)»
منشأ رضایت در زندگی، محبت و امیدوار بودن به فضل الهی و راضی بودن به رضای الهی است.ملائکه با جبر تسلیم اند مثل ماه و خورشید اما انسان با عقل و اراده و اختیارش، انسان قهرمان همه ارزش های انسانی است.
زمانی که قوه ی عقل (راهبر) احاطه داشته باشد مثل ترازو (رأس= عقل) (کفه= میل ها) قوه ی عقل خشم و تمام میل ها را متعادل می کند. انسان از محیط تأثیر می گیرد ولی این که کجا تأثیر مثبت بگیریم، کجا نگیریم، چه وقت این کار را بکنیم، یا چه حرف بزنیم، این کار عقل و اراده خودمان است. پس ما منفعل نیستیم. «دکتر عظیم زاده ی اردبیلی»
همدلی و ارتباط مؤثر زمانی صورت می گیرد که: تفاوت های همدیگر را بپذیریم، راه حل ندهیم فقط گوش کنیم، تأیید نکنیم، در زمان عصبانیت نباشد، در سوء تفاهم و شلوغی نباشد. بلکه در زمان و محیط و شرایط مناسب، مختصر، مفید، شفاف و با احترام و قاطعیت صحبت کنیم.
عقل محتاج علم، تجربه و مشورت است. مشورت با عقل سلیم (هم علم و هم ایمان داشته باشد)صبر (روزه بهترین راه است برای در امان ماندن از گناهان بخصوص بحران های غریزی زودگذر.)
آگاه باشید که تنها با یاد خدا قلب ها آرامش می یابد و هرکس از یاد خدا فاصله گیرد زندگانی بر او سخت و دشوار خواهد شد. «قرآن کریم»
انسانیت از آنجا آغاز میشود که انسان در برابر کشش های نفسانی خود مقاومت و پایداری کند و تسلیم خواسته های زودگذر نشود تا زمینه ی رشد و پرورش استعدادهایش فراهم گردد. شیطان از کشش ها و تمایلات انسان سوء استفاده می کند و فرد را منحرف می سازد. باید بپذیریم که شیطان واقعاً انسان را وسوسه می کند و این کار اوست پس باید مراقب باشیم هربار که وسوسه شدیم ذکر الهی را بگوییم. کار شیطان این است که انسان حق و باطل را از نادرست نتواند تشخیص دهد. تنها راه نجات از او ذکر الهی است. پیامبر گوید: در معراج خود فردی را دید که وسوسه های شیطان او را احاطه کرده اما با گفتن ذکر الهی شیطان از او دور شدند. نیروی تخیل برای بالندگی فکری و آفرینندگی هنری در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده. همانطور که نگاه را باز می داریم باید اندیشه و خیال را نیز نگه داریم و متوقف کنیم سعی کنیم آن را فراموش کنیم یا به کار دیگری مشغول شویم و بیکار نباشیم. در کارهای جمعی شرکت کنیم و تنها نباشیم. چون پس از نگاه صحنه ها در ذهن انسان باقی می ماند و احساسات وارده ی انسان را تحت تسلط خود درمی آورد. اما تخیل فرد پاکدامن با اراده به گناه آلوده نمی شود. تنها ذکر خداست که راه نجات است.(غلامی،1385،ص50)
باید با جدی گرفتن تعقل و اراده و ذکر الهی جلو تخیل را گرفت. اگر عقل مغلوب شود انسان به سراشیبی سقوط و انحطاط افتاده است.
کار برای کسب مال و روزی حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است (برای زنان با در نظر گرفتن شرایط.) «پیامبر اکرم (ص)» بیکاری منشأ تمام انحرافات است باید تا آنجا که می توان از یاد خدا غفلت نکرد و اوقات خود را مفید و سودمند کرد تا وسوسه ها و افکار پوچ و توهم و سؤالات بیجا پیش نیاید و باقی نماند. (البته بعضی سئوالات و افکار منفی، ناامید کننده، هراس و اضطراب نیز از وسوسه های شیطان است).
تنها مردان خدا هستند که از قدرت مغرور نمی شوند. «امیلزولا» تمام شأن و عظمت انسان در فکر اوست. «پاسکال» حسن خلق گناه را آب می کند آنچنان که خورشید یخ را. حسد آتش درون است. غیبت کردن منتهای کوشش ناتوان است.  شرافت به خرد و ادب است نه مال و زیبائی. «معصوم (ع)» دل دوستان آزردن مراد دشمنان، برآوردن است. «سعدی»
کسی که عقل ندارد مردانگی هم ندارد. راستگویی مرد به اندازه ی مردانگی اوست و عفتش به اندازه ی غیرت او. کسی که مردانگی ندارد دین هم ندارد. عظمت واهمیت هرکس به اندازه همت اوست.
فقیر در وطن خودش نیز غریب است «مولای متقیان». اقتصاد یک خانواده به منزله ی ستون فقرات آن خانه است. «مولای متقیان»
خداوند مومنی را که دارای یک حرفه است و بدان اشتغال دارد، دوست دارد؛ بیکار ملعون است و لعنت خدا شامل اوست. «معصوم (ع)» کار یک وظیفه است که برای جسم و خیال، عقل، فکر، قلب و احساس انسان ضروری است. اگر تو نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول می کند. «مولای متقیان»
«کار باعث حفظ شخصیت و حیثیت و استقلال است. «مولای متقیان» در رباعی می فرمایند: برای من سنگ کشی از قله های کوه گواراتر از این که منت دیگران را به دوش بکشم، ننگ این است که انسان نداشته باشد و از دیگران بخواهد، نه اینکه در کار و کسب ننگ است.
اگر می خواهی آزاد زندگی کنی زحمت بکش؛ نگو این کار مرا پست می کند، وقتی از دیگران بی نیاز باشی.هرکاری داشته باشی از همه ی مردم بلند قدرت تر هستی.«مولای متقیان»
بهداشت روانی انسان در لابراتور و کتابخانه است «پاستور» کار بهترین درمان دردهای درونی من است. «ولتر» بعد از دیانت (دین داری) مدرسه ای برای تربیت انسان بهتر از مدرسه ی کار ساخته نشده است. «کتاباخلاق-ساموئلاسمایلز» مصدر کلیه ی مفاسد فکری و اخلاقی، بیکاری است. «پاسکال» کار سرمایه ی سعادت و نیکبختی است. «سقراط»
راه ورمز پیروزی، تلاش مستمر تا آخر عمر و داشتن هدف در زندگی است. زندگی در دنیای امروز زندگی در مدرسه اراده است و سعادت و شقاوت هر انسانی به اراده ی همان انسان رقم می خورد. «امام خمینی (ره)»
عظمت مقام انسان در سایه عبادت و پرهیزکاری حاصل می شود. هرکس ارزش وجود خویش را درک نکند و خود را حقیر و پست بشمارد بی شک در مسیر سرنگونی خود گام برداشته است. جوان باید بداند که سرمایه ی بزرگی و عظمتش یعنی همان کرامت ذاتی نفس خود در سایه ی ایمان، تقوا و پاکدامنی رشد می کند. در مسیری گام برندارد که به ایمان و شرفش لطمه وارد شود و خود را بازیچه هرچیزی قرار دهد (بازیچه مد و آرایش و تصور دیگران). و موجبات ذات و خواری خود و سرگرمی بی خردان را فراهم سازد. با اعتماد به نفس گام برداشتن و پیروی از صراط مستقیم انسان را به بزرگی می رساند که عزت در سایه ی اطاعت از خداست.
نیازهای طبیعی انسان مزاحم نیستند. نیاز تحریکی تمرکز را می گیرد. شیطان کم کم انسان را بیچاره می کند. علامت این که شیطان به تو نفوذ کرده: 1- نسبت به معنویات بی خیال و بی اشتها شدن؛ مثلاً این موسیقی، این دروغ کوچک، این لباس کوتاه و ... چیزی نیست. 2- شک نسبت به بعضی باورها و ارزش ها.3- سوء ظن و بدگمانی به هرچی خوبی است. 4- کفر و تکذیب؛ اصلاً دیگر باور ندارد. در لحظه مرگ هم به زبان نمی آورد.(دکترمیثاق)
بی تفاوتی، حساسیت نداشتن، به کم قانع شدن، همتت را کم کردن، عزت و شرفت را کم کردن. اول از شبهات و گناهان کوچک و بعد گناهان بزرگ. دیگر نمی تواند و کلاً حال ندارد. سقف پروازش می آید پایین، همت و تلاش انسان را کم می کند و بعد می بیند که دیگر چیزی ندارد. می تواند حجاب داشته باشد اما دیگر انجام نمی دهد. می تواند به دوستانش نه بگوید اما نمی گوید... اما ... انسان کم کم همه چیز را از دست می دهد. آن چنان که کم کم رشد می کند از کودکی به جوانی و بعد به پیری می رسد.
همیشه دعا کنید خدایا اگر ازما امتحان سخت گرفتی به لطف و رحمتت ما را از آن سختی ها و بلاها و امتحانات سربلند بیرون بیاور. همه چیز ما امتحان است، مردم می روند و صورت نیز نمی ماند، من می مانم و حضور تو. فقط تو.
مومن مسئولیتی را که از پس آن برنمی آید قبول نمی کند. که اگر قبول کرد این از مصادیق خوار کردن خود است. عزت انسان باید در همه حال حفظ شود حتی در قرض کردن نباید خود را خوار و ذلیل جلوه داد.
هرکس خلقش نیکو باشد نیکان دوستش دارند و بدکاران از او کناره می گیرند. اگر چیزی نداری که با آن بذل و بخشش کنی، خوی نیکو و روی گشاده که داری «لقمان حکیم» با احسان کردن قلب ها را مسخر خود کن.
زمان سرمایه ی نامرئی که نمی توان آن را در جایی ذخیره کرد. هرچیز در دنیا قابل جبران است غیر از زمان، جوانان تصور می کنند عمرشان به درازای ابدیت است. به همین جهت قدر وقت خود را نمی فهمند. و وقتی به خود می آیند که دیگر پیر شده اند.
فرصت را از دست مده و در کار سستی مکن که میوه ی آن ذلت است. «فیثاغورث» سرمایه ی عمر ما همین زمان و وقت است. آنچه ندارد عوض ای هوشیار؛ عمر عزیز است غنیمت شمار «سعدی»مدیریت ارتباط و احساس یعنی این که می شناسد، می داند، مقاومت دارد، عزت نفس دارد و قدرت مقابله با عوامل مخرب را دارد نه این که به همه چیز خوش بین باشد قبل از شناخت. خوشبختی از درون آغاز می شود یعنی این خود فرد است که خوب می داند اگر به عرائزش دامن بزند و در ارتباطات جانب احتیاط را رعایت نکند به همه چیز خود خلل وارد کرده است. چون وقتی گرفتار محرک ها شوی به سختی می توان از آن دوری کرد. پس بعد از شناخت باید مدیریت کرد و تا زمانی که شرایط ازدواج فراهم نشده است باید خویشتندار باشد و به آن فکر نکند. واقع بینی از خردمندی است و خوش بینی نابجا از کم خردی است.
با عرضه ی بی گناه باشیم جرأت جسارت داشته باشیم اما انجام ندهیم. وقتی انسان ایمان داشت در همه ی شرایط می تواند خوب و درست رفتار کند. بستر خوب شدن در ارتباط با خداست. دین مطابق فطرت بشر است. زندگی یعنی مدیریت سختی ها و شادی ها، و دین راهنمای چگونه خوب بودن برای این مدیریت است. این پندار باطلی است که زندگی باید مطلقاً سرشار از شادی باشد. برای مدیریت سختی ها باید مشکلات را بپذیریم نه این که دائماً ناراضی باشیم. مشکلات هست و طبیعی هست. زندگی و دنیا با بلا پیچیده شده است. زندگی و سختی از هم جدا نیستند. اگر بخواهی از همه چیز لذت ببری نابود می شوی. «حاج آقا پناهیان»
ما از تغییر می ترسیم زیرا تغییر ما را از این که بدان عادت کرده ایم محروم می سازد. اگر فقط شادی باشد هیچ وقت شجاعت و شهامت معنا پیدا نمی کند. باد با شدت و قدرت به نهال های جوان می وزد نه برای آسیب رساندن به آن ها بل برای آن که محکم به زمین چسبیدن را به ریشه های آن ها بیاموزد.(دانجلیس،1381،ص12-24)
 کتاب های خوب برای درک بهتر زندگی: 5 اصل شاد زیستن: دکتر ریچارد کارسون ترجمه زهیر باقری کودکی، بازیافته: عبدالعظیم کریمی، راه معقول ساختن خویشتن: وین دایر ترجمه گیتی شهیدی، فراز و فرود خوشبختی: دنیس پریچو ترجمه جمال هاشمی، این من کیست؟: لئو بوسکالیا ترجمه زهره فتوحی، چگونه خود را باور کنیم؟: لاله دهقانی، شادکامی، می دانم که هستم!: دکتر هلن برنر ترجمه رضوان صدقی نژاد، کنترل خشم در خانواده: مریم کربلایی، روانشناسی ناسازگاری همسران: سعید کاوه، کودکی بد؛ زندگی خوب: لوراشلزینگر ترجمه منیژه شهبازیان، خانواده موفق: زهرا رحیمی یگانه، روانشناسی شخصیت از دیدگاه اسلام، شخصیت و رفتار: علیاصغر احمدی، مهارت های زندگی: دکتر خنیفر و ورحسینی، فعالیت هایآرامش بخش، ارتباط با خانواده همسر، راهنمای دوران نامزدی و عقد، با مشکلات همسرم چه کنم، تربیت جنسی: علی نقی فهیمی، چگونه شاد و خنده رو باشم؟: احمد لقمانی، تربیت معنای انسان، دوراهی های زندگی: مهدی مهریزی، وقتی خشم باعث آسیب به روابط زناشویی می شود: دکتر پلیچ و مک کی ترجمه الهام آرام نیا و شمس الدین حسینی، روابط سالم در خانواده: داوود حسینی، فعالیت های آرامش بخش: دکتر رابرت اپستاین ترجمه جعفر یزدی و حمیده دهقانی، رضایت از زندگی: عباس پسندیده و ...
ارزش هر فردی به تفکرات، رفتارها، آرزوها، اراده، عقل، امید، تلاش، اعتقادات، اخلاق و همتش می باشد. خشم و نگرانی مانند سمی است که اندک اندک بر روح و جسم اثر گذاشته و تدریجاً ما را به هلاکت خواهد رساند. پس مراقب افکار خود باشیم. ذهنمان را از افکار مثبت و شاد پر کنیم، خود را از بدی ها دور کنیم و به خدا توکل کنیم.
ما افرادی را دوست داریم که نگرش مثبت به زندگی دارند و از زندگی خود راضی اند، بهانه نمی گیرند و از مشکلات نمی نالند. انسان های شاد و با نشاط قوی ترند. کسانی که پیوند قلبی با خدا دارند منبع قویی از نشاط را دارند چون متصل به منبع نیرومندی هستند. اشک یک نوع وصل و اتصال به نشاط اصلی است. درمان همه دردها آنجاست.
عوامل شادی: 1- باورهایدینی، 2- مثبت اندیشی و خوش بینی (تلاش با وجود همه ی مشکلات و تلخی ها)، 3- احترام و ارزش داشتن و پذیرفته شدن توسط دیگران، 4- محدودیت را عامل عقب گردندانیم بلکه از آن نردبان ترقی بسازیم، 5- رعایت اصول اخلاقی (ریا، دروغ و .. نشاط را از آدم ها می گیرد).
«هرکس آن گونه زندگی می کند که می اندیشد، گفتار و رفتار انسان میوه های تلخ و شیرین باغ اندیشه او هستند. ارزش رفتارها به نیت ها و تصمیم هاست و هرکس چیزی را دارد که اراده کرده است. عفت درون، عفت برون را می سازد و اندیشه پاک، رفتار و کردار پاک را به وجود می آورد. «پیامبر اکرم (ص)»
شخص عفیف نزدیک است که فرشته ای از فرشتگان الهی گردد. «مولایمتقیان» بعضی چنان از عفاف لب برهم نهاده اند که بی خبران می پندارند آنان ثروتمندند. «حدیث» بدون بردباری و تحمل هیچ هنری آموخته نمی شود. خوش بینی افراد را در مقابل بیماری های قلبی مصون می دارد. افکار منفی، بد، تصورات بیهوده، نالیدن، گله مند بودن، خوش بین نبودن سیستم ایمنی بدن را تضعیف و سلامتی را مختل می کند.
با استفاده از تمرین، تکرار، دقت، نظم، صبر، نماز، محبت، نشاط، بخشندگی، و سکوت، نفس عمیق، پیاده روی، ورزش تغذیه صحیح و هر آنچه خوبی است آرامش خود را حفظ کنیم و نگذاریم تأثیر منفی بر سلامت ما وارد شود.
اگر (مهارت های زندگی) و ایمان را پوچ و بی مقدار بدانیم دچار اضطراب و ناهنجاری خواهیم شد. باید آنها را ارزشمند بشماریم تا در خود ما نیز احساس ارزشمندی به وجود آید. وقتی انسان عظمت خود را شناخت، دنیا را راه دید نه هدف؛ در راه نمیماند و سختی ها او را نمی آزارند چون می داند گذر است و از خوشی ها دچار غرور و لغزش نمی شود.
آزادی زمانی بها دارد که زمینه ساز رشد همه ی ارزش های الهی و انسانی نهفته در انسان شود و موانع را برطرف سازد. آن آزادی که دیگر آزادی ها و ارزش ها را در بند کند نوعی اسارت است که نام آزادی به خود گرفته است.وقتی شما راه رسیدن به جایی را اشتباه انتخاب کنید هرچند مسیر را به بهترین صورت طی کنید به محل مقصود نمی رسید. با دلایل منطقی و درستی و مطابق با دین، عرف و عقل باشد. ما نمی توانیم دیگران را تغییر دهیم تا خوب زندگی کنیم بلکه باید خودمان را سازگار و متحول کنیم (تغییر نگرش، عادت نکردن) مهم تغییر درونی هر فرد است و درک تفاوت ها.
"راه کارهایی برای مقابله با استرس:
خونسرد باشیم، برخود و رفتارمان کنترل داشته باشیم، حفظ آرامش، خواب کافی، ورزش، تفریح، فعالیت های اجتماعی، شادابی، تغذیه صحیح، حمایت از احساس ها و نیازهای یکدیگر، توجه و محبت کردن به هم، (مقایسه نکردن شوهر با دیگران، سوال پیچ نکردن، دستور ندادن، توبیخ نکردن شوهر) و ... .
شما تنها و تنها بازیچه خاطرات تلخ گذشته و نگرانی بابت از سر گرفتن روابط در آینده اید؟ این گونه از خود موجودی ناتوان و رنجور ساخته اید که هرچیزی می تواند آن را بازیچه گیرد. «حدیث»کنترل بر خود و رفتار، حفظ آرامش، تفریح و ورزش، تنفس عمیق، فعالیتهای اجتماعی، شادابی خواب کافی نه کم و نه زیاد، تغذیه صحیح، حمایت از احساس ها و نیازهای یکدیگر، سوال پیچ نکردن، مقایسه نکردن و دستور ندادن.
عوامل شادابی:
 باورهای دینی، دانستن و به کار بستن مهارت­های زندگی، مثبت اندیشی (ناکامیها باید پله موفقیت باشند نه عقبگرد)، خوشرویی، امیدوار بودن، احترام، مدارا، سازش، نشاط دهنده، حرکت دهنده و عدالت و امنیت، رعایت کردن اصول اخلاقی و انسانی و حقوق یکدیگر.
در روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. پیروزی یعنی اراده کردن.
زندگی فقط همین 70، 80 ساله دنیا نیست بلکه یک ابدیتی است که به خاطر همان ابدیت نیاز به امام و هادی هست. آن چیزی که زندگی را از تکراری بودن نجات می دهد این است که بدانیم از زندگی چه می خواهیم وهدفمان چیست؟یعنی همان شناخت هدف از آفرینش انسان و هستی. با این نگاه دیگر پیر شدن و نتوانستن معنایی ندارد.
در روابط: خیر خواهی نباید سوء برداشت، دلسوزی نباید به شکل ترحم، گذشت نه در غالب شکست و عقب نشینی و بردباری همراه با شجاعت باشد. اگر لجاجت حاکم شود هیچ چیز درست نمی شود در این حالت خیر خواهی و بدخواهی، گذشت و انتقام، لطف و کینه و ... اثری مساوی بر جای خواهد گذاشت. پس جدال مکن حتی اگر حق با تو باشد زیرا دوستی­ها را از بین می­برد و کینه و نفرت باقی می­گذارد.
ویژگی­های افراد با هویت:
1-جهان بینی الهی دارند
(سیستم ارزشی درستی دارند،دتعریف شده: از ارزشهای معنوی واخلاقی و...)
2-زندگی او هدفدار با اهداف معلوم و معین است از این رو پوچی، سرگردانی و اضطراب ندارند.
3-الگوی مشخص و معین برای تمام زندگی در تمام زمینه­ها دارند در دوست­یابی (همنشین پاک و سالم انتخاب میکنند) در زندگی انسان های موفق  و با ایمان، از لحاظ علمی، اساتید موفق، از لحاظ کاری افراد پر تلاش وهمت و...
4-از درون کنترل می­شود و نیاز کمتری به کنترل بیرونی دارد.( ایمان تقوا و توجه به حضور الهی واگاهی او از همه چیز).
5-نیازی به تأیید دیگران ندارند. درست تصمیم می­گیرند اما از تجربه و مشورت افراد با ایمان و اگاه بهره می­گیرند.
7-با خانواده رابطه گرم و صمیمی دارد و رفتارهایش را کنترل میکند. از خط قرمز عبور نمی­کند و خویشتن­دار است تا زمانی که شرایط ازدواج آگاهانه، عاقلانه و بدور از احساس­های زود گذر  و ناپخته  و با نظارت خانواده فراهم گردد.
 
 
راهکارهایی برای در امان ماندن از گناه وبودن در مسیر عشق الهی و زندگی سالم:
1-تفکر و اندیشیدن در صفات خداوند (او عالم به همه چیز است او شنواست قادر و حکیم است و...) تقویت اعتقاد به مبدأ و معاد (آخرت و مرگ).
2-انجام واجبات و ترک محرمات (هدایت الهی مرامها وحلالهاست).
3-توسل به راهنمایان وصرات­های مستقیم الهی(ائمه علیه السلام).
4-مطالعه، مشاوره  و پرسیدن.
5-دعا و راز و نیاز (دعا کمک خواستن از غیب است دعا ملکوت را به لرزه در می آورد، دعا سرنوشت انسان را تغییر می­دهد).
6-شرکت در اعمال خیر و اجتماعات فرهنگی، علمی و ورزشی.
7-دوری از همنشینی با بدان (یک سیب خراب در جعبه، باعث خرابی تمام سیب ها میشود. انسان ها بر کیش و آیین دوست و همنشین خود است).همنشینی با اهل دین شرف دنیا وآخرت است.
8-مراقبت از خود (کنترل چشم، گوش، دل و فکر وخیال) (عاقل­ترین مردم با تقوا ترینند) (مولای متقیان).
راههای افزایش اعتماد به نفس:
1-ارتباط با خدا(پشتوانه من قدرت الهی است)2-اهمیت به عزت وارزش انسانی خود وتقویت آن 3-یاداشت کردن توانایی های خود4-اهمیت دادن به جسم وروان خود(تغذیه صحیح، خواب کافی نه کم نه زیاد،تنفس عمیق وورزش پیاده روی5-داشتن تبسم6-مصمم وپرتلاش بودن7-بخشیدن،احترام  وقدردانی از دیگران و شکر نعمت­های الهی8-مطالعه،مشاوره وجستجو9-طهارت درونی وبیرونی(پاکی،وضو)10-نهراسیدن از تغیر،ترک عادتها،پذیرفتن افکار ورفتارهای صحیح تر وکشف راه های تازه وجدید(خلاقیت).
نشانه های افراد با خود باوری کم:
1-دست کم گرفتن توانایها ودارایهای خود2-احساس درماندگی وپوچی3-تحت تأثیر قرار گرفتن دیگران ومحیط(در جمع باید بتوانی خودت باشی)4-دوری از موقعیت های تازه5-بهانه جویی وناامیدی،نالیدن زیاد6-خود را سرزنش نمی­کند بلکه دیگران را متهم می­کند(اشتباه خودرا نمی پذیرد).
 
عوامل کاهش دهنده اعتماد به نفس:
عدم پذیرش انتقاد، خود رأیی، ترس از تغیر در افکار، رفتار و کارها، بزرگ دانستن زمینه منفی و کم اهمیت دادن جنبه های مثبتمان، اهمیت افراطی به نادرست، تقلید کور کورانه، مقایسه کردن خود با دیگران.
 با سکوت وقار انسان بیشتر میشود، با انصاف دوستان فراوان گردد، با بخشش قدر و منزلت بالا رود، با فروتنی نعمت کامل شود، با پرداخت هزینه بزرگی و سروری ثابت شود، با روش عادلانه مخالفان در هم شکنند و با شکیبایی در برابر بی خردی یاران انسان زیاد گردنند(مولای متقیان). با نرمی رفتار کنید تا با شما به نرمی رفتار شود(مگو ناخوش که پاسخ ناخوش آید/به کوه آواز خوش ده تا خوش آید). هیچ کس را دوست خود مخوان مگر او را در سه چیز بیازمایی:1-او را به خشم آور تا ببین آیا این خشم او را از حق به باطل می­کشاند.2- درهم و دنیا او را آزمایش کن.3-و در سفر کردن او را خوب بشناس.(امام صادق علیه السلام).
هر چه محبت داری نثار دوست کن اما هر چه اطمینان داری به پای او مریز(مولای متقیان) (راز خود را فاش مکن که سبب هلاکت توست)(مولای متقیان). سه چیز از خصلت­های ارزشمند دنیا و آخرت است: بخشیدن کسی که به تو ستم کرد، پیوستن از کسی که از تو برید، بردباری ورزیدن هر گاه به تو رفتار ظالمانه­ای شد (امام صادق علیه السلام). چون گمان بد می­بردی به آن عمل مکن، چون حسودی میکنی از خدا آمرزش بخواه و چون به آینده بد گمان میشوی، اهمیت مده و راه خود برو.(پیامبر اکرم صل الله علیه وال سلم).
چگونه با نشاط باشیم:
شادی خود را به هیچ کس وابسته نکن،انتظار نداشته باش آنچه در اطرافت می­گذرد مطابق میل تو باشد.هنگام عصبانیت هیچ تصمیمی نگیر،از هیچ کس وهیچ چیز متوقع نباش،با بحث های بیهوده ارزش خودرا هدر نده،انتظار نداشته باش با منفی نگری جسم سالمی داشته باشی،قبل از مطمئن شدن در مورد هیچ کس قضاوت نکن.زندگیت را هدفمند کن و برای رسیدن به هدف­هایت تلاش کن.قلبت را از نفرت خالی کن،با دیگران طوری رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود،جزء خدا به کسی امید نداشته باش،بر خودت مسلط باش،اندوه فردا را نخور،هرگز سعی نکن به دیگران بقبولانی که حرف تو فقط درست است،خود رأی مباش،قبل از انجام کاری یا حرفی به ضرورتآ بیاندیش،به جای بیزاری از آدم ها از رفتارهای بد آنها متنفر باش،بگذار دیگران از تو به عنوان فردی آرام وخوشرو یاد کنند،یگانه داروی آرام بخش روح وجان یاد خداست."(دشتي)
خود را از اسارت منفی نگری،بد بینی وناامیدی رها کن،بخاطر اشتباهات گذشته خود را سرزنش مکن،با شرایط زندگی سازگار باش،در مقابل دیگران انعطاف پذیر باش،برای کشف حقایق عالم بخصوص صفات الهی(بخشندگی،خالقیت،رازقیت اوو...)تفکر کن،به قدر توان تلاش کن ونتیجه را به خدا واگذار کن،هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن چرا که تو چیزهایی داری که دیگران در حسرت آنند،زندگی را آسان بگیر،سختیها را بپذیر،تغییر ونهراسیدن از چیزهای تازه را امتحان کن،ورزش،پیاده روی مطالعه، قدردانی وتشکر کن و... چگونه استفاده کردن از ایام فراغت سرنوشت انسان را می­سازد (رهبر معظم انقلاب) در چیدن میوه ای که هنوز نرسیده شتاب مکن. زیرا به وقتش آن را می چینی. بدان که تدبیرکننده تو بهتر می داند چه زمنی به حال تو مفیدتر است پس به انتخاب او در همه کارهایت اعتماد کن تا اوضاعت به سامان شود. در برآمدن نیازهایت پیش از فرا رسیدن زمان آنها شتاب مکن زیرا که ناامیدی را سبب میشود.
نیایش بزرگترین نیرو بر روی زمین است. امید داشتن خود نصف پیروزی است. از هرکس درباره ی زیر دستش می پرسند که آیا وی را نگه داشته یا ضایع گذاشته تا آنجا را که ازمرد درباره ی اهل خانه اش پرسش می کنند. «امام معصوم (ع)»
تا زمانی که در حال نماز هستی در خانه ی پادشاهی مقتدر را می کوبی و هر که در خانه ی پادشاه را بسیار بکوبد سرانجام آن در برویش باز می شود. «امام معصوم (ع)»
پيروزي قرين صبر است و گشايش قرين رنج و همراه هر سختي گشايشي است. كوشش را براي شما مقرر داشته بكوشيد. پس زنان را بزرگواران گرامي دارند و فرومايگان خوار.
هركس قدرت مجازاتش بيشتر، عفو از او پسنديده تر، مؤمنين همه مسئول و نگاهبانان يكديگرند. تملق خوي مؤمن نيست، مومن با ديگران الفت مي گيرد، خوشا كسي كه زيادي مال را به ديگران بخشد.
دانش در كنار بردباري جمع مي شود. كار را به تدبير بنگر اگر در سرانجام آن خيري هست قدم بگذار و اگر از عاقبت آن بيم داري دست نگه دار. كاري كه نسنجيده انجام شود بسا كه احتمال زيان دارد.
از نظر مادی به پایین تر از خود نگاه کنید و از نظر معنوی به بالاتر از خود. «امام خمینی (ره)»اول کسی که مقایسه کرد شیطان بود. هیچکس نباید خودش را با دیگران مقایسه کند زیرا سرانگشت و تار موی هیچ فردی شبیه دیگری نیست. این تمایزها و اختلافات فقط برای این است که شما از هم تشخیص داده شوید و شناخته شوید. ملاک برتری فقط تقواست و لاغیر. شکوه دنیوی همچون دایره ای بر سطح آب است که لحظه به لحظه به بزرگی آن افزوده میشود، پس در نهایت بزرگی هیچ می شود.
تمام لحظه ها بین بیم و امید است تنها زمانی می توان زندگی را قرین شادکامی ساخت که پر از امیدهای به آینده باشد. رسیدن به رضایت درونی یعنی داشتن اهداف عالی تر از اهداف وادی در زندگی. احساس ارزشمندی و شخصیت انسان فقط به باورها، ارزش ها، عقاید و تفکرات اوست نه دارایی های مادی و ظاهری. زیرا نشاط، امیدواری، سرزندگی، تلاش و تحرک، موفقیت و آرامش محصول انسان است.
ما به اندازه ای که ایمان خود را باور داشته باشیم به همان اندازه می توانیم درست و راحت زندگی کنیم و آرامش داشته باشیم. از دیدگاه دیگران درباره خویش می ترسیدم. اما سرانجام آموختم که دیگران به هر شکلی باشند مرا از دیدگاه خود می نگرند.
" شادی با امیدواری، خوش بینی و رضایت از زندگی ارتباط دارد. (بیماری ها رادور می کند و باعث سلامتی است) تحقیقات نشان داد، افراد مذهبی کمتر دچار اضطراب و افسردگی می شوند و توانایی بالایی در مقابله با بحران ها دارند. نوع بینش و گرایش ما در زندگی  ما تأثیر مستقیم دارد. کسانی که خوشبین هستند کمتر دچار عصبانیت و خشم می شوند شادی حالتی درونی از خوشبختی است شما را قادر می سازد از بالاترین افکار، آرزوها، هوش، هیجان، سلامتی و ارزش های معنوی در زندگیتان بهره مند شوید. «لیونل کچین»
آنان که ایمان حقیقی دارند تمام غم ها را شادی می بینند و درصدد شاد کردن دیگرانند (ازدواج، کارهای خیریه، انفاق، مراقبت از اصول اخلاقی، انسانی و ارزش های دینی).تقوایی که بشر خواسته اند آن است که مراقبت کند تا راه را گم نکند و هدف را فراموش نکند.
راه های دستیابی به شادی قلبی: اطاعت ، بندگی و راستگویی (گناه که زیاد شد سرور و شادمانی کم می شود) ذکر و یاد الهی، خدمت به همنوعان و گره گشایی از مشکلات دیگران، دعا و راز و نیاز، اعمال صالح و نیک، با دوستان و در اجتماع بودن، تفریح و سرگرمی شما را از شرافت و مردانگی دور نسازد. «امام هفتم (ع)». (دچار اسراف و تندروی نشوید). شادی چیزی جز هماهنگی ساده بین انسان و زندگی نیست. «آلفرد کامو»"(لقماني)
"انسان همان چیزی است که خود باور دارد. «چخوف». اگر بخواهی بر عالم فرمانروا باشی باید عقل بر تو حاکم باشد. «سه ر نه ک»هیچ چیز در جهان از آب نرم تر نیست با این همه در مقابل با پلیدی ها و سختی ها هیچ چیز تاب مقاومت با آن را ندارد. بزرگترین افتخار این نیست که هرگز سقوط نکنیم بلکه از هر سقوط دوباره برخاستن است. «کنفسیوس»
توهین نمایش اقتدار افراد ضعیف است. امید آنقدر اهمیت دارد که بال برای فرشتگان. «ویکتورهوگو» امید نصف خوشبختی است. «مثل ترکی» امیدواری به خداوند بهای هر کالای گرانبها و نردبان عزت است. «امام جواد (ع)» هرطور فکر کنی همان برایت پیش می آید. قضاوت خوب نتیجه خوشبینی و مثبت نگری است.
اگر می توانید حتماً می توانید. پیروزی یعنی اراده کردن. اگر بخندید خنده می بینید و اگر مهربان و صمیمی باشید دل ها به رویتان باز می شود. «ویلیام جیمز» زندگی هرکس زاییده اندیشه اوست. (پس بنگر با چه اندیشه ای زندگی می کنی.) «دیوید هیوم» نگاه هرکس به اطراف برمی گردد به نگاه فرد به خودش. جهان بازتابی از خود ماست. روزی علم به جایی می رسد که دین گفته بود، روانشناسان همان چیزهایی را می گویند که پیامبران آورده اند «ویلیام جیمز».
باغ ها و میوه ها اندر داند، عکس آب و گل در این باغ و گلند.راه لذت از درون دان تر برون «مولوی».
اگر ما تمام جهان را در پی شادکامی و موفقیت درنوردیم جز در درون خودمان نمی توانیم آن را به دست آوریم. «فیلسوفآمریکایی»
زمان برای کسی که می تواند صبر کند هر دری را می گشاید. روزی که صبر در باغ زندگیت بروید به چیدن میوه پیروزی امیدوار باش.
انسانیت فردی را حفظ کن تا تمدن اجتماعی پایدار بماند. «پیرکوری» انسان موفق لاقید نیست و انسان لاقید موفق نیست. کسی که وجدانش پاک است همیشه شادمان است. «مثلچینی»
اگر می خواهی بخندی تواضع کن، شوخ طبعی قسمتی از تواضع است. «جی پی واسوانی»
حقیقت را با بی طرفی و با روحی آزاد از هرگونه تعصب جستجو کنید. «دکارت»آن کس که با خود به جنگ برخاسته که نمی خواهد بداند از کجا آمده و برای چه آمده! «ارسطو»"(محمودي،كليدهاي طلايي)
آنان که نسبت به توانایی ها و ضعف های خود واقع بین ترند ترس و تهدیدهای غیرمنطقی را کنار گذاشته اند و به هنگام رویارویی با خطای دیگران بزرگوارانه برخورد می کنند (گذشت و بخشش دارند) به همین دلیل بیشتر از دیگران احساس شادی دارند. (سخاوت،انفاق، بخشش و احترام همه باعث شادی هستند). در مقابل، ترس، اضطراب، بدبینی، بخل، تنگ نظری، خوددرگیری، منفی بافی و منفی نگری همه و همه زمینه ساز ناشادی، عصبانیت و دور بودن از دوستان و خوب دیدن است. شادی نه از بیرون، بلکه از درون است، شادی آن است که ما می اندیشیم. نگاه هرکس به دیگری برمی گردد به نگاه فرد به خودش (آرام، بدبین، وسواس و شکاک، خودش مشکل دارد نه دیگران؛ از ماست که بر ماست).
باغ ها و میوه ها اندر داند                عکس آب و گل در این باغ و گلند
راه لذت از درون دان تر برون.
شکست یعنی فقط برای خوشامد گویی دیگران زندگی کردن.برداشت درست، درک متقابل و تفاهم با گفتگو و طرح شفاف مسائل به دستآید.
چاپلین به دخترش نوشت: تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی خودت را قربانی نکن، هرگز چشمهایت را برای کسی که معنای نگاهت را نمی فهمد گریان مکن، قلبت را خالی نگه دار و اگر روزی خواستی کسی را در آن جای دهی سعی کن فقط یک نفر باشد و به او بگو: تو را کمتر ازخدا و بیشتر از خودم دوست دارم. زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز.
اخوت و برادری، تعاون بر نیکی و تقوا، اتحاد و همدلی، نعمت الهی به واسطه اسلام رسالت پیامبر اکرم (ص) است. الهی به ما توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی و عشق بی هوس عطا کن.
به جهت دنیا و دارائی آن که از دست شما رفته است و شما نیز از آن جدا خواهید شد از ما باز نمانید، زیرا کسی که دنیا را بر آخرت ترجیح دهد و به جای ما آن را برگزیند فردای قیامت افسوس و حسرتش بی بزرگ خواهد خواهد بود. «مولای متقیان»
و تو بر خود مسلط نشوی مگر آنگاه که بیشتر همتت، یاد بازگشت به سوی خدا شود و جز خدا کسی نیست که از بدی نگهدارد و به نیکی توفیق دهد.«نهج البلاغه»
خدای متعال درباره ی اندوه پیامبر در برابر مشرکان چنین می فرماید: سخن آنان تو را
غمگین نکند زیرا عزتهمه از آن خداست و او شنوای بیناست. «یونس/ 65»
اگر مردم از فضیلت معرفت الهی آگاه می بودند زندگی خود را با دیگران مقایسه نمی کردند.میان شما و اندرز پرده ای از غفلت و فریفتگی است. «معصوم (ع)»
 از کسانیکه که از من متنفرند سپاس، آنها مرا قوی تر می کنند، از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم، آنان قلب مرا بزرگتر می کنند. از کسانی که مرا ترک می کنند متشکرم، آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست. ازکسانی که با من می مانند سپاسگذارم آنان به من معنای دوست واقعی را می آموزند. «کوروش کبیر»
شعار سقراط: خود را بشناس، دچار خود بیگانگی و بی هدفی در زندگی نشو، در انتخاب راه عالمانه گام بردار.
مهارت های زندگی: مسئولیت پذیری، ایمان به خدا (نقش مهمی در میدان ها و عبور از موانع دارد)، بصیرت، مثبت اندیش بودن (احساسات ناپسندی که مانع رشد است دوری کردن و از مشکلات نترسیدن، بزرگ نکردن مشکلات، پیچیده نکردن و ساده گرفتن آن) صبور و آرام بودن، خیرخواه و یرای رسان، الگو و سرمشق داشتن (دین خود را با دانش حفظ کنید.) (از تجربیات دیگران استفاده کنید و خود رأی و لجوج نباشید. اگر حق را یافتید دلیل تراشی نکنید لجاجت باعث هلاکت است، جدال مکن حتی اگر حق با تو باشد زیرا دوستی ها را تبدیل به دشمنی می کند.)
مشورت ادراک و هوشیاری دهد، عقل ها هر عقل را یاری می دهد. هرگز نخورد آب بر زمینی که بلند است، تکبر به خاک اندر اندازت. جستجوی الگو و مدل در زندگی یک اصل و قاعده است.
 عقل دو قسم است: یکی تفکر و آگاهی خود و دیگری معلوماتی که از تجربیات و مشورت های دیگران به دست می آید. داشتن الگو در زندگی، استفاده از تجربه و مشورت از انسان هایی که هم علم دارند و هم ایمان انسان را به موفقیت بیشتر می رساند.
مهارت های زندگی برای این است که فرد توانایی پیدا کند تا با مسائل و مشکلات سازگاری یابد و بر آنها مسلط شود. از طریق رشد این مهارت ها افراد یاد می گیرند که به راحتی زندگی کنند، احساس خود را با امنیت خاطر بیان کنند و زندگی را دوست داشته باشند.(فرمهینی،1389،ص8)
هیچ عبادتی (موفقیتی) به هدف خود که تکامل شخصیت انسان است نمی رسد مگر با تلقین، توجه، تمرکز و باور. «کتاب راز رشد آگاهی»
 مؤمن هوشیار دقیق و محتاط است. هرز ایمان و کفر بی عقلی است. هرکس عقل ندارد به او اعتنایی نیست. «امام معصوم (ع)»
ایمان یعنی حضور خداوند در ذهن و دل انسان که منشأ اعمال و رفتار صحیح و سالم است. حقیقت نام خدا را بردن در آغاز هر کاری به خاطر حسن کردار، آموزش حق جویی و خدامحوری، قداست کارها، توکل به او، دوری از وسوسه های شیطان و خروج از تکبر و خود محوری است.
 
قوانین اخلاقی انسانی ازابتدای خلقت تا الان و تا آخر دنیا ثابت و تغییر ناپذیرند. مثل قوانین فیزیک و ریاضی و ... هستند که ثابتند و در همه زمان ها و با هر زبان و دینی یکسان است. مانند دودوتا چهارتاست. صداقت از ابتدا صداقت بوده و الان هم صداقت است و با گذشت زمان تغییری نکرده. برای یک مسلمان صداقت، صداقت است و برای یک یهودی و مسیحی نیز همین گونه است. پس تعالیم انبیا و امامان و کتاب های آسمانی فرا زمانی، فرامکانی و فرا دینی است. یعنی هرکس آنها را درست عمل کند به سعادت خواهد رسید. قیام کربلای امام فقط مبارزه با یزید کوته عمر نبوده، بلکه مبارزه با جهل، گمراهی، پستی و پلیدی و زبونی انسان بوده است.
جامعه شناس غربی، هویت، دین، فرهنگ، خانواده، نهادها، کار و اقتصاد را با جهان بینی مادی تفسیر می کند. شاید از لحاظ علمی نظراتشان محکم باشد اما افق دیدشان کوتاه است زیرا دنیا مادیات و لذت برایشان اصل است. اما تنها به وسیله ی وحی و انبیاست که می توان جهان، انسان، مرگ و جاودانه بودن را درست شناخت.غرب خودوخدایش رافراموش کرده است.
هدف جامعه از نظر قرآن: پیروزی حق بر باطل، حاکمیت حق و عدل بر مبنای تعالیم انبیا و تشکیل حکومت صالحان است.
اسرار موفقیت: خودشناسی (شناخت حقیقت انسانی خود)، ایمان (اتکال به یک مبدا و منبع قدرت لایزال و غیبی)، اعتماد به نفس (خودباوری ناشی از توکل است)، اراده قوی (انسان محصول اراده است نه محیط و وراثت)، کار و تلاش (بهترین مدرسه ی تربیت و درمان دردهای درونی است)، استقامت (راه پیروزی جز غلبه بر مشکلات و سختی ها نیست)، برنامه ریزی و تعلم (جوانان و الگوهای موفق). مهم نیست از کجا آغاز می کنید. مهم نقطه ای است که برای خاتمه برمی گزینید. زندگی و کار و تلاش خود را هدفمند کنید. امروزه از خود بیگانگی مهمای بزرگ و معضل فکری جهان شده است. اگر انسان بداند این دنیا راه است و هدف و مقصد نیست از مشکلات نمی ترسد و اگر بداند از کجا آمده؟ برای چه آمده و به کجا می رود دیگر دچار بحران هویت نمی شود.(سرلک،1390،ص24)
شرمساری باید از تلاش نکردن باشد. «میتوس» در جسارت، نبوغ، قدرت و معجزه نهفته است. «گوته»خوشبخت کسی است که طعم وظیفه و مسئولیت را چشیده و هر روز با رضایت خاطر برای انجام بهتر آن تلاش می کند. زندگی یعنی وظیفه شناسی. «کانت» هر مسئولیتی که فراموش می شود پرده ای به روی حقیقتی که باید بدانیم کشیده میشود. «روسکین» 1درصد نبوغ 99% تلاش. «ادیسون»
کسی که به هرکار دلش خواست انجام داد هرچه زشت و نارواست ملاقات می کند. «مولایمتقیان» یک درخت هرچقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز می شود و طولانی ترین سفرها با اولین قدم آغاز می شود. «لائوتسه»
آن کس که بر ترس غلبه نکند اولین درس زندگی را نیاموخته است. «امرسون» رنج مردم در سه چیز است: از وقت پیش می خواهند، از همت بیش و مال دیگران را آن خویش. «خواجهعبداللهانصاری» برای رسیدن به خوشبختی شرایط لازم نیست این قدرت روحی است که سبب خوشبختی می شود. «بالزاک»
کسانی که از تجربه دیگران پند نمی گیرند محکوم به تکرارند. اگر از عصبانیت و تندی که داشته پشیمان نشوی نشانه جنون و دیوانگی است. نیاز نیست در زندگی بهترین باشیم، همین که با بینش صحیح نهایت سعی و تلاش خود را کنیم کافی است.
تمام چیزی که خدای متعال از بشر می خواهد یک قلب آرام است «اکهارت» تنها کسانی به بهشت می روند که قلب سلیم با خود آورده باشند (دین اسلام) کسی که متکی به حقایق بزرگ معنوی است از تغییرات و فراز  نشیب های زندگی دستخوش تشویش و نگرانی نخواهد شد. بنابراین یک شخص واقعاً متدین، تزلزل ناپذیر و فارغ از دغدغه و تشویش است برای انجام هرگونه وظیفه ای که روزگار پیش آورد با خونسردی آماده و مهیا می باشد. «ویلیامجیمز»
کسی که بدون اندیشه حرف می زند مانند صیادی است که بدون نشانه تیر می زند. «مونتسکیو» هیچ پیروزی و موفقیتی بدون شکست اولیه به دست نمی آید. «لاگرانژ» بدگمانی و بدبینی پرده ای است که دوستی و محبت را از بین می برد.
افرادی که از روی عادت کاری را انجام می دهند (افراط یا تفریط) دیگر از اعتدال بهره مند نمی شوند و همواره در اضطراب به سر می برند. تنها چیزی که در زندگی توصیه می کنم: سادگی، سادگی، سادگی. «ثوروویک» شرمو حیا برای زن فضیلت است. «اگوست» تقوا سرحد صفت های پسندیده است. «لقمان»
از نشانه های جوانمردی احترام به دیگران است حتی اگر فایده ای هم برایمان نداشته باشد. با نیک مردان معاشرت کن تا بر تعدادشان بیافزایی. «مثل ایتالیایی» آنکه تسلیم خداوند است همه چیز تسلیم اوست. «مثلفرانسوی»
کسی که سوار بر الاغ باد نخوت در گلو می اندازد سوار بر اسب می ترکد. «مثل آمریکایی» خدا را شکر که حسود فقط نسبت به چیزهایی دیدنی حسادت می ورزد. «مثل ایتالیایی» ماهی به سراغ قلاب کسی می آید که صبور باشد. معایب دیگران معلمان خوبی هستند. «مثلچینی» با کسی مشورت کن که به گریه ات اندازد نه بخنداندت. «مثل انگلیسی» دروغ راست می شود وقتی که باور می شود. «مثل آلمانی» کسی که دشمن خود است دوست هیچ کس نمی شود. از فرط غرور نه و از ضعف آری مگو. «مثل سوئدی» حقیقت و گل سرخ هردو خار دارند. «مثل اسپانیایی»
کودکان فقط امروز را می بینند، برخی جوانان همان کودک ناتمام اند. (سرگرمی و خوش بودن، احساسی بودن و شیدایی کردن)
برخی دیگر از جوانان تنها به فردا می اندیشند و از حال غافلند منظر آینده اند اما با خیال، بی هدفی، بی توجهی به لحظات امرزو زندگی، عده ای نه افراط دارند و نه تفریط: با تعادل از حال لذت می برند و به آینده و فردا هم اندیشد، آنکه امروز را از دست می دهد فردا را هم نخواهد داشت زیرا خوشبختی اینده در استفاده کردن درست از زمان حال است تو همان قدر وقت داری که دانشمندان و مردان بزرگ دانسته اند. «براون»
هر فرد سه شخصیت می تواند داشته باشد: شخصیتی که نشان می دهد، شخصیتی که واقعاً دارد و شخصیتی که خیال می کند دارد پس صادقانه باید نشان دهی که خود واقعیت چه هست.افرادی که خود واقعی شان را نشان می دهند هرگز اضطراب ندارند زیرا همیشه خود هستند بدون چهره دروغین و ظاهری، بلکه ظاهر و باطنشان یکی است.
آدم مجبور نیست با تظاهر و خودنمایی مرد بزرگی باشد کافی است مرد باشد همین خودش زیباست. «آلفرد کابو» کسی که زبانشصادق و عملش پاک و پاکیزه هست و کسی که نیت و نیکو و پاک دارد روزی اش افزایش می یابد و آنکه شایسته رفتار می کند عمر طولانی دارد. «امام صادق(ع)»
عاقل کسی است که گفتارش، اعمالش را تصدیق می کند. مروت و مردانگی فرد صداقت گفتار اوست. آنکه صداقت در گفتار یافت جلالت در شخصیت یافته، آنکه صداقت در لهجه و بیان یافت صحت در دلیل و برهان می یابد بهترین نشان دلبستگی دینی و معنوی فرد تقوای نیکو و صداقت و پرهیزکاری است. «مولای متقیان»
زندگی و دنیا با بلاها پیچیده شده است و به بی وفایی و مکر. حالاتش یکنواخت نمی ماند و ساکنانش ایمن نیستند امنیت و آسایش در آن غیر ممکن و اهل آن دائماً هدف تیرهای بلا هستند. مزرعه شرور و بدی ها و معدن تلخی ها و ناکامیهاست. اما با دعا و راز و نیاز با خدا، توبه و بازگشت، اشک و انس با خدا را می شود زدود. اشک موهبتی الهی است که توسط آن رطوبت مغز انسان جدا می شود. «امام صادق(ع)» ریزش اشک از دیدگان همراه با زمزمه و سخن یا غم باعث آرامش است. خوشبخت کسی است که خدا به او دلی داده که شایسته ی عشق و سوز و گداز است هرکس اوضاع عالم و قلب انسانی را در آینه دوروی عشق و درد ندیده باشد او هیچ حقیقتی را ندیده و از دنیا چیزی نفهمیده است. «ویکتورهوگو»
بسیاری از واردات و صادرات قلبی انسان در اثر تعامل و ارتباط و گفتگو با دوستان و اطرافیان است. ناسپاسی مردم تو را از کار نیکو باز ندارد زیرا کسانی هستند بی آنکه از تو سود برند تو را می ستایند چه بسا این از ناسپاسی ناسپاسان سودمندتر است. چون تو را ستودند یا احسان کردند تو بهتر از آن ستایش کن و از بدی دیدی با سکوت و آمرزش بگذر. از کمترین امکانات بیشترین بهره و افتخارات را ببرید. (ایجاد سنت حسنه)
دست خدا با جماعت است و شطان با فرد دور از اجتماع «پیامبر اکرم (ص)» انسان اجتماعی آفریده شده است و باید در فعالیت های اجتماعی و اجتماعات مثبت و سازنده شرکت کنند (جماعت باعث برکت است. «پیامبر اکرم (ص)») یقین شد از جماعت، رحمت آمد.
روشهای رسیدن به رضایت در شغل وکار:
1-به این فکر کنید که به چه مواردی در کار خود علاقه مند هستید ودنبالش می­کنید2-وضعیت کنونی خودرا در شغلتان به تصویربکشید:مثل زمانی که در کنار رودخانه هستید و نمی­توانیدبه طرف دیگر بروید!در فکر خودان را مجسم کنید وبه دنبال این باشید که تغییری در موانع کاری خود ایجاد کنید مثلاپلی بسازید تا بتوانید به آن طرف رودخانه بروید یا اگر در جنگل گم شده ایدمسیر خود را پیدا کنید3-مهارتهای حرفه ای دیگری در کنار این کارتان پیدا کنید4-سعی کنید به کاری که در حد توانتان است راضی باشیدنه بالاتر از توانایی.
5-سعی کنید خودرا تغییر دهید نه محیط را (مثبت نگر باشید) اگر همه افراد را ریاکار یا دورو بدانید خود به خود روی شما هم اثر می­گذارد.
6-همیشه به خدا تکیه کنیدنه به خود.این طور محکم­تر به نظر می­رسید.(همیشه این سپر محافظ را داشته باشید).
7-زمانی را به خود اختصاص دهید (کتاب بخوانید،غذا وتفریح مورد علاقه)خود را خوشحال وراضی به زندگی نگه داریدتا کمی لذت ببرید.
8-همیشه خدا را به خاطر همه نعمت هایش شکر کنید،همین طور از کاری که دارید.
9-اول تمرکز کنید بعد تصمیم بگیرید(برنامه ریزی)وپشتکار داشته باشیدتا همیشه موفق ظاهر شوید،لحظه ای از تلاش دست نکشید.
10-باور کنید که بقیه عمر نیز مانند قبل در جریان است پس زیاد سخت نگیرید.
11-علاقه وعشق تمام احساسات منفی حتی عصبانیت وخشم را از بین میبرد.
12-قدر دانی وحق شناسی از پروردگار ومخلوقاتش.
13-همیشه کنجکاو ودر پی چیزهای جدید باشید.14-باشور وهیجان باشید.15-قاطعیت وصراحت داشته باشیدواز هیچکس جزءخدا ترس نداشته باشید،با صراحت تمجید یا انتقاد کن،اما زیاد نیز سخت گیر نباش با انعطاف.(نه آنقدر خشمگین شوکه از تو دور شوند ونه آنقدر نرم که بر تو دلیر شوند).
16-اعتماد به نفس وقوی باش.17-خوش رویی:سبب از بین رفتن ترس،عصبانیت،ناامیدی وافسردگی می­شودوباعث می­شود مردم در کنار شما شادی بیشتری حس کنند.
18-سرزندگی وزنده دلی(تحرک وشادابی جسم وروح)19-همکاری،خیر خواهی،خیر رسانی وکمک به دیگران.( محمودی،1390،ص121)
کار ورضایت در زندگی:
" اگر نگرانی برای کسب روزی به اندازه ای باشد،عامل تحرک و خوب است،اما اگر نگرانی زیاد باشید به فشار روانی تبدیل می­شود واین ناپسند است.باید بدانیم که روزی از آسمان است وتامین کننده آن مالک آفرینش است که تضمین آن را داده پس سوء ظن نداشته باشیم زیرا خدای متعال به اندازه گمان فرد با او رفتار می­کند.اگر گمان ویقین تو به او محکم است پس بدان که او هم به اندازه گمان و یقین تو نظر دارد.وضع انسان شگفت انگیز است خداوند بدون اطلاع او روزیش را در جنینی،نوزادی وبعد از آن به وسیله ی والدین رسانده  اما الان که بزرگ شده اوضاع بر او سخت می­شود وبه خدا سوء ظن پیدا می­کند،به خاطر ترس از تنگ شدن روزی(مولای متقیان)باید باور کنیم که روزی ما دست خداست وخودش فرموده من رازق تو هستم تو فقط باید تلاش کنی همین.اگر خدای متعال متکلف روزی شده پس اندوه برای چه؟(امام صادق علیه السلام).
انسان اگر تلاشگر نباید نگران آینده باشد وبا توکل باید به تلاش ادامه دهد زیرا روزی بر گذر زمان توزیع می­شود (اندوه سالت را بر امروز(حال)بار مکن)(مولای متقیان).همه چیز با تقدیر الهی تنظیم میشود،محرومیت همیشگی نیستو بر خوردار بودن نیز نباید عامل سرمستی وغرور باشد.یک حالت تعادل باید باشد تا موجب ناراحتی یا انحراف پیش نیاید.
تصور انسان این است  برای راحتی زندگی باید امکانات ودر آمد بیشتری داشت این باور باعث حرص زیاد می­شود وموجب از دست رفتن آسایش و آرامش وزندگی آرام میگردد.احرص باعث می شود قناعت آسایش و آرامش واحساس رضایت درزندگی از بین برودوحالت بی اعتمادی وبی یقینی نسبت به خدای متعال در انسان پدید آید (امام صادق علیه السلام).به خدا اعتماد کن ودر کسب روزی با وقار و آرامی عمل کن روزی معیین شده وبه وسیله حرص حاصل نمی­شود.به آن چه هست قانع باش و به تقدیر الهی راضی.با حرص زدن فقط خستگی،نارضایتی از زندگی و ناکامی پدید می­آید.بدان که خدا ضامن روضی است پس حرص زیادی نزن که آسایش را از تو می­گیرد ومایه رنج وفشار روانی ونارضایتی در زندگی می­شود.
قناعت کلید رضایت است.حیات طیبه قناعت است(مولای متقیان)شخص قانع برای کسب روزی تلاش میکند  ولی به آن چه خدا روزی او کرده بسنده می­کند.از این رو نه معترض است ونه احساس ناامنی می­کند.بدین جهت از زندگی خود احساس رضایت خواهد کرد.به آن چه خداوند قسمت تو کرده قانع باش تا زندگیت با صفا شود(امام صادق علیه السلام).زندگی را نباید سخت گرفت،راحتی زندگی در قناعت است قناعت یعنی اینکه انسان باید تلاش کند اما حرص نزند.
ریشه بخل نیز سوء ظن به خداست کسی که بداند خداوند روزی رسان است به آن اعتماد داشته باشد بخل نمی ورزد.به درستی که بخل،ترس وحرص،غریزه های متفاوتی هستند که وجه جمع آنها بد گمانی است به خدا (مولای متقیان).کسی که توکل دارد هرگز یأس و ناامیدی به خود راه نمی­دهد، مقاوم است و همین باعث نوعی قدرت درونی در او می شود که عملش را بالا می­برد. اطمینان و توکل بر خدا بهای هر چیز است.(پسندیده،1384،53-57)"
بستر­های شاد کامی:
1.اگرشناخت هااصلاح شودوانسان به خداونداعتمادداشته باشدنگران مخارج زندگی نخواهدبودوازصفاوآرامش زندگی برخوردارخواهدشد.اعتمادنداشتن به خداوندمشکل اصلی است واین یک مشکل اقتصادی نیست(مثلاعدم ازدواج به دلیل مسائل مادی )یک مشکل شناختی واعتقادی است.
2-امنیت؛رفاه زندگی وشادی در امنیت است(مولای متقیان)2-سلامتی 3-خواب کافی نه کم نه زیاد(خواب را مایه آرامش واستراحت قرار دادیم.(سوره نبأ/9)4-شوخ طبعی (شوخی کردن از اخلاق خوش است (امام صادق علیه السلام).شوخی کن اما از حق نگذرد ودشنام نده (پیامبر اکرم ص).
لذت انسان در:1-ارتباط باخدا2-داشتن دوستان خوب3-بودن در اجتماع وداشتن روابط اجتماعی4-داشتن خانواده،همسر وفرزندان شایسته است.
آسودگی مومن در بودن با برادر برادر مومن است،همان گونه که پرنده آسودگی خود را در همانند خود میابد (امام صادق علیه السلام).ارتباط با دیگران بدون غرور،تکبر وخود خواهی است همراه با ادب واحترام (هرگاه کسی فردی را ببیند که از او بهتر وبا تقواتر است در برابر او تواضع می­کند تا به او ملحق شود (پیامبر اکرم ص).
هر که بر این باور باشد که از دیگران برتر است او در شمار مستکبرین است.(امام صادق علیه السلام).مسلمانان را مثل خانواده خود بدان که آبروی آن ها را حفظ می­کنی وبه آن ها ستم نمی­کنی مانند خانواده خود (امام سجاد علیه السلام).تکریم دیگران را به خود برگردان یعنی اگر از تو تعریف واحترام کردند تو هم چنین کن واگر بدی و آزار دیدی بگو شاید به خاطر گناهی است که خود انجام داده ام (امام سجاد علیه السلام).همیشه بگو دیگران بهتر از من هستند،با دیگران طوری رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار کنند (معصوم علیه السلام).
"مهارتهای مقابله با تنیدگی:
1-بی تابی در مشکلات وغم ها محنت را بزرگتر وپاداش را از بین می­برد(مولای متقیان).
2-بردباری وصبر:با صبر هیچ مصیبتی نخواهد بود(ناتوان نشدن،شکایت نکردن،مقابله صحیح).
واقعیت شناسی سختی ها:
1-دنیا محل سختی است (به تحقیق ما انسان را در رنج آفریدیم.سوره بلد/4).چیزهای محال را آرزو نکنید(امام صادق علیه السلام).دنیا محل آسودگی نیست.
2-سختی­ها اجتناب ناپذیرند(با هر خوشی رنجی است)پیامبر اکرم( ص).این طبیعت زندگی است که همیشه شادی نیست وغم واندوه وشادی با هم در آمیخته اند.
3-سختی ها برگشت ناپذیرند باید آن ها را پذیرفت (به دستور ما نیامده­اند که به دستور ما بروند،به حذف حادثه فکر نکنیم زیرا این باعث می­شود به جنگ با سختی ها بپردازیم،امانمی­شود)به مدیریت صحیح وبرخورد درست با قضایا بیاندیشیم.باید موقعیت ناخوشایند را پذیرفت ومهار ومدیریت کرد.صبر کنید تا بگذرد،زمان همه چیز را خود به خود درست می­کند شاید سالها طول بکشدولی صبر باید کرد.پذیرش سختی ها وموقعیت،نشانه خردمندی است وخردمند کار بیهوده نمی­کند(کسی که بیمار میشوددکتر میرود صبر میکند تا خوب شود). اگر صبر داشته باشی قضای الهی بر تو می گذرد در حالی که ستایش می­شودو اجر صبر با بی تابی از بین میرود (مولای متقیان).
4-سختی ها پایان می پذیرد (همراه هر سختی،خوشحالی است)سوره انشراح/5-6.برای هرتنگنایی،راه خروجی است(مولای متقیان)(امید به گشایش وفرج از برترین عبادات است.(مولای متقیان).
 «مؤمن بي عقل اعتنايي به او نيست. مؤمن، هوشار، دقيق و محتاط است. همدلي نقطه ي آغاز تعاملي مددجويانه است. هركس گره از كار مؤمني بگشايد خداوند در روز قيامت دلي شاد ارزانيش مي كند.
شايسته است انسان مؤمن سه نشانه داشته باشد: يكي از خدا (كتمان سر) و نشاني از رسول او (مدارا و سازگاري با مردم) و نشاني از ولي او (صبر).
پيامبر خدا (ص) وقت خود را در منزل به سه قسمت تقسيم مي كرد: يك قسمت براي خدا، يكي برای خانواده و يك براي خود. حتي قسمت خود را با مردم تقسيم مي كرد. حتي قسمت خود را با مردم تقسيم مي كرد. مهرباني و دوستي با مردم نيمي از خردورزي است.
از نشانه هاي درك و تفاهم پايدار همراهي: حلم و علم است. (صبوري، نرمي) همراه با آگاهي از حقوق و قوانين. بر خدا توكل كن و همين بس كه او حافظ و مدافع تو باشد. «معصوم (ع)»
ديگر مهارت هاي زندگي عبارتند از: مهارت زندگي كمك و همياري (سامان دادن بسياري از نابساماني ها، مثبت نگري، كشف واقعيت هاي خوشايند زندگي، توجه به آينده اي روشن، اميد به فردايي بهتر، نشاط و شادابي، خشنودي از زندگي، اندشيدن به قله ها، پرهيز از گمانه زني هاي عجولانه و غير منطقي، گذشتن از خطاهاي ديگران و دوري از كينه و خشم، بي تكلفي و ساده زيستي، قدرشناسي و سپاسگذاري، صداقت و صراحت و قاطعيت، مهرباني، بودن در سختي ها اما نناليدن و راضي بودن به رضاي الهي. اولياي الهي هميشه در سختي بودند اما هرگز اعتراض نداشتند و ناراضي نبودند بلكه شكر را داشتند. سازگاري با محيط باعث موفقيت و پيروزي مي شود.
آنچه خود را بدان وسيله بدبخت و زبون مي پنداريم بيماري افزون طلبي، بخل، حسد، تنبلي، خودخواهي، غرور بي جا، خشم بي جا، بداخلاقي، عجب و تكبر، جهل و ناداني و ... است كه بايد آنها را علاج كرد.
خوشبختي پيروي از عقل است. جهل از مرض خوره و پيسي بدتر است. «امام صادق (ع)» اساساً روح كه بزرگ شد تن به زحمت مي افتد. دانش سبب سربلندي است. انصاف عدالت واقعي است. بنده دائماً ميان سه چيز است: بلا، قضا و نعمت.
زيان بار ترين مشكلات اين است كه فكر كني توان مقابله با آن را نداري. آب روان و نرم، سنگ سخت را سوراخ مي كند. انسان خلاق و متفكر از كوه استوارتر است. شخصيت در جريان زندگي رشد مي كند.
لجاجت به تدريج انديشه را نابود مي كند. (مجادله نكن حتي اگر حق با تو باشد زيرا دوستي ها را تبديل به دشمني مي كند. «پيامبر اكرم (ص)» اختلاف فكر را ريشه كن مي سازد. بر سر دارائي هاي مشترك پيوند خود را حفظ كنيد با تفرقه فقط خود را نابود و دشمن را شاد مي كنيد. به خشم نياور و شرمنده مساز كه مقدمه جدايي است.
كسي كه در كاري كه نافرماني خدا در آن است بكوشد اميدش را از دست مي دهد و نگراني ها به او روي مي آورد. «معصوم (ع)» بهترين ثروت آن است كه انسان به وسيله آن آبرويش را حفظ كند. «معصوم (ع)» چه آسان است مرگي كه در راه رسيدن به عزت و احياي حق باشد. «معصوم (ع)»
استقامت در مشكلات روح را استوار و سينه را گشاده مي سازد. ترس نقص و كاستي است. نقص زايل شدني نيست جز با اتكال به بي نياز مطلق (خداي متعال) عجز و ناتواني، آفت است و بي خردي بزرگترين فقر. بازايستادن از حركت زندگي بيماري است. انسان بايد تا آخر عمر از تلاش دست نگشد. صبوري شجاعت است و پاكي سعادت. عزت و برزگي در اطاعت خداست. و حريص و طمعكار خوار و بي مقدار.
هركسي و هرچيزي را دوست بدار اما بدان يك روز از آن جدا خواهي شد و يك روز دنيا را ترك خواهي كرد. پس خود را بهتر بشناس و دنيا راه مرگ را و زندگي را.
روزي لقمان به پسرش گفت: امروز به تو پندي مي دهم كه كامروا شوي. سعي كن بهترين غذاي جهان را بخوري، در بهترين بستر بخوابي و در بهترين كاخ ها زندگي كني. پسرش گفت: اي پدر ما فقير هستيم. چطور مي توانيم اين كار ها را انجام دهيم؟ لقمان گفت: اگر كمي ديرتر و كمتر غذا بخوري هر غذايي كه مي خوري طعم بهترين غذاهاي جهان را دارد و اگر بيشتر كار كني و كمي ديرتر بخوابي در هر جا كه خوابيده اي حساس مي كني بهترين خوابگاه دنياست و اگر با مردم دوستي كني در قلب آنها جاي مي گيري. آن وقت بهترين خانه هاي جهان جاي توست.
آدم ها سه دسته اند: يا مي دانند و مي فهمند (عاقل اند) يا نمي فهمند و نمي خواهند بدانند (جاهل اند) و بعضي ها ذهني صاف و حسي لطيف و دلي پاك دارند. شما جزء كدام دسته ايد؟
مراتب انسان ها به اندازه ي: فهم و درك و عقلشان، (بصيرت و معرفت)، درجات ايمانشان، طهارت نفس و پاكي درونشان، و آگاهي از تعاليم  دين و اصول اخلاقي آنهاست.
 
مثبت نگری:
1-توجه از ناخوشی ها به خوشایند­ها،کشف واقعیتهای خوشایند،نباید زندگی را یکسره تلخی وسختی ببینیم.قصه خوردن نست به گذشته افسردگی وناراحتی می افریند وفکر کردن زیاد ونگران بودن نسبت به آینده اضطراب واسترس می آورد.ناامیدی وناتوانی (نمی توانم،نمی شود وترسیدن وتغیر دادن)نیز زندگی در حال را مختل می سازد. آن چه به نقاط مثبت زندگی خاصیت آرام بخش میدهد درک وتوجه به آن هاست.
2-نباید یک موقعیت را به تمام زندگی تعمیم داد بلکه تعدیل ان موقعیت است نه نادیده گرفتن ابعاد دیگر زندگی (در گذشته هزاران نعمت داشته ای ودر اینده نیز به تومیرسدپس شکایت نکن (امام صادق علیه السلام).همه چیز را تیره وتار نبینید،خواهید که در کنار یک محنت،هزاران نعمت است.
3-توجه به آینده روشن و امیدوار بودن به نشاط وشادابی داشتن.(ناامید مباش که ناامیدی کفر است،شاید خداوند تورا به زودی بی نیاز کند.(امام صادق علیه السلام).
4-توجه به زندگی در حال:یک بعد را به همه ابعاد تعمیم ندهیم،نگویم در همه زمان ها این چنین است یا آن چنانمشکلات را کوچک ببینیم نه بزرگ وپیچیده.در حال زندگی کنیم نه در آینده باشیم ونه غم گذشته را بخوریم.
5-پاداش تحمل،گشایش است.(اگر نعمتی از دست رفت خداوند بهتر از ان را نصیبت میکند در صورت تقوا).حقیقت ایمان توکل است،غمگین نباشید که خدا با مومنان است.(سوره توبه/40).
 آراستگی، پاکی و تمیزی موجب پاکدامنی است. خوشبختی نتیجه ورزش و تندرستی است و باعث اخلاق نیکو و فرزانگی. شادی و شادکامی در پیاده روی، قدم زدن، شنا، نگاه به سبزه زار، سفر و تفریح، وسیله سواری شایسته داشتن، تغذیه صحیح (رزق حلال و طیب)، داشتن همسر شایسته، مسواک زدن، گفتگو با انسان های بزرگ و برجسته و طهارت و پاکی است. «امام صادق (ع)»
انسان های بزرگ و باهمت همانند کوه اند که هرچه بیشتر به آنان نزدیک شوی عظمت آنها بر تو آشکار می شود، اما مردم پست همانند سراب اند که اگر اندکی به آنان نزدیک شوی فوری پستی و ناچیزی خود را بر تو آشکار می کنند. «گوته- نویسنده و شاعر آلمانی» مردان بزرگ اهداف و آرمان های بزرگ دارند و دیگران آرزو. «ایرونیک- نویسنده اروپایی»
افراد دانا و حکیم هماند شهری هستند که یک در بسته دارند و برای وارد باید در زد اما افراد عادی مانند شهر صد دروازه اند که هرچیزی و هرکسی وارد آن می شود. «موریسمترلینگ»
از عظمت و عزت زنان و مردان برجسته همین بس که هر زمان اراده کنند می توانند میان احساسات و افکار خود فاصله اندازند و در سختی ها و تیرگی ها روح خود را آن چنان بالا برند که آزاری به آنان نرسد. «کانت- فیلسوف آلمانی»شادی و نشاط در زندگی در گفتگو با مردان الهی موفق است. «امام صادق (ع)»ملاقات برادران باعث خرسندی و خوشحالی باروری عقل می شود گرچه این دیدار کوتاه و اندک باشد. «امام محمدباقر(ع)»
دلی که غیب نما است و جام جـم دارد                   زخامتی که دمی گم شود چه غم دارد
به خط و خال گدایان مده خزینه ی دل          به دست شاهــوش ده که محترم دارد
«حافظ»
جان های شما از سخنان حکمت آموز قوت و توان می گیرد آن چنان که جسم از غذا قوت می گیرد. «امام اول شیعه»
خوش اخلاقی گناه را می زداید آن چنان که آفتاب یخ را. «پیامبر اکرم (ص)»  با نان خشک زندگی کردن اما با آرامشخاطر به سر بردن بهتر از تکیه بر اریکه ی قدرت و سلطنت با دغدغه ی خاطر است. «بترا-روانشناسآمریکایی»«برگرفته از کتاب چگونه شاد و خنده رو باشیم. احمد لقمانی
 برای زندگی فکر کنید اما غصه نخورید. همیشه نعمت های خود را بشمارید نه محرومیت ها را. «دیل کارنگی» آدم عاقل کسی است که بر آنچه ندارد تأسف نمی خورد بلکه از آنچه دارد لذت می برد.اصل تعامل و ارتباط با دیگران سازگاری، مدارا، احترام و رعایت قوانین و حقوق افراد و اجتماع است.
تعدیل لذت جویی:
 لذت محوری نتیجه­ای جز اندوه بیشتر ندارد.نباید دلبسته دنیایی که ناپایدار وزودگذر است،وباید از آن کوچ کرد، باشیم.پیامبر خدا(ص)می­فرماید:من سه چیز را برای برای کسی که دلبسته دنیا باشد تضمین میکنم:فقری که بی نیازی ندارد،گرفتاری که آسودگی نداردوحزن واندوهی که پایان ندارد.پس نباید شیفته دنیا وجایی باشیم که برایمان نمی ماند وباید از آن برویم.دنیا جز برای بدست آوردن عمل صالح،داشتن ایمان وثابت ماندن در گروه اهل ایمان به خدای متعال،رسیدن به کمال انسانیت،آزمایش وامتحان الهی،ساختن خود،خانواده ودیگران وجامعه وخیر رسانی وعبادت وبندگی نیست.مرگ نابود شدن نیست بلکه ان جسم انسان است که نابود میشودامااصل انسان که همان روح،عقل،تفکر،اراده،عقایدوانسانیت وانتخاب­های انسان می­باشد نابود شدنی نیست.
 با گفتگو و طرح شفاف، برداشت درست، درک متقابل و تفاهم حاصل می شود. زیرا هرکس ازدیدگاه خود برداشت می کند. در همان شرایطی که هستیم خود را شاد و خوشبخت بدانیم نه این که منتظر آن بمانیم تا بعداً به آن برسیم. زندگی درحال، نه در گذشته و نه در فردا.پیروزی یعنی اراده کردن. بزرگترین چیز بر روی زمین انسان است و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او نیست منتظر نمانیم تا به همه چیز برسیم و بعد احساس کنیم که آن موقع شاد و خوشبخت هستیم.
اگر باور داشته باشی که می توانی، حتماً می توانی. از تغییر نباید ترسید. نباید عادت کرد به یک چیز ثابت، حتی به یک نوع طرز تفکر. هیچ وقت نباید گفت من فقط در این زمان با این چیز بلکه باید بتوانی در هر شرایطی تغییرپذیر و خلاق باشی. ترس و عادت مانع پیشرفت است. خوشبختی و آرامش واقعی در ارتباط با خدا، توکل و اعتماد به خداست. اشتباه ما این است که روزی و خوشبختی را دست افراد می دانیم در حالی که آن راباید از بالا بخواهیم زیرا همه چیز دست اوست. انسان با حداقل امکانات نیز می تواند احساس خوشبختی کند.
"خنده و شوخی زیاد قلب را می میراند و ارزش و شخصیت انسان را کم می کند. خنده فراوان همنشینان را آزرده، بزرگان را اندوهگین و ایمان را می کوبد و سخنان جدی شخص را نیز بی اثر و باطل می گرداند.شادی و سرور واقعی در یاد الهی و اطاعت از او باید باشد و اندوه از گیاهان. «مولای متقیان»شادیکردن تکلیف دلپذیر و دینی این جماعت (ایرانیان) است. «پرفسور مری بویس»شادمانی پروراندن و نشو و نما دادن عالی ترین صفات و خصائص انسانی است. «ارسطو»
سه گونه شادی مایه ی خوشبختی است: شادی از تسلط بر نفس به وسیله ی تربیت و هنر، شادی از گفتگو درباره ی فضایل دیگران، و شادی از دوست داشتن افراد لایق و نیک سیرت. اما شادی از مال و جاه، تنبلی، سرگردانی و خودخواهی مایه یبدبختی است. «کنفسیوس»
انسان در صورتی به شادی واقعی می رسد که پای بر تمایلات بی خردانه ی خود بگذارد. «آندره گید»جهان آینه ای است که شما را آن گونه که هستید جلوه می دهد، اگر بخندید، خندانتان می نماید. «پوشه.
 شادمانی و نشاط بیشتر مولود لذت نیست، بلکه زاییده ی نیرومندی است. تنبل و تن پرور آنقدر آهسته حرکت می کند که فقر به زودی به آن می رسد و گرفتارش می سازد. «فرانکلین- فیزیکدان».
نرم خویی و مهربانی مایه ی دوستی، و سنگدلی و خشن بودن مایه ی پراکندگی دوستان از اطراف است. با مردم نیکو سخن بگو. تندخویی و عصبانیت نوعی جنون است. فروتنی کن، خوش سخن باش و خوش رو «امام صادق (ع)» تبسم بر چهره هدیه ای است از نفیس ترین گنجینه ی وجود (قلب) که هرکس دارای آن نیست. «فرانس».(لقمانی،1391،ص49-91-111)
عده ای همواره غرغر می کنند که گل سرخ خار دارد ما باید متبسمو شاد باشیم که خارها، گل دارند. «آلفونس کار- نویسنده ی فرانسوی»
تشنه ی جوی کریمان نشوی                      که قناعت همه دریا باشد
مرد را پای قناعــت به زمین                      سر همـــت به ثریا باشد
تنها در آب های آرام تصاویر اشیا قابل دیدن است و تنها در ذهن آرام می توان انعکاس دنیا را دید. «بترا- روانشناس آمریکایی»آدمی هرچه آرام تر شود کامیابی، نفوذ، اقتدار و نیک خواهش عظیم تر خواهد شد. «جیمزآلن»
»
درافتادن ضرری نیست، بدبختی در عجز و درماندگی است. «دیل کارنگی»جامعه ی سعادتمند و نیکبختان را از دوچیز بافته اند: تارشاناز خوشخویی و نیکوکاری و پودش از سازگاری و مردم داری. «اردشیر بابکان»
خنده ی واقعی و طبیعی موتور نیرومند بدن و بهترین اسلحه برای جنگ با مشکلات زندگی است. تبسم هدیه ای از نفیس ترین گنجینه ی وجودی دل است برای سایرین. «آناتول فرانس»اگر ما تمام جهان را در پی شادکامی وموفقیت درنوردیم جز در درون خودمان نمی توانیم آن را به دست آوریم. «امرسون- فیلسوف آمریکایی»
با دو نوع خوشی روبرو هستیم. خوشی های ساده که استرس و اضطراب را از بیم می برند و خوشی های احمقانه که ر اضطراب می افزاید. «بترا- روانشناس آمریکایی» شادی واقعی، مسئولیت پذیری است. یاوه گویی و بی هدفی و گناه شادی کردن نیست. کسی که وجدانش پاک باشد همیشه شادمان است. «مثل چینی»
 روانشناسان همان چیزی را می گویند که پیامبران آورده اند. علم روزی به جایی می رسد، که دین گفته بود. «روانشناس غربی» درود بر کسانی که از پاکی شان دوستی آغاز می شود، از صداقتشان دوستی ادامه می یابد و به واسطه وفایشان دوستی پایان ندارد. «امام حسین (ع)»
کوچک سازی سختی­ها:
 1- دنیا را کوچک بشمارید. اگر انسان دنیا را بسیار مهم بشمارد و آن را محل راحتی بداند، سختیها و گرفتاریهای آن بسیار بزرگ جلوه می کند و تحمل آن را دشوار می­سازد. دنیا راه است نه هدف، زود گذر است و ناپایدار، عمر هر کس در این محدود است و تمام می شود اما اصل انسانیت  انسان نابود شدنی نیست.
2- سختی های بزرگ را به یاد آورید : مصیبت فقدان پیامبر خدا که بعد از جامعه مسلمین دچار تفرقه شده و بر خاندان امامت و ولایت مظلومیت ها رفت. را به یاد آورید. مصیبت شهادت ائمه علیه السلام را توجه کنید. (مصیبت پیامبر خدا (ص) بزرگترین بزرگترین مصیبت ها است (مولای متقیان).
3- توزیع تنیدگی برگذر زمان: ناخوشایندی حال را به گذشته و آینده تعمیم ندهید ناخوشایندی های گذشته را زنده نکنیم، به نقطه مثبت گذشته­ها هم فکر کنیم و نسبت به آینده افق روشنی داشته باشیم آینده را با عینک حال و با آنچه اکنون در آن هستیم نسنجیم اگر اکنون سختی هست شاید(که نه حتماً) فردا نباشد. حوادث پایان پذیر است نه به گذشته بیاندیشید و نه به آینده فقط اندوه لحظه حال را داشته باشید زندگی نه گذشته است و نه آینده زندگی جز لحظه حال نیست آنچه را که گذشته نه رنج آن را در می­یابی و نه سرور آن را و آن چه را نیامده نمی دانی که چیست ؟ همانا دنیا همین ساعتی است که اکنون در آن هستی (امام صادق ع). اندوه فردا را بر امروز  بار نکن که حزن و رنج خود را افزوده ای (مولای متقیان) اگر بر آنچه از دست داده ای بی تابی می کنی، پس بر هر آنچه که به تو نرسیده نیز بی تابی کن(مولای متقیان).
4- آنچه به دست نیامد مثل آنچه بود و رفت و بر آنچه بدست نیامد به وسیله آنچه بود و رفت استدلال کن چرا که امور شبیه یکدیگرند.(مولای متقیان)(رضایت از زندگی، عباس پسندیده)
خوشبختی یعنی انتخاب درست مسیر زندگی، فعالیت و تلاش در راه اهداف و داشتن امید در زندگی، خوشبین بودن، استفاده از فرصت ها، هرچند هم که از بسیاری از چیزها محروم باشی. خوشبختی پیروی از عقل است. اگربخواهیم خوشبخت باشیم لازم است طرح و الگوی اندیشه خود را دوباره بازسازی کنیم. تجربیات گذشته را از ذهن بزداییم، عادت ها و برداشت های نادرست را از بین ببریم و ضمیر ناخودآگاه را در، درون خود فعال سازیم."(لقماني،1391،ص41-91-111-129-142-149)
خوشبختی و سعادت در این است که آدمی در ناحیه عقل و فکر دارای محکم ترین اطمینان ها و در ناحیه ی احساسات، دارای پاک ترین نیت ها و در ناحیه ی عمل، دارای نیکوترین اعمال باشد. «استاد مطهری»