ایمان وتفكرديني
از
منظر قرآن کریم انسان موجودی است دو بعدی: مادی و ملکوتی (معنوی) و اعمال و رفتار او بر اساس بعد معنیو او ارزیابی
می شود نه بعد ظاهری او (مادی) و در آخرت نیز آدمی بر اساس بعد ملکوتی خود محشور
می شود نه بعد ظاهری.
خودآگاهی
و خودشناسی یعنی شناختن فطرت خود، اینکه از کجاوبرای جه آمده ای؟ وبه کجا می روی؟
یعنی شناختن ابتدا و انتهای زندگی خود و هستی. اگر فطرت الهی نبود هیچکس پروردگار
و روزی دهنده ی خود را نمی شناخت. همه انسان ها بر فطرت توحید آفریده شده اند. «امام
صادق (ع)»
ویژگی
های فطری تمام انسان ها از منظر قرآن کریم: خودآگاهست، می داند چه می کند، خداجو و
خداپرست است، در گرفتاری ها رو به سوی او می برد، کمال جو وتعالی خواهست، یعنی
توان رسیدن به تعالی و پیشرفت را دارد.
عناصر سازنده شخصیت و هویت انسانی
از منظر قرآن کریم: عقل و اندیشه، قلب و دل، اختیار و اراده.جنبه های منفی شخصیت
انسانی از منظر قرآن کریم: میل به آزادی بی حد در کارها و خواسته ها، موجودی
مجادله گر، ضعیف و رنجور، ناامید، ناسپاس و کم صبر.
مالک تمام هستی فقط خداست و تمام حمد و ستایش
برای اوست. حقیقت شکر اطاعت، عبادت و دوری از گناه است. همه چیز تسبیح خدا را می
گوید ولی شما نمی فهمید. «اسراء/44»
انسان چون چشم حقیقت بین ندارد
مالکیت و ملک های اعتباری برای خود می سازد در حالی که مالک حقیقی دنیا و آخریت
خداست. ثواب و عقاب بر اساس اختیار است. انسان در عمل آزاد است. ما تا آنجا اختیار
داریم که سخن را بگوئیم یا نگوئیم اما اثر سخن در افکار و نتایج آن از اختیار ما
بیرون است و نتیجه نهایی آن در آخرت است.
ما باید در همه حال در حال رشد
باشیم و در حرکتی هماهنگ با اجتماع رشد کنیم. رشد و هدایت یعنی عمل به وظایف بندگی
باید باور کنی که همه چیز به دست خداست و او پروردگار و آفریننده ی همان جهان است.
سر رشته ی تمام امور دست خداست و انسان تا آخرین لحظه ی عمر حتی در قوای وجودیش،
نیروی فکرش، همه و همه نیازمند یاری خداست.
رشد و هدایت در این صورت است که
نصیب انسان می شود. عبادت خود یک پرورشگاه است. مراقبه یعنی مثل یک بازرس اداره،
بازرس خودت باشی. تفکر شرط اساسی تسلط بر سرنوشت خود و جامعه است. ضامن حکومت
اراده، ایمان است. و قوه ی اجرایی عقل، اراده. سوره ی حمد عصاره معارف قرآن کریم
است. (مبدأ، معاد، توحید، علم به اسماء الهی، ضروریات زندگی(پاکسازی روح و باطن)،
شناخت نفس انسانی(پیروی از انسان های آگاه به حقایق الهی)، صراط مستقیم (راه
پیروزی و پیشرفت انسانی، پیروی از خداوند و انسان های هدایت شده است). «تفسیر
سوره ی حمد»
اختلاف و تفرقه از
نغمه های شیطان و یکی از عوامل اصلی کشتارها و عذاب الهی است. امت اسلامی واحدند
که بر گرد ایمان به خدا جمع شده اند. «قرآن کریم»
کسی
که دنیایش بر او فراخ و پر نعمت شد و نفهمید که آنها او را می فریبند، او به خدعه
و فریب عقلش دچار شده، زیرا دنیا محل گذر است و در هر نعمتی شکریست و در هر سختی
صبر. «مولای متقیان»
زندگی
سعادتمند در گرو سه چیز است: استغفار، داشتن یک کار سودمند، حفظ زبان. نه آنقدر
خشمگین باش که همه را از خود برانی و نه آنقدر نرم که همه بر تو دلیر شوند. نرمی
زیاد غیرت را از بین می برد و خشم زیاد نیکویی را.
روی
پرده ی کعبه این آیه حک شده است: «بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهربانم.»
هرگاه مشکلی برایتان پیش آمد از ما کمک بگیرید. «امام رضا (ع)»وقتی سختی ها
و مشکلات آمد به خدا پناه ببرید با نماز، دعا، صبر و شکر. «مولای متقیان»
خدایا
به ما یقین و اعتمادی بده که ما را از دویدن به دنبال رزقی که خود بر عهده گرفته
ای و در کتابت سوگند یاد نموده ای که ضمانت آن را کرده ای، باز دارد.«امام سجاد
(ع)»روزی ضمانت شده است.
"«شخصیت واقعی ما همان باورها،
ارزش ها و اعتقادات ماست که مربوط به بعد ماوراءالطبیعه ماست که دیده نمی شود و از
بقا و ابدیت برخوردار است یعنی هویت ما روح ماست نه جسم مادی. انسان علاوه بر تن،
یک روح یا من، دارد که بدون بدن دارای وجود مستقلی است و بقاء آن به بدن بستگی
ندارد و لذا با مرگ و رها کردن بدن زندگی به پایان نمی رسد.انسانیت انسان (روح)
بدون این بدن باز خودش، خودش است و بدنش در حقیقت انسانی او دخالتی ندارد.
جسم
یا بدن ابزاری است در خدمت روح است. آنچه حافظ شخصیت و من هر انسانیت همان روح
اوست نه جسم او، چرا که همواره بدن در طول عمر در حال تغییر است. اما من، ثابت و
از بین نمی رود و مسئول اعمال و عقاید. انسانیت انسان هست نه بدن مادی او، پس روح
همواره خواهد بود و با خودش و اعمالش برای همیشه زندگی خواهد کرد. انسان از مرگ می
ترسد چون عمل جاودانه بودن را اشتباه گرفته است. «کتاب معاد»
دنیا
مادی است پس از بین رفتنی است و آخرت جاودانه است چون مادی نیست مثل: عقل، عشق،
خداوند، غیب، خشم و ... که دیدنی و لمس کردنی نیستند. پیامبران آمدند تا او را
متوجه کنند که محل تحقق این آرزوها دنیای دیگریست که باید خود رابرای زندگی خوب در
آنجا آماده کرد. انسان به کمک انبیاء می تواند جهان، انسان، زندگی و مرگ را خوب و
درست بشناسد و بفهمد که جاودانه است. همین است اهمیت دین، معنویت و داشتن جهان
بینی الهی و توجه به خداوند در مشکلات است.
مرگ
نسبت به دنیا مرگ است و نسبت به جهان پس از آن تولد است. پس یک تحول، انتقال و
خارج شدن است نه نابود شدن. که قسمتی از زندگی است و آغاز مرحله ای جدید از بخش
اصلی آن. مثل اینکه انسان از کودکی به جوانی برسد که در آن صورت نسبت به کودکی
مرده، اما نسبت به جوانی زنده شده است.
بهشت
و جهنم باطن اعمال ماست. از الآن ساخته شده میشودنه اینکه بعداً ساخته شود. با
اعمال ما ساخته می شود. روزی که حسب، نسب، مال و مقام همه نابود می شوند و ذره ای
مفید نخواهد بود و جز اعمال چیزی نمی ماند.
دنیا
هیچ حقیقتی جز معنویت و بودن در مسیر صراط مستقیم الهی و شکر به درگاهش ندارد. گول
سختی ها و مشکلات و گرفتاری ها را نباید خورد. زیرا خاصیت دنیا فریب دادن از حق و
حقایق باطنی واصل است. حق و صراط مستقیم خداوند متعال، پیامبران، ائمه (ع)، معاد،
فرشتگان، کتب آسمانی، شهدا، مؤمنین و پیروان آنها است.»(طاهرزاده،1387،ص3-27-178-208)
دین
جهت دهنده علم و عقل است که اگر نباشد مسیر را اشتباه طی می کنند. مانند قطب نمای
یک کشتی. دنیا محلی است برای درست زندگی کردن، ساختن و آباد کردن، محلی است که ما
آن را با انتخاب ها و تصمیم های خود می سازیم یا خراب می کنیم.(مطهری،1383،ص95)
برای
درست زندگی کردن و درست به نتیجه رسیدن راهی جز معرفت به حقایق معنوی (دین) و
آگاهی از علوم و قوانین اخلاقی، انسانی (علم و عقل) وجود ندارد. گر کسب کمال می
کنی می گذرد، گر سختی و کار میکنی می گذرد، هر فکر و خیال می کنی می گذرد، دنیا
همه سربه سر می گذرد.«وحشی بافقی»
هر
زمان اندوهگین شدی بگو: «لا حول ولا قوه الا باالله» که این ذکرکلید شادی است و
دفع کننده افکار مزاحم و متصل کننده به علم بالا. «امام صادق (ع)»
شما
را با گرسنگی، فقر، مصیبت، بلا و ... می آزماییم و کسانی که بلایی به آنها برسد و
صبر کنند و می گویند: «انا لله و انا الیه راجعون» اینانند هدایت یافتگان. پس درود
بر آنها. «سوره بقره/ 57»
ایمان
فقط خدا را قبول داشتن نیست بلکه باید به صفات او هم ایمان داشت. مثل: رازقیت:
روزی از جانب اوست، بخشندگی، مهربانی، غضب، قهر، خشم، انتقام گیرنده و ... . هدف
از این دنیا انتخاب راه درست است. هدایت الهی حلال ها و حرام هاست. دنیا جای
امتحان دادن، ساختن خود و جامعه و کار کردن است.
راهی
که به وسیله ی آن از آینده باخبر شویم وجود ندارد پس ای مرد بر خدا توکل کن و صبر
داشت داشته باش که همه چیز از جانب اوست. «شهید آوینی»
خیر دنیا و آخریت در مدارا کردن
با مردم و صبر در سختی هاست، زیرا دنیا محل گذر است. عقل محتاج سه چیز است: علم:
تجربه، مشورت. علم چراغ عقل است. تجربه ها خود ثروتمند که تنها با بذل تلخی به دست
می آیند. ایمان انسان را می سازد و انسان با نیروی علم جهان را. آنجا که علم و ایمان
توأم شود هم انسان سامان می یابد و هم جهان. ایمان مانع آن می گردد که انسان آینده
را و خود را بر محور مادی و فردی بسازد. ایمان به انسان جهت می دهد و آن را از
انحصار مادیات خارج می کند و در مسیر حق و اخلاق سوق می دهد. (مطهری،1383،ص162)
کمال در سایه ی اراده ی آگاهانه و
رهنمودهای عقل به دست می آید. (بهترین ها را ترجیح می دهد.) در دین داری کم
نگذارد. کار شیطان اغواگری (گمراه کننده) کاری می کند ظاهر را بینی و باطن را
نبینی.
ای کمیل هیچ کاری در زندگیت نیست
مگر آنکه تو نیازمند به دانستن قانون الهی آن هستی. «مولای متقیان» (انگیزه
الهی داشتن و دانستن قوانین الهی)
آگاه باشید که با از دست دادن
دینتان، حفظ کردن چیزی از امور دنیا سودتان نمی رساند و با حفظ ستون دینتان و
ازدست دادن چیزی از دنیایتان به شما زیان نمی رساند.«خطبه 173 نهج البلاغه»
غفلت سنگ دلی می آورد ( امام محمد باقر ع):
غافل: کوردلی، اشتباه، سرگرمی، فراموشی، از بین رفتن شیرینی عبادت، تلخ نبودن گناه
و فرق نگذاشتن بین حلال و حرام و عمر خود را در چیزی ضایع کند که سبب نجات او
نیست.
اصل و ریشه هرکس عقل و
دین اوست. ثمره عقل پیروی از حق است و حق راه خدا، پیامبر، ائمه (ع) و هرکس پیرو
آنهاست. دلیل و حجت خدا بر بندگان پیغمبر است برای هدایت، و حجت میان بندگان و
خدا، عقل است.(حسینی،1389،ص50)
زیاد
تکرار کن: «بسم الله وباالله و لا حول ولا قوه الا بالله» تا از شر حسودان و
بدخواهان در پناه خدا باشید و نیز بگو: «اُفَوٌِضُ اَمری الی الله ان الله بصیرٌ
بالعِباد.»
هرگاه غصه دنیا بر تو هجوم آورد سه چیز را یاد
کن تا غصه از دست برود: یادآور که بند بند استخوان هایت روزی در قبر از هم باز می
شود، دیگران تنهایت می گذارند و می روند، کرم های از بینی ات بیرون می آید.«حدیث»
آیا پنداشته اید که شما را بیهوده افریده ایم و به سوی ما
بازگشت نمی کنید؟ «مؤمنون/115» ایا انسان گمان می کند به حال خود رها شده
است؟ «قیامت/75» پایان همه ی امور به من خداست. ایمان و عمل صالح دو ره
توشه و دو رکن اساسی برای رسیدن به هدف حقیقی و اصلی انسان درزندگی است. هدف برین
زندگی خارج از زندگی چند روزه این دنیاست و در سرانجام آن است نه در متن آن. «استاد
مطهری»
هرگاه موج فتنه ها شما را گرفت به قرآن روي
آوريد كه آن شفاعت كننده ايست كه شفاعتش پذيرفته مي شود. «معصوم (ع)» خداي
متعال بشر را آفريد و براي هدايت آنها پيامبران و اوليائش را براي راهنمايي فرستاد
و كتاب هاي آسماني را كتاب قانون براي هدايتشان. پس بايد امام هم همان خدا بفرستد
كه فرستاده و مشخص كرده است.
اگر ساکنان آبادي ها ايمان آورده
و پرهيزكار مي شدند بركات از آسمان و زمين برايشان مي گشوديم ولي تكذيب كردند و
كيفر آنچه انجام دادند آنها را فرا گرفت. «اعراف/ 96» و كساني كه ستم كردند
به زودي نتيجه كار زشتشان به آنان خواهد رسيد. حبل ا... همان ائمه (ع) هستند كه
بايد باشند و هستند. چون خودش فرمود كه اگر زمين از حجت خدا خالي بماند اهلش را
فرو مي برد. پس هيچ زمان تا قيامت از حجت خالي نخواهد بود.
آيا كسي كه به سوي حق هدايت مي
كند شايسته پيروي است يا كسي كه هدايت نمي شود مگر آنكه او را راهنمايي كنند؟ شمار
را چه شده كه اين گونه داوري مي كنيد؟ «يونس/35» آيا انسان عادي مي تواند
امام باشد؟
امام كسي است كه معصوم است و
داراي علم الهي است. امام صراط خداست. بر اساس آيات قرآن كريم مصداق هاي صراط
مستقيم عبارتند از: خدا و دين او، پيامبران، اسلام، قرآن كريم، امامان معصوم (ع) و
كساني كه نعمت الهي نصيبشان شده است مانند شهداء، راستگويان، مؤمنين و تمام كساني
كه در راه خدا هستند. «تفسير سوره ي حمد»
سختی های زندگی امتحان الهی است چون دنیا ناپایدار است و
ما در اینجا به صورت موقت به سر می بریم و همه باید از آن کوچ کنیم، چه بینوا
باشیم چه توانا. بنابراین زندگی راحت در گرو شناخت دنیاست. اگر کسی دنیا را آن
گونه که هست بشناسد، از سختی های آن اندوهگین و ناراضی نمی شود.
دنیا را آنگونه که هست بشناسید به
خاطر گرفتاری های آن غمگین نشوید. اگر آنچه را خواستی نشد، اهمیت نده که چگونه
هستیو آنچه را هست، سخت نگیر. شما برای آخریت آفریده شده اید. دنیا منزلی است که
هر لحظه باید زا آن آماده ی کوچ باشی. دلهایتان را از آن خارج سازید قبل از آن که
بدن هایتان از آن خارج شود. «مولای متقیان»
شما در دنیا مهمان هستید و
مالتان، امانت. پس مهمان کوچ کننده است. و امانت بازگردانده میشود. «پیامبر اکرم
(ص)» اگر سالن های انتظار بیمارستان ها، مطب پزشکان، ایستگاه های اتوبوس و ... از
وضع مناسبی برخوردار نباشند، هرچند برای ما ناراحت کننده است اما قابل تحمل اند
چون اماکن محل دائمی زندگی انسان ها نیستند.
وقتی خدا معنای زندگی شد، انسان
به خاطر خدا زندگی می کند، به خاطر او تلاش می کند و برای رسیدن به او همه ی سختی
ها را تحمل می کند. و انسان میداند چرا زنده است و چرا باید زندگی کند و سرانجامش
چه خواهد شد. بدین سان ازحیرت و سرگردانی درمی آید و چون برای عالیترین و بلکه
تنها مفهوم حیات زندگی می کند، بر خود می بالد و احساس رضایت و خوشنودی می کند.
داشتن وسایل خوشبختی را با
خوشبختی اشتباه می کند. درست است که با داشتن وسایل خوشی راحت تر و بهتر می توان
زندگی کرد ولی این طور نیست که هرکس کلیه وسایل خوشی را داشت خوشبخت باشد و آن کس
که نداشت بدبخت! خوشبختی چیزی است که می توان آن را با طرز تفکر صحیح از زندگی آن
را به دست آورد. چه بسا خانواده های فقیری که در اوج رضایت و خوشبختی هستند پس
برای خوشبختی نباید فقط به دنبال پول و ثروت باشیم.(پریور،1370،س118-126)
رضایت درونی، داشتن هدف های عالی
تر از هدف های مادی در زندگی است، مثل: ایمان، توکل، صبر و ... و احساس ارزشمندی و
شخصیت انسان به اینها می باشد. هرچقدر اینها بیشتر باشد امیدواری، تلاش، تحرک،
نشاط و آرامش و موفقیت بیشتر خواهد بود.ما به اندازه ای که ایمانمان را باور داشته
باشیم به همان اندازه می توانیم درست و راحت زندگی کنیم و آرامش داشته باشیم. آنچه
در دنیا به دست می آوری تو را فریب ندهد، دنیا ناپایدار و زودگذر است و مرگ را در
پیش رو دارد، اینجا راه است نه هدف، چگونه به جاودان ماندن امیدوار باشیم، از گذشت
شب و روز بنایی را بالا نبرده مگر آن که آن را بعداً ویران ساخته، پس همتت را
برایآخرت صرف کن نه برای دنیای ناپایدار که راه است (در راه نمان).
سرای سرور خانه ای در بهشت است که
فقط از آن کسانی است که یتیمان و کودکان را شاد کرده اند. شهدا بدو نترس از پایان
یافتن شادی و به دور از هرگونه ناراحتی و اندوه به استقبال شهادت رفتند و این از
معرفت و شناخت آنان بود.
همه چیز را فقط از خدایت بخواه. چرا که توان بخشیدن و
نبخشیدن تو را به دست اوست. «مولای متقیان» بهترین راه اثبات خدای متعال
همان فطرت است. (امید انسان درناامیدی) که خود خداوند انسان ها را برآن آفریده
(پدیدآورنده ی آسمان ها و زمین). کور باد چشم و دیده ای که تو را با آن نشانه ها
حاضر نبیند «دعای عرفه».
یاد خدا، نور قلب، ستون ایمان و
نگهدارنده از شر شیطان و گناه است. "دعا درک حضور خداوند در زندگی ماست و واگذاری مشکلات به نیروی مطلق اوست.
سکوت بهترینرابط است. همه آنچه در زندگی ما رخ می دهد ممکن نیست بدون حضور و قدرت
خداوند رخ دهد. «خانم دکتر باربارا دی آنجلیس، مشاور خانواده»"
راه رسیدن به معارف الهی و موفقیت
در زندگی از منظر قرآن کریم دو چیز است: راه عقل ، تفکر و علم، راه دل و ذکر (فطرت).
عبادت و سعادت فقط به سواد نیست
در هر سن و شرایطی راه برای سعادت باز است، تا اگر دسترسی به علم برای همه فراهم
نبود را، دیگری جایگزینی آن باشد. و در واقع شخصیت قلبی (فطری) شخصیت انشان واقعی
است چون او همه چیز را الهی میبیند. حتی عقل و علم را هم حجاب می داند، چون خود
اصلی انسان همان فطرت پاک و درونی اوست. اگر «خود» فراموش شود خدا هم فراموش می
شود.
حقیقت قرآن و دین و معنویت تنها
توسط قلب درک می شود. قلب، حتی عقل را تابع خود می سازد. شخصیت قلبی رفتار ظاهری
ندارد. اعمال و رفتار او ریشه در عمق حقایق عالم دارد. دین با قلب دین می شود نه
با رفتار ظاهری. کنترل خواسته های انسان به تعدیل آنهاست نه تعطیل آنها. عقل در
اسلام معیار کمال آدمی است.
الهی بنده ار از سه
آفت نگه دار: وساوس شیطانی، هوای نفس و غرور نادانی. «خواجه عبدالله انصاری»
ما آمده ایم که زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم نه
اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم. «آیه ا... بهجت»
از
خطورات شیطان پیروی نکنید که شما را به فحشا و منکرات می کشاند. «سوره نور/ 21»
زیرا شیطان این است که قدرت تشخیص حق از باطل و عقل را از بین ببرد.
انسان دائماً در معرض انتخاب بین
خوبی ها و بدی هاست و تنها زمانی جان سالم به در می برد که مجهز به عقل، علم ایمان
و تقوا باشد.
عقاید و اعمال و عواطف و احساسات پاک و آسمانی
به انسان های الهی چنان عظمت روحی و عزتی می بخشد که تمامی نعمت های مادی نمی
تواند جایگزین ذره ای از آن همه ابهت شودو در کنار این عظمت بی نظیر،آرامش و
شادکامی درونی و ماندگاری به انسان می بخشد. افرادی را دیده ایم و یا شنیده ایم که
با دست خالی و به دور از پشتیبانی قدرت های مادی چنان لرزه ای بر وجود استکبار
وارد کرده اند که با نگاه ظاهری هرگز قابل قبول نبوده و این حقیقتی از پسوند انسان
هایی است که خود را بدون خدا هیچ می دانند و در عمق وجود به این ارزش پایدار
اعتراف می کنند اما پروردگاری که دگرگون کنده قلب ها و چشم ماست در دل ها و دیده
ها عظمتی مثال زدنی به آنان عطا می کند و هر راه بن بستی را برابرشان می گشاید و
نمادی گویا و دلربا از پیروزی حق بر باطل می شوند.
بدرستی که هرگاه خدای متعال بنده
ای را دوست بدارد او را عزت و عظمت در دل ها و دیده های همگان می بخشد و در پرتو
این زندگی غنا و بی نیازی در وجود او قرار می دهد تا آزاد، از وابستگی ها و یا
حقارت ها و ناداری ها گردد نورانیت در بین
دو چشمان و سیمای او قرار می دهد و هرگاه بنده ای را دشمن بدارد او را به خود وامی
گذارد و فقر و نیازمندی را در چهره ی وی می نشاند. «امام صادق (ع)»
کیمیای تو را کنم تعلیم که در
اکسیر و در صناعت نیست.
رو قناعت گزین که در عالم کیمیایی به از قناعت نیست
«انوری»
ای
هشام کسی که دوستدار غنا و بی نیازی و سلامت در دین است پس باید تضرع و ناله به
پیشگاه خداوند سر دهد و درخواست های خود را طلب کند که پروردگار عقل او را کامل
کند، پس به آنچه خدا به او داده قانع می شود و راضی، و بی نیازی واقعی و حقیقی می
یابد که همیشگی است و کسی که نتوانست به این مرحله برسد هرگز غنا و بی نیازی
را لمس نمی کند. «امام صادق (ع)»
ای
کمیل به هنگام سرسختی بگو: «لاحول ولا قوه الا بالله» تا خدا آن را کفایت کند. به
هنگام نعمت بگو: «الحمدلله» تا زیاد شود و چون روزیت دیر رسد استغفار کن تا خدا
گشایش دهد. «مولای متقیان»
پیامبر
(ص) به مولای متقیان برای ادای قرض فرمودند همواره بگو: «اللهم أغننی بحلالک عن
حرامک و بفضلک عمن سواک» خدایا مرا به واسطه حلالت از حرامت بی نیاز کن و از فضل و
رحمتت غنای درونی به من بده که غیر از تو چیزی نخواهم.
از
شر شیطان، سختی های بعد از بلا، کج روی در دین، تسلط ظالمین، چیرگی بدهی و قرض و
همه چیز به خدای متعال پناه ببرید. «مولای متقیان»
اگر
تمام درهای آسمان و زمین به روی بنده ای بسته شده باشد ولی او تقوای الهی پیشه کند
خداوند حتماً دری را به روی او می گشاید. «امام هادی (ع)»
سپاس خداوندی را که ما
را به توبه و بازگشت از گناه راهبری کرد و اگر از فضل او همین یک نعمت را به حساب
آوریم عطایش بر ما بسیار عظیم است. «امام سجاد (ع)»
پیش
از آمدن بلا (امتحان آزمایش الهی از انسان به سبب خیر و شر یا خوبی وبدی که به او
می رسد، با دعا آن را از خودتان دور سازید. سلامتی و بهبود کامل از سختی و مشقت را
بخواهید. سوگند به آن که دانه را شکافت، بلا به مومن از سیل سریع تر می رسد و از
بین رفتن دین را در بردارد. «مولای متقیان»
بلاها
برای این هست که بهشت وجودیمان در باطن که بالقوه است به ظهور در خارج برسد.
(بالفعل شود) اگر ذکر و یاد الهی را داشتید الان اینجا- کربلا- نبودید چون نفس و
شیطان شما را از یاد و ذکر خدا بازداشت. «امام حسین (ع)»
نقل
است از آقای قاضی استاد آیه ا... بهجت که گفته اند شبی در عالم خواب دیدند تمام
عالم تحت فرمان امام حسین (ع) است و همه کاره آقا هم برادر عزیزش حضرت ابوالفضل
(ع) است.
ذهن
هیچگاه خاموش نمی شود و اگر آن را مشغول به کاری نکنی تو را به خود مشغول می سازد.
با بی اعتنایی، رهاسازی و ذکر الهی، تلقین نفس و شیطان را از خود دور سازید. سوالهای
بی اساس القائات شیطان است. عقل و اراده مظهر شخصیت واقعی انسان است و ایمان و دعا
مکمل آن.
در
امتحانات دنیا و گرفتاری ها نگرانی نیست« چون: زندگی که اندک روزهایی بیش نپاید و
چون سراب زایل گردد.» «مولای متقیان»
دنیا
آنقدر کوچک است که گویا اصلاً ازابتدا نبوده و آخرت آنقدر بزرگ که گویا ازابتدا
بوده است. «امام حسین (ع)»
تمام
داریی ها، نداری ها و گرفتاری ها وسیله ی امتحان الهی است. دعا و زاری و خود این
گرفتاری ها وسیله ای است که ما را به خدا نزدیک می گرداند. زیرا غفلت و فراموشکاری
ما را از خدای خودمان دور کرده است. (چوب عود وقتی می سوزد عطرش بلند میشود.)
خدای
متعال دل ها را با نور حکمت زنده می گرداند آن چنان که زمین را بارش باران.
استغفار همه ترس ها را از بین می برد. ترس از آینده، گذشته، فقر، بلا و ... تا
زمانی که دو چیز بین شماست خدای متعال شما را عذاب نمی کند: وجود پیامبر اکرم (ص)
(حجت الهی) و استغفار. «مولای متقیان»
اگر
در گرفتاری ها صبر کنی خداوند بهتر از آنچه از دست داده ای نصیبت می کند. «امام
معصوم (ع)»
این
بلایی را که نازل شده یا نشده باشد دفع می کند. دعا کلید نجات و سلاح مومن و کمک
خواستن از غیب است. دعا سرنوشت انسان را تغییر می دهد. (اما خیر و سلاح را خواستن
بهترین چیز است) «امام معصوم (ع)»
شادی
نمادی از زیستن آگاهانه و نمایشی از سپاسگذاری در درگاه الهی است. بارالها توفیق
ده تا در عرفات درون بشناسمت، و در مشعر جان بجویمت و در منای دل با قربانی کردن
خودبیابمت.
قدر
تو به اندازه ی صبر توست و رازهای نهفته در صبرهایت! اصلاً تو آمده ام که صبر کنی.
محی الدین عربی: صابران فاتحان پیروز زندگی اند.
رمز
سلامتی جسم تغذیه صحیح، ورزش و خواب کافی بدون استرس است و رمز سلامتی روح عبادت و
راز و نیاز.
گلزار
بهشت است بهای صلوات، خواهی که شود مشکل آسان بفرست بر پیغمبر و آلش صلوات.
هرکس
به خدا اعتماد تماید خداوند حل تمام مشکلات دنیوی و اخروی او را بر عهده می گیرد. «امام
صادق (ع)»
دنیا
با سختی به دست می آید و آخرت هم با سختی، عاقل کسی است که دنیای پایدار را
برگزینند. «پیامبراکرم(ص)» و هرکس خداترس و پرهیزگار باشد خدای متعال راه
بیرون رفت از گناهان، بلا و حوادث سخت را بر او می گشاید و از جایی که نمی داند
روزی او را می رساند (مادی- معنوی) و هرکس بر خدا توکل کند همان برایش کافی است و
خدا او را کفایت می کند، که خدا امرش را روان می سازد و بر هرچیز قدر و اندازه ای
مقرر داشته و به هیچ تدبیری سر از تقدیرش نتوان پیچید. «قرآن کریم، سوره
طلاق/3،2»
هر
مومنی به بلا گرفتار شود و صبر کند، اجر هزار شهید برای اوست. «امام صادق (ع)»
همواره
تکرار کن امیدی هست چون خدا هست. ناامیدی از گناهان بزرگ می باشد.
چیست
دین؟
برخاستن
از روی خاک تا ز خود آگه شود وجدان
پاک«اقبال لاهوری»
اگر
نماز نبود من سال ها قبل دیوانه شده بودم. «گاندی»
انسان به هر اندازه که
تسلیم میل ها شود خودرا رها می کند و به حالت افتی، سستی و زبونی در می آید. امام
نیروی عقل و اراده نیروی درونی و مظهر شخصیت واقعی انسان است. انسان به واسطه ی
عقل و اراده است که می تواند مالک خویشتن شود و شخصیتش استحکام می یابد. «استاد
مطهری»
مالکیت
نفس و تسلط بر خود و رهایی از جاذبه میل ها هدف اصلی تربیت اسلامی است و غایت و
هدف چنین تربیت آزادی معنوی است.«استاد مطهری،آزادی معنوی»
و
الی ا... عاقبه الامور ایمان و عمل صالح دور، توشه برای رسیدن به هدف اصلی انسان
در زندگی است. عقل را با ایمان و نیایش باید تقویت کرد تا بتوان در مقابل همه چیز
مقاومت کرد و انسان جز از طریق تقوا به انسانیت و معنویت دست نمی یابد. و ارزش
وجودی خود را درک نخواهد کرد. گرچه بعد ازاین محتاج علم، تجربه و مشورت و مطالعه
است.
انسان
دائماً در معرض انتخاب بین خوبی ها و بدیهاست و تنها زمانی زمانی جان سالم به در
می برد که مجهز به ایمان و تقوا باشد. ایمان باعث می شود که انسان در مسیر درست
گام بردارد. مثلاً نگاه و تخیل ازهم جدا نیستند اما تخیل فرد پاکدامن به آلودگی
نمی گنجاند و در ذهن خود امور ناروا را نمی پرورد.
عمق
نگرانی هایمان دوری از خدا را نشان می دهد. وقتی به هم می ریزیم و ناراحتی را
ابراز می کنیم داریم اعلام می کنیم ایمان نیست. حقیقت ایمان توکل است.
بنده
ام را به هر سو بگردانم برایش خیر است. اصل بندگی صبر است و راضی بودن به رضای
الهی، چه دوست داشته باشد یا ناپسندش باشد. «امام صادق (ع)»
دنیا را همانند منزلی
قرار ده که در آن فرود آوری سپس ازآن کوچ کردی یا همانند مالی قرار ده که درخوابت
آن را یافته ای و چون بیدار شدی چیزی از آن را در دست ندیدی. دنیا همانند سایه
است. «مولایمتقیان» کسی که دنیا را بشناسد به خاطر گرفتاری های آن غمگین
نمیشود. آسایش و شادمانی در یقین و راضی بودن به رضای الهی است و اندوه و حزن در
شک و نارضایتی. «مولای متقیان»
بنده
ای خدا را گفت اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم، خدا گفت شاید نوشته
باشم هرچه دعا کند.هرچه امید دارید نسبت به خدای سبحان داشته باشید.«مولای
متقیان»
مهار
فکر و خیال به مدد الهی و عقل امکانپذیر است. «درهای معصیت را با استفاده از «اعوذ
بالله من الشیطان الرجیم» ببندید و درهای طاعت را با تسمیه «بسم الله الرحمن
الرحیم» باز کنید.) «امام صادق (ع)» به درستی که «نفس بسیار امر کننده به
بدی است مگر آن که خدای متعال رحم کند.» «قرآن کریم»
هر
زمان احساس کنم که خدا را ندارم برای همه چیز ناراحت و نگران میشوم.«ش. الف»
به
وجود خدا دل گواهی می دهد نه عقل ، و ایمان از این راه به دست می آید. «پاسکال
ریاضیدان فرانسوی»
در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی
یکساله باش که وقتی او را به هوا می اندازی می خندد، چون ایمان دارد که تو او را
خواهی گرفت. یا رسول الله نام بود کلید امید و نجات، منتها یکی باشد و آن هم
صلوات. احمد یعنی ستوده شده در زمین و تسلّی دهنده در آسمان و هم در زمین.
بزرگترین تفریح کار است. «مولای متقیان»
افراد پرکار فرصتی برای نالیدن ندارند. «لورابیرون-شاعر انگلیسی»
من در زندگی حتی یک روز کار نکرده
ام، آنچه انجام داده ام تفریح بوده است. «ادیسون» کسانی که کار می کنند و
سرگرم کار هستند کمتر فرصت غصه خوردن خواهند داشت و دارای چنان نشاطی می شوند که
جایگزینی برای آن یافت نشده، بیش از هر خوراک و نوشیدنی لذت بخش. هرگاه احساس می
کنم درد و رنج به سراغم آمده به کار پناه می برم که بهترین درمان دردهای من است.
کار انسان را از سه چیز نجات می دهد: افسردگی، تباهی و احتیاج. «ولتر- فیلسوف
فرانسوی»
عقل سالم در بدن سالم است. ورزش،
بازی و تفریح داشته باشید همانا من ناراحتم که در دین شما خستگی و بی نشاطی باشد.
«پیامبر اکرم (ص)» خوب است پسر در خردسالی و نوجوانی بازیگوش و پرجنب و جوش
باشد تا در بزرگی خویشتن دار، صبور و مقاوم گردد.
هر
زمان دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن آنجا کسی هست که دردهایت را می شنود و اشکهایت را
پاک می کند. آرامش واقعی را آنجا جستجو کن.
هزار آرزوی بشر در
برابر یک تقدیر الهی محکوم به فناست. همه چیز را بسپاریم به خودش تا بهترین انتخاب
را او برایمان به وجود آورد. (البته نه با تنبلی. تلاش را در مسیر درست انجام دهیم
اما بقیه اش را به خدای متعال واگذار کنیم.)
آرامش میوه صبر، ایمان و توکل است برای
باورداشتن و امید به زندگی. به شرط یقین به وعده ی کمک الهی. همه چیز را فقط از
خدایت بخواه. زیرا که توان و اراده بخشیدن تنها به دست اوست. «نهج البلاغه»
زمزمه: ای ولی نعمت،
ای راهنما در حیرانی، ای برطرف کننده هر غم و اندوه و هر رنج و سختی، ای طبیب دل
ها، ای پناه همه ی بندگان، ای آن که به جز عفو و بخششت جای درخواستی نیست و به جز
فضل و رحمتت امیدواری نیست. «دعای جوشن کبیر»
عوامل
غفلت:
ظاهر
دنیا را دیدن (دنیا راه است نه مقصد) با اینکه وسیله هدایت (عقل، دل، چشم و گوش)
دارد اما نمیبیند و نمی فهمد 2- آرزوهای دراز 3- بی توجهی به آخرت (روزی خواهد
آمد که جواب گوی تمام اعمالت باید باشی)4- تکبر ( غیر از خود فکر نمی کند، حرف حق
و درست را نمی پذیرد و تغییر مسیر نمیدهد حتی اگر در گمراهی باشد 5- غرور خود را
از نفس و شیطان ایمن میداند در حالی که دشمن ترین دشمنان نفس خود انسان و شیطان
است(جهل) 6- تاخیر توبه (امروز و فردا میکند در حالیکه هیچ ضمانتی برای لحظه بعد
وجود ندارد) 7- زیاد خواهی و افزوده طلبی (تفاخر به مال و منال)8- نداشتن خلوص نیت
(جز اعمال خالص برای خدا پذیرفته نمی شود).(فصلنامه شمیم معرفت،1389،شماره 22)
شیوه
های شیطان:
1- گمراه کردن و به آرزوها سرگرم کردن 2- اعمال
زشت و ناپسند را زیبا جلوه دادن 3- تکبر
ابزارهای
مقابله با غفلت، شیطان و نفس:
1- شناخت خدا ( اینکه خداوند بر همه چیز آگاه
است) 2- ذکر و یاد خدا راغ گفتن، نماز 3- عبرت از هلاک شدگان( پند بگیرید از تغییر
و گذر زمان) 4- تفکر (در آفرینش آسمان ها و زمین، شب و روز که بیهوده آفریده نشده
اند) 5- یاد مرگ، معاد و قیامت 6- حفظ نماز 7- قرائت قرآن 8- پناه بردن به خدای
متعال
پنج
کار بکن و هر چه خواهی گناه بکن:
1- روزی خدا را نخور و هر چه خواهی گناه کن 2-
برو جایی که خدا تو را نبیند و هر چه
میخواهی گناه کن3- از ملک خدا بیرون رو و هر چه میخواهی گناه کن 4- وقتی فرشته خدا
برای گرفتن جانت آمد او را از خود دفع کن و هر چه میخواهی گناه کن 5- وقتی مالک
دوزخ تو را خواست داخل دوزخ کند اگر می توانی نرو و هر چه میخواهی گناه کن (امام
سجاد علیه السلام)(شمیم معرفت ش 25).
بعضی
میگویند با وجود علم و عقل چه نیازی به وحی است: این سخن درست مثل این است که
فرزندی به والدین خود بگوید من به راهنمایی شما نیاز ندارم و می خواهم هر چیزی را
خودم تجربه کنم تا بپذیرم، آیا این سخن به ضرر فرزند است یا والدین؟
معتقدین
به وحی، علم،عقل و تجربه را کنار نمی زنندکه وحی را به جای آن بشناسند، بلکه آن را
محدود می دانند و در کنار عقل و تجربه از وحی نیز بهره می جویند و بر شناخت خود از
حقایق هستی میافزاند. خالق هستی درباره
هستی، آینده، اهداف و راه صحیح اطلاعاتی از طریق انبیا و اولیایش در اختیار ما
گذارده که بی اعتنایی به آن، محروم کردن خود از بهترین کانال هدایت است. و چه ظلمی
بالاتر از اینکه بشر چشم و گوش خود را بر بخشی از دانستنی های کامل و جامع ببندد (آقای قرائتی).اگر شیطان بر اطراف دلهای
فرزندان آدم نمی چرخید آنها به ملکوت نگاه
می کردند( پیامبر اکرم ص). وسواس القاء شیطان و اطاعت از اوست. صله رحم کن حتی اگر
بایک سلام، یا جرئه آب دیدار باشد. صله
ارحام اینست که آزار نرسانی به دیگران (پیامبر
اکرم ص).
کفر
بر 4 پایه است:
فسق،
غلو، شک، شبهه، فسق از جفا، کوری، غفلت و سرکشی است. غلو از خود رائی، ستیزه و
نزاع و جدل، کج روی و شقاق با اهل حق است . شک از جدال و شکایت، هوی و هوس، تردید
و دودلی و تسلیم در برابر نادان است. شبهه از شگفتی و تعجب از برخی نظرات، خود
آرائی به باطل، باطل را حق جلوه دادن و توجیه کج رویهاست.
نفاق
بر 4 پایه است: هوی و هوس، سهل انگاری، خشم و کینه، طمع
هوی
و هوس از یاغی بودن، تجاوز به حریم دیگران، پیروی از آنچه دل خواست و طغیان، سهل
انگاری از فریب خوردن، آرزو، هراس از غیر از خدا و امروز و فردا کردن است. خشم و
کینه از تکبر، فخر فروختن، تعصی بیجا در فکر و عمل. طمع از شادی و شادکامی بیش از
حد، به خود بالیدن و مغرور شدن، لجاجت وافزون طلبی است.خداوند آنچه را بخواهد بر
میگزیند (امامت از جانب خدا است)(قصص/68). اگر کسی را خداوند انتخاب فرموده انکار
کند مورد غضب الهی است( امام صادق ع)
نه
فقر را نه طول عمر را به خود تلقین نکنید که هر کس فقر را به خود تلقین کند بخیل
میشود و هر کس طول عمر را تلقین کند حرص می ورزد (امام کاظم علیه السلام). ترس از
فقر(انجام بدیها، بخل و...) وسوسه شیطان است و امید به فضل خداوند (انفاق،خیر
خواهی و...) الهام الهی است. شیطان به شما وعده فقر میدهد و شما را به بدی ها فرا
میخواند، وخداوند به شما وعده مغفرت و فضل می دهد و به شما توسعه و فراخی نعمت
میدهد و او بر همه چیز دانا و تواناست.(سوره بقره/268).)(شمیم معرفت ش 25).
آگاهی
از برکت دهی خداوند و ازدیاد نعمت در برابر انفاق ترس از فقر را میزداید و انسان
را اهل جود و سخاوت میسازد. عوض دادن انقاق
وعده خداوند است: بگو در حقیقت پروردگار من کسی است روی را بر هر کس از
بندگانش بخواهد گشایش میدهد یا بر او تنگ میگرداند و هر چه را انفاق کنید (او
عوضش را میدهد او بهترین روزی دهندگان است (سوره سبأ/39). یعنی عوض دادن را کسی
وعده میدهد که که روزی هم به دست اوست. میزان خوشبختی در مال و دارایی نیست (خزانه
دار دیگران نباشیم) هر آنچه که بیش از مصرف از دنیا به دست آمده همانا خزانه دار
آن برای دیگری هستی(مولای متقیان). باید توجه داشت که توکل واعتماد به خدای جای
تلاش را نمی گیرد پس از نماز به کسب روزی بپردازید(سوره جمعه/10).
روزی
جز با تلاش و کار به دست نمی آید. صبح زود به سوی عزت خودت کار حرکت کن.(امام صادق
علیه السلام). میانه روی و حسن و تدبیر نیمی از زندگی است (پیامبر اکرم ص) (نه
اصراف نه تبذیر، و نه بخل، بلکه میانه روی). کار موجب شادابی، خود ارزشی،ت أمین
روزی و آرامش و آسایش است. سه چیز است که همه انسان ها به آن نیاز دارند : امنیت،
عدالت و آبادانی (امام صادق علیه السلام). اعتماد نداشتن به خداوند مشکل اصلی است
و این یک مشکل اقتصادی نیست (عدم ازدواج به خاطر مسائل مادی) یک مشکل شناختی و
اعتقادی است. اگر شناختها اصلاح شود و انسان ها به خداوند اعتماد داشته باشند
نگران مخارج زندگی نخواهد بود واز صفا و آرامش زندگی برخوردار خواهد شد. سازش و
مدارا را ترک مکن که نگرانی به تو روی میآورد. یک سوم زندگی تغافل است (ندیدن و
نشنیدن در عین دیدن و شنیدن) و دو سوم آن صبر، مدارا، برنامه ریزی و مدیریت است.
اگر با مجاهده نفس در مقام عمل راه میروی و اگر تکاسل (تنبلی) کردی گدایی کن،
آماده خفت بخشیدن است. العجل، دور فلک درنگ ندارد شتاب کن. تا انسان به سطحی ثابت
و اعتقادی محکم دست نیازد متزلزلترین عنصر در برابر امواج تمایلات نفسانی و شرایط
محیطی است ( شهید جعفر حجازی).
نگاه بد نامه رسان بدی هاست. «امام
صادق (ع)» به کارهای زشت چه علنی و چه پوشیده نزدیک نشوید. «سوره انعام/
151»
هیچکس غنیمتی به چنگ نیاورده که
پرفایده تر باشد از غنیمتی که آدمی را از راه فرو نهادن چشم به دست آورده است. «امام
صادق (ع)»از خطورات شیطانن و نفس پیروی نکنید که شما را به فحشا و منکرات می
کشاند. «سوره نور/ 21»
هدف از نماز و ذکر خدا و پروردگار
هستی و شکر به درگاهش به خاطر نعمت های فراوانش و دوری از فحشا و منکرات و عجب و
تکبر است. عقل محتاج علم و تجربه است و کمال عقلانی به تدریج با تحصیل علم و
اندوختن تجربه به دست می آید. لذا باید از مشورت و مطالعه غفلت نورزید تا بصیرت در
امور پیدا شود.
چند عامل حبط (از بین رفتن) اعمال
از منظر قرآن کریم: منت گذاشتن، اذیت کردن، ریا، شرک، حسد، سخن چینی، شراب خواری،
کینه، غیبت. نگه داشتن عمل از انجام آن مهمتر است. حفظ ایمان مهمتر است.کلید حل
مشکلات استغفار است. معرفت ریشه ی ایمان است. (این که بدانی همه چیز به دست خداست
نه غیر او). اگر بعد از ماه رمضان دینداری سخت و سفت شد بدان که روزه ی تو اثر
داشته است.
استغفار شاهرگ شیطان را می زند،
دوستی و دشمنی به خاطر خدا ریشه اش را قطع می کند، روزه، رویش را سیاه می کند و
صدقه پشتش را می شکند.امام معصوم علیه السلام. زحمت، را لطف را باز می کند.
روزقیامت هرکس را به نام امامی می
خوانند که در روزگار حضرتش بوده است پس اگر ایمان به او را ثابت کند کتابش به دست
راستش داده می شود.
همان امید انسان به خدا در لحظاتی که خطری انسان را در بر
می گیرد و احساسی در انسان پدید می آیدکه از نیروی ماورائی کمک می طلبد همان امید
و احساس، خداست. (مثلاً زمانی که انسان در دریاو سوار بر کشتی در حال گم شدن
باشد.)
طبیعت کف عالم است نه سقف عالم. همه
در لحظات خاص متوسل می شوند ولی خود نمی دانند. آه گفتن: یعنی ای خدا و آه از
اسماء الهی است. اما دعا و توسل اختیاری عامل رشد و تکامل انسان است نه دعا و توسل
اضطراری.
هرکاری در نزد خدا ودیعه بگذاری
ضایع و گم نمی شود حتی خطورات دل. هیچ عملی بدون جزا نمی ماند و او یک نگاه. کلید
همه ی قفل ها دست خداست. تدبیر همه ی عالم در دست اوست. «دکتر ازغدی»
علم حقیقی که دانستن آن منفعت و ندانستن آن ضرر
است سه چیز است: اعتقادات، اخلاق، احکام. «پیامبر اکرم (ص)»
احکام 5 دسته است: مسائل خودسازی
عبادات، مسائل اقتصادی (تجارت، خمس، حفاظت اموال، وقف، وصیت، منابع ثروت)، مسائل
خانواده (تشکیل خانواده، ازدواج، طلاق، ارث و ...)، مسائل سیاسی، اجتماعی (دفاع،
جهاد، امربه معروف، نهی از منکر، ولایت فقیه، حکومت) و مسائل حقوقی (قضاوت، حدود و
قصاص و ...).
خدای متعال هیچ خوردنی و آشامیدنی
را حلال نکرد، مگر آن که نفع و صلاح بشر در آن بود، و هیچ چیزی را حران نکرده مگر
آن که مایه ی مرگ و زیان و فساد بوده. بنابراین هر چیز نافعی که جسم و جان و بدن
را قوت و نیرو دهد حلال و هرچیزی که ضرر داشته باشد یا قوت و نیروی بدن را کم کند
یا باعث مرگ انسان شود حرام است. «امام رضا (ع)»
شکر و سپاس نشانه ی روشن بینی و خردمندی است.
توجه به نعمات و نعمت آفرین که در مسیر درست استفاده شود. شکر نعمت پرهیز از گناه
و عصیان است. تمامی شکر سخن فرد است که می گوید: الحمد لله رب العالمین. «امام
صادق (ع)»
چهار چیز است که اگر در هرکه باشد خداوند
بدیهایش را به حسنه تبدیل می کند: صدق و راستی، حیا و پاکدامنی، حسن خلق و خوش
اخلاقی و شکر نعمت های الهی. «پیامبر اکرم (ص)» عالی ترین شکر، بخشش است.
ز شکر گردد نعمت بر اهل نعمت بیش به صبر گردد محنت بر اهل محنت کم «انوری»
"انبیا همه برای رشد و
سعادت و تکامل بشر مبعوث شده اند و بشریت به این رشد نخواهد رسید مگر آن که به
دستورات و احکام دین عمل کند. دوره های تکامل دین را می توان به دوره های تحصیل یک
انسان تشبیه کرد یا دوره های تکامل یک انسان (کودکی، جوانی و پیری). بنابراین
اسلام جامع همه ی ادیان است و دین تمام بشریت است.
فلسفه ی احکام: 1- نیاز بشر به
ارتباط با خالق خود، 2- احکام اسلام حافظ جسم و جان انسان ها (حلال و حرام)، 3-
احکام اسلام حافظ و نگهبان عقل و خرد انسان هاست. (هر آنچه به عقل لطمه وارد کند
ممنوع و حرام است زیرا عقل چراغ راه زندگی است)، 4- احکام اسلام حافظ نسب و آبروی
انسان ها (ازدواج، محرم و نامحرم، تعدیل ثروت ها و سرمایه ها، تحریم تهمت، افترا،
دزدی و ... )، 5- تجارت صحیح، تولید ثروت و کار، معامله و ...).
در اصول دین (توحید، معاد، نبوت و
عدل الهی و اصول مذهب امامت و ولایت) هیچ تولیدی جایز نیست و باید زا روی تحقیق و
ادله و تجزیه و تحلیل پذیرفته شود. یعنی بدون دلیل عقاید دینی را نمی توان پذیرفت.
امام در فروع دین مثل فراگیری احکام گرچه فرد خود به تنهایی می تواند فقیه شود اما
تقلید اشکالی ندارد."(فولادی،1391،ص25)
اگر بعد از غیبت امام زمان (عج)
عالمان دین نبودند بی گمان حتی یک نفر هم در دین خدا باقی نمی ماند و همگی مرتد می
شدند.«امام هادی (ع)»
ولایت، مدیریتی بر جامعه ی اسلامی
برای اجرای احکام و تحقق ارزش های دینی، شکوفا ساختن استعدادهای افراد جامعه و
رساندن آنان به کمال و تعالی در خور خویش. فلسفه ی وجود دین و احکام آن ولایت فقیه
است. چنانکه هدف همه ی پیامبران الهی نیز همین بوده است. (ما پیامبران را فرستادیم
با دلیل های روشن و نازل کردیم با ایشان کتاب و میزان را برای قیام به قسط و عدل
در میان مردم «سوره حدید/ 25» ( جوادی آملی،1379،ص351)
"اثبات وجود خدای متعال: 1- برهان
فطرت: او انسان ها و آسمان ها و زمین را آفریده. در دعای عرفات امام حسین (ع) هست
که: تو کی غایب بوده ای تا دلیل و راهنما نیاز باشد، کور باد دیده ای که تو را با
آن نشانه ها حاضر نبیند، چگونه از چیزی که در وجودش به تو نیازمند است، به تو
استدلال می توان کرد.2- برهان علی و معلولی: برای هر چیزی علتی و معلولی هست. 3-
برهان نظم (خلقت شتر، کوه ها، زمین، نظم پیچیده ی تمام هستی)، 4- برهان هدفمندی
(همه چیز با هدایت الهی است. مثل رشد گیاهان و دادن میوه های گوارا و ...) 5-
برهان هماهنگی (ارتباط اجزای عالم با همدیگر، مثلاً فاصله ی خورشید از زمین اگر
کمتر یا بیشتر شود ادامه ی حیات میسر نیست. اگر در کار عالم بنگری می بینی تمام
نیازهای بندگان در آن آماده هست. جهان هستی اندازه گیری دقیق و حکیمانه و منظم و
هماهنگ آفریده شده است.)
راه های شناخت صفات خدای متعال:
1- عقل (عقل می تواند بفهمد که خدا یکی است، شریک ندارد، در مکان نیست، نور است،
حکیم است و قیوم.)، 2- سیر در آفاق واقعی (نامنظم و خالق هستی باید از علم، حکمت و
قدرت برخوردار باشد که این چنین نظم، انجام و وحدتی بر تمام جهان حاکم است.)، 3-
قرآن و روایات، 4- کشف و شهود.
همانطور که ایمان به خدای متعال
لازم است، ایمان به صفات الهی نیز لازم است. این که بدانی و ایمان داشته باشی که
خدا بخشنده است (رحیم) روزی دست اوست (رازقیت)، همه مخلوق اوییم (خالقیت) و ... (سبحانی،1389،ص25)
اگر از فرهنگ امر به معروف و نهی
از منکر، تعلیم و تربیت برای سازندگی بی بهره باشید اشرار بر شما مسلط خواهند شد و
هرچه دعا کنید جهت اصلاح مستجاب نمی شود. پس مراقب باشید سرنوشت هر فرد و جامعه
فقط دست خودش می باشد.
نیمی از ایمان شکر است و نیم دیگرش صبر. دنیا چه خوب و چه
بد می گذرد و مهم این است که انسان با ایمان از دنیا برود. «خدایا غنا و ثروت را
در درون من قرار ده که هر کاری می کنم فقط برای تو باشد. خدا کمکم کن تا شخصیت من
متعالی شود و در برابر هیچ کس احساس ذلت و واری نداشته باشم. اعضا و جوارحم در کسب
رضای تو تلف شود. مرا به دیگران وامگذار که دین و آبرویم را آنان بگیرم. خدایا جز
از تو از هیچ کس حساب نخواهم برد. خودت مراقب آبروی من باش.» «منبع: دعای عرفه»
هرکس خدا و رسولش را نافرمانی کند قطعاً دچار گمراهی آشکاری گردیده است. «احزاب/36»
هر انتخاب و نظری که مخالف قانون
خدا و رسول باشد معصیت و انحراف از راه راست و درست است. بنابراین انسان حق ندارد
در برابر خواست خداوند سلیقه اعمال کند زیرا خداوند راه سعادت انسان ها را بهتر می
داند. پیامبر اکرم (ص)فرمود: «ای بندگان خدا شما همچون بیمار و خدا و مانند طبیب
است. مصلحت مریض در نسخه ی طبیب است نه آنچه بیمار تمایل دارد. پس تسلیم امر طبیب
(خدا) باشید تا رستگار شوید.» انسان ها در خسران و زیان هستند مگر کسانی که ایمان
دارند، عمل صالح انجام می دهند و یکدیگر را به درستی، راستی، پایداری در دین سفارش
می کنند. «قرآن کریم» از صبر و نماز در مشکلات یاری بجوئید. «قرآنکریم»
«که در زندگی مداری، صبر، تغافل (چشم پوشیدن، خود را ندیدن و نشنیدن زدن)، گذشت و
بخشش نداشته باشد زندگی بر او سخت خواهد گذشت. «پیامبر اکرم(ص)»هرکس سه چیز
را رعایت کند پیروز است: بردباری، اخلاق خوش، پارسایی..
مانند کسانی نباشید که از خانه هایشان با حالت
طغیان و سرمستی بیرون می روند و مردم را از راه خوب الهی باز می دارند. «انفال/
47»چه بسیار شهرهایی که هلاکش کردیم زیرا زندگی خوش آنها را سرمست کرده بود. «سوره
ی قصص/58»سرزمین آباد را به سبب ناسپاسی، طعم گرسنگی و هراس را به آنان چشاندیم.
«سوره ی نحل/ 112»
این سنت الهی است که: اگر ارزش
های معنوی دورافکنده شود و انبیا و تعالیم آنان تکذیب گردد، خود به خود آن ملت به
هلاکت می رسد و پیروان حق پیروز خواهند شد. یا اگر: راحت طلبی و رفاه زدگی گسترش
یابد؛ قدرت دفاعی مردم خودبه خود در برابر دشمن ضعیف می شود و سقوط می کنند. (در
سنت الهی تغییری نیست). «سوره ی فتح/ 22-23»
همانگونه که قوانین طبیعی
استثناءپذیر نیست سنت های تاریخ نیز تخلف ناپذیرند مانند جاذبه ی زمین یا قوانین
نور یا خواص فیزیکی، شیمیایی و یا مکانیکی که در محدوده ی زمان و مکان خاصی قرار
نمی گیرد و همیشه و همه جا جاری است. بنابراین هیچ قوم و ملتی نمی تواند خود را
برتر از اقوام دانسته و بپندارد که آنان از سنت های الهی در امانند (مانند قوم
یهود).
رشد بسیاری از مکاتب مادی ریشه در عدم شناخت
انسان دارند. اگر آدمی خود را به خوبی شناختدیگر گرفتار این مکاتب نمی شود و می
توانست در پرتو تعقل و خردورزی به آرامش راستین دست یابد که همان انس با خدا و
تبعیت از فرامین الهی است.
خداوند پیامبر اسلام (ص) را زمانی
که از زمان بعثت پیامبران پیشین مدت ها گذشته بود و ملت ها در خواب عمیقی از جهل
فرورفته و فتنه و فساد جهان را فرا گرفته و کارهای زشت گسترش یافته بود و آتش جنگ
زبانه می کشید. (نهج البلاغه/ خطبه89)
بگو کیست که از آسمان و زمین به
شما روزی می دهد یا کیست که حاکم بر گوش ها و دیدگان است و کیست که زنده را از
مرده بیرون می آورد و مرده را از زنده خارج می سازد و کیست که کارها را تدبیر
کننده خواهد گفت: خدا. پس بگو آیا پروا نمی کنید؟ «سوره ییونس/ 31»
قوانین اخلاقی- انسانی نیز از
ابتدای خلقت تا آخر دنیا برای همه ی بشر در همه ی مکان ها وزمان ها ثابت و لایتغیر
هستند و هرکس آنها را به کار ببرد سعادتمند خواهد بود.
تمام شادی ها (و حتی غم های دنیا)
ناپایدارند و ناقص. اینجا سرایی است، دور از شادمانی واقعی، اینجا مایه ی امتحان
بشر است که چقدر مغرور، متکبر، خودخواه و یا بنده ی واقعی است.
زمان ظهور امام زمان (عج) عقل ها
کامل می شوند و مردم به واقع درک می کنند که تمام دارای ها، نداری ها و گرفتاری ها
وسیله ی امتحان بوده و دنیا راه است نه هدف و آنچه غنای ظاهری بوده از بین می رود
و به غنای درونی دست می یابند.
به جهت دنیا و دارائی آن که از دست شما رفتنی
است و شما نیز از آن جدا خواهید شد از ما باز نمانید، زیرا کسی که دنیا را بر آخرت
ترجیح دهد و به جای ما آن را برگزیند، فردای قیامت افسوس و حسرتش بس بزرگ خواهد
بود. «مولای متقیان»
. چون قدرتی بالاتر از قدرت الهی
نیست باید خود را به او بسپاریم و حل مشکلاتمان را از او بخواهیم. توکل باعث قدرت
درونی می شود که هرگز از مشکلات و سختی ها احساس ضعف، زبونی و ناامیدی نمی کند
بلکه سعی می کند مقاوم باشد. نباید احساس بی اعتمادی، بی کفایتی، احساس شکست، ضعف
و ناتوانی داشته باشیم. انسانی که خدا را ندارد و تفکر خلاق، اینچنین خود را زبون
و ضعیف می پندارد.
فقدان ایمان زنگ خطری است که
ناتوانی انسان را در برابر سختی های زندگی اعلام می دارد. «ویلیام جیمز- فیلسوف
و روانشناس آمریکایی»
انسان بی ایمان در دنیا با اندیشه
و افکار موهوم و نگرانی های فراوان دست به گریبان است و همیشه در تصمیم گیری هایش
دچار سردرگمی است. پس همه چیز را باید بسپاری به خدا، چون تمام سبب ها به او منتهی
می شود. تو فقط وظیفه را انجام بده و نگران نتیجه و عاقبت کار نباش چرا که عاقبت
همه ی امور به دست خداست.
دوستان خدا نه ترسی دارند و نه
غمگین می شوند همان ها که ایمان آوردند و از مخالفت فرمان الهی پرهیز می کنند و در
زندگی دنیا و آخرت شاد و مسرورند. این وعده ی الهی است.
دشواری های درونی را با ذکر الهی
چاره کنیم. بدون ایمان آرامش روحی و روانی وجود ندارد. توکل یعنی قطع امید از همه
ی مردم و تنها امید داشتن به خدا و خواستن تمام نیازها از او، واگذاری همه ی امور
به او. چون خداوند بهترین و امنیت بخش ترین است و کسی نیست که بتواند با قدرت الهی
مقابله کند.
انسان با ایمان همه افکار و
اندیشه ها را تحت لوای یک هدف خوشنودی خدای متعال و فقط به خاطر آن تلاش می کند.
دیگر کاری به این ندارد که مردم از او خوشنود باشند یا نه. لذا هیچ وقت سردرگم
نیست و در یک آرامش روحی به سر می برد.
اگر پایه های ایمان متزلزل گردد و
احساس مسئولیت دربرابر پروردگار از میان رود، عدالت اجتماعی جای خود را به ظلم و
ستم بسپارد، امنیت در چنین جامعه ای وجود نخواهد داشت. چون هرچه اندیشمندان تلاش
کنند برای برچیدن بساط ناامنی، ولی فاصله ی مردم از خدا بیشتر شود امکان موفقیت
کمتر است. اما اگر پیامبر در آن زمان توانست جامعه ی جاهلیت را اصلاح کند. پس الان
نیز می توان چراغ هدایت را در دل ها روشن کرد ولی رنج و زحمت طاقت فرسا لازم است!
قامت کوه ها از قصه کربلا ذوب شده است و خواب
مرا هم ربوده است. اگر گناه من دوستی اهل بیت پیغمبر (ص) است از این گناه هرگز
توبه نخواهم کرد. اهل بیت در روز محشر شافعان من خواهند بود. «امام شافعی»
امام زمان (عج) از ما غیبت نکرده
اند؛ مائیم که از او غیبت کرده ایم. «شهید چمران».خالی ماندن زمین از حجت
الهی محال است. باید در انسان ها تغییر و تحول درونی پدیدآیدتا امام ظهور کند.
تغییر و تحول روحی انسان ها، عامل پیروزی انقلاب الهی است.
الهی نه به جز شادی است و نه با
یاد تو غم، الهی چه غم دارد او که تو را دارد؟ که را شاید او که تو را نشاید؟الهی
هر شادی که بی توست اندوه است، هر منزل که نه در ره توست زندان است، هر دل که نه
در طلب توست ویران است، الهی چون در تو نگریم شاهیم، و چون به خود نگریم خاکیم و
خاک بر سر.
اعمال خویش را فقط برای خدا از
روی اخلاص انجام دهید. زیرا فقط کارهایی را می پذیرد که از روی اخلاص و برای او
انجام شده است. «حدیث111/ نهج الفصاحه»
باید بیش ترین همّ تو نماز تو
باشد زیرا نماز بعد از پذیرفتن دین در رأی اسلام است. «امام معصوم (ع)» هيچ
بنده اي حقيقت ايمانش را كامل نمي كند مگر اينكه سه خصلت را دارا باشد: دين شناسي،
تدبير نيكو در زندگي و شكيبايي در مصيبت ها و بلاها. «امام رضا (ع)»
هدف نماز، ياد و ذكر الهي و توجه
به پروردگار و آفريننده آسمان ها و زمين، دوري از فحشا و منكرات و عجب و تكبر است.
هدف نهايي زندگي انسان رستگاري است. اگر زندگي دنيوي غرق در لذت باشد ولي به قيمت
عذاب اخروي به هيچ وجه نمي توان او را سعادتمند ناميد. هرگاه در ازاي آلام دنيوي،
آخرت را به كف آورد سعادتمند خواهد بود. در راه رسيدن به مقصد و هدف پيوسته موانع
و گرفتاري ها هست كه با تلاش و جهاد مي تواند آنها را برطرف سازد و موانع را
بردارد و به هدف و مطلوب خود برسد. سعادت نيز اين گونه به دست مي آيد. راه رسيدن
به سعادت انجام كارهاي خير است. گمشده ي انسان در دنيا زندگي ابدي است و مشكلات
موقت را براي رسيدن به آن تحمل بايد كرد.
دينت و خودت را حفظ كن، صله ي رحم
داشته باش، همسايه ات را اذيت نكن، حقوق مردم را رعايت و زبانت را كنترل كن. در
همين دنيا نتيجه اش را خواهيد ديد، آخرت پيشكش.
انسان يگانه موجودي
است كه خودش بايد خويشتن خود را انتخاب كند كه چه باشد؟ مادي يا آسماني و معنايي؟
تمام مكتب ها آمده اند برای ين كه به انسان نشان دهند آينده اش چگونه باشد؟ علم
راه را نشان مي دهد. اما ايمان چگونگي و جهت راه را نشان مي دهد كه فقط بر محور
مادي و يا فردي نباشد. اما قرآن كريم در دو راه را به انسان نشان داده است ولي فقط
خود انسان است كه انتخاب كننده است. (ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد
يا كفران كند).







الهی نه باجزتوشادی است ونه بایادتو غم..الهی چه غم دارد اوکه تورادارد..الهی کارآن دارد که باتوکاری دارد..الهی توخواستی نه من خواستم..الهی هرشادی که بی توست اندوه است وهرمنزل که نه در ره توست زندان است وهردل که نه درطلب توست ویران است...الهی به ماغنای درونی عطاکن.