حجاب؛عفت؛عشق وازدواج
حجاب؛عفت؛عشق وازدواج
یکی از دلائل حجاب و پوشش این است که مردان به غیر توجه نکنند. یعنی رسیدن به آرامش و سلامت روان و منحصر کردن لذت ها در درون خاناده که این خود موجب استحکام خانواده و داشتن جامعه ی سالم با روابط سالم و پاک است.
یکی از روانشناسان در مورد بی حجابی و اثرات آن می گوید: زنان و مردانی که از چنین فرهنگی (آزادی روابط ونداشتن حجاب تأثیر می پذیرند) به طور طبیعی طعم محبت واقعی را در خانواده نچشیده ومجالی برای مهرورزی، عشق و قبول مسئولیت ندارند. چون لازمه ی زندگی مشترک همین هاست اگر قرار باشد اینها را در خارج از محیط خانه جستجو کرد دیگر زندگی خانوادگی معنایی نخواهد داشت و نباید انتظار سلامت روانی، آرامش و عشق را داشت.رجبی،1388،ص78)
از دیدگاه اسلام خانه با غیر خانه تفاوتی عمیق دارد. خانه محل توجه به نیازهای اساسی یکدیگر در کانون گرم می باشد. اما اجتماع محلی است برای کار و کوشش، فعالیت های علمی، صنعتی، سیاسی و اجتماعی. لذا باید دامن اجتماع از هرگونه روابط بی قید و بند پاک باشد و حجاب مهر تأیید بر حضور اجتماعی زن با حفظ شخصیت انسانی اوست تا هم شرف و حیثیت و شخصیت او مصون باشد و هم در جامعه روابط سالم حاکم باشد. «دکتراحمدی»
غرب ظلم بزرگی بر زن داشته و دارد. وقتی زنی که تا مدت ها حجاب نداشته بعداً مسلمان می شود و حجاب می گیرد می گوید من تازه متوجه ارزش شخصیت خود شدم و تاکنون اشتباه رفته بودم.
سردمداران غرب و شرق حجاب و پوشش را که حق قانونی یک زن است را از او گرفته اند و مانع آن می شوند و آنچنان عمیق جهل و توطئه خود را توجیه کرده اند که ضد ارزش (بی حجابی) ارزش نامیده شده وزن نیز باور کرده که با حجاب بودن ارزشی ندارد.زن باید در تمام زندگی حتی خانه داری، آشپزی، نوع پوشش، رفتار، کلام و ... خودباوری و اعتماد به نفس را داشته باشد اما به عنوان غرور و دفع همسر خود بلکه برای حفظ زندگی خود اینچنین زنانی عاطفه بخشی بی حدو حساب در خانواده ندارند و محدودیت ها و ممنوعیت هایی را در درون خانه ایجاد می کنند، مردان به چنین زنانی افتخار می کنند. «کتاب راز گمشده»
زن و مرد در گوهر انسانیت همسانند ولی متفاوت و نیازمند یکدیگرند. زن و مرد در تمام ابعاد وجودی جسم و روحی ناقص آفریده شده اند و فقط با ازدواج کامل می شوند. «علامهطباطبایی» ازدواج به هم رسیدن دو ستون برای برافراشتن بنایی محکم به نام خانواده است. این دو ستون اگر زیاد به هم نزدیک یا دور باشند سقف فرو می ریزد پس باید تفاوت های یکدیگر را درک کنند و از هم توقعات زیاده از حد و انتظارات بی جا نداشته باشند.
خانواده بنیادی ترین نهاد اجتماعی است که در صعود و سقوط ملت ها یا فنای جامعه نقش مهمی دارد. چرا که آرامش اجتماعی رابطه ی مستقیمی با آسودگی و سلامت خانواده دارد.
زن و مرد در شکل گیری شخصیت و کمال یکدیگر نقش اساسی دارند بطوری که بدون هم ناقصند و به تنهایی زندگی سعادتمندی نخواهند داشت. بر این اساس ازدواج در اسلام امری مقدس است و باید هدف و مقصودی داشته باشد (اهداف ازدواج) چون نه فقط با داشتن توافق که بر اساس حکم و دستور الهی بر هم محرم می شوند. پس تا پایان زندگی باید هدفی جز سازگاری با یکدیگر، جلب رضایت هم و سعادت یکدیگر نداشته باشند.
همسر یک نعمت الهی است او را باید گرامی بداری و به خاطر اشتباهاتش از او درگذری. «امام سجاد (ع)» اصلاً عفو و بخشش جزئی از حقوق زن می باشد، باعث صمیمیت بیشتر و برگشت و جبران خطا و اشتباه می گردد. عذرخواهی نکردن باعث می شود در تاریکی بیشتر فرو روی و باعث سقوط انسان میشود. همانند توبه نکردن.
زندگی یک تعهد است نه یک قرار داد صرفاً اجتماعی و ضمانت آن اخلاق و ایمان است نه هیچ دفترخانه و امضائی! مهریه نشان وفاداری مرد است از آن روست که به آن صداق هم می گویند اما باید در توان مرد باشد.
عشق و محبت اکسیر زندگی بشری است و گذشت لازمه حیات زوجیت. تمایلات یک روز از بین می رود، پس اصل ازدواج فقط بر نیزاهای جسمی نیست. اما همراهی، همدلی، احترام، ادب، عشق و محبت، صبوری، وفاداری و ... با گذشت زمان و پیر شدن از بین نمی رود. آنچه باعث دوام عشق و محبت است ارتقای شخصیت هر دو طرف است. از لحاظ ایمانی، فکری، اخلاقی، عقلی و احساسی، هر لحظه نو شدن، چیزهای جدید کشف کردن و خلاقیت در رفتار، منش و زندگی با بکار گیری مهارت های زندگی با نشاط ایمانی.
عشق بر سه پایه است: تعهد، صمیمیت و غریزه و هرم آن تعهد است. ازدواج یک نیاز طبیعی، فطری و امری مقدس، اصیل و ارزشمند است و هیچ گونه نگاه پست و یا احساس گناه در آن وجود ندارد. زیرا خدای متعال اساس نظام آفرینش را بر زوجیت نهاده «سوره یس» و تشکیل خانواده را محل آرامش، سکون، پیشرفت و تکامل زن و مرد و فرزندان قرار داده است. «روم/ 21»
اسلام مرد را قوام و زن را ریحان می داند. این درست طبیعت آنهاست. وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه می گذاریم و این جنس مدیریت و صلابت و مقتدر و محل اعتماد و اتکا بودن و تکیه گاه بودن برای زن را هم در کفه ی ترازو می گذاریم این دو کفه باهم برابر می شود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.
اگر مرد نقطه اتکا در مسائل ظاهر زندگی است (مثل یک موتور محرک) زن هم به نوبه ی خود نقطه ی اتکاست برای مسائل روحی و معنوی زندگی. زن دریای است از انس و محبت که می تواند مرد را در این فضای سرشار از محبت از همه غصه ها و غم های خویش خارج کند. اگر در زندگی محبت بود سختی های بیرون و داخل خانه آسان خواهد شد. در ازدواج اصل قضیه محبت است، محبت که بود وفاداری هم هست، محبت ملاطی است که زن و مرد را برای هم حفظ می کند.«مقام معظم رهبری»
باید بچه ها را از همان کودکی، عروس و دامادهای آینده بنگریم. به آنها شخصیت، وقار، مسئولیت پذیری، مهربانی، قاطعیت، گذشت، صبوری و ... را تلقین کنیم. اگر خودمان تحقیر شدیم، خاطره بد، احساس گناه داشتیم و اکنون زندگی تشکیل داده ایم اینها را باید به دور بریزیم و به زندگی خود بپردازیم. مطالعه کنیم، بجوییم و بپرسیم تا فرزندانی سالم و زندگی ای شاد و با نشاط داشته باشیم، مشاوره بهترین راه حلمشکلات خانوادگی است. قبل از هر مشکل و اقدامی مشاوره را از یاد نبرید.
"به زنان محبت کنید زیرا ظرفیت عاطفی و روانی زن چنین است که اگر در خانواده سیراب نشود آن را در جای دیگری جستجو می کند چون طبیعت او این گونه است او در سایه ی توجه دیگران آرامش می گیرد پس باید در نزد محرمانش (پدر، برادر، شوهر و ...) دوست داشتن ، محترم و با لیاقت جلوه کند. وقتی مردی به خودش و ظاهرش توجه نکند زن فکر می کند بی مقدار است و حس دلبری اش را در جای دیگری جستجو و ارضا می کند.
رسیدگی به خود، طهارت و تمیزی و پاک بودن چه از طرف مرد و یا زن ان قدر مهم است که حتی در زمانی، بر پیامبر اکرم (ص) وحی قطع شد به این دلیل که اطرافیان او به پاکی و طهارت اهمیت نمی دادند.
حجاب موجب فلج کردن اجتماعات غیر انسانی می گردد آن چنان که بی حجابی موجب فلج کردن نیروی اجتماع می گردد.فلسفه پوشش وضع کامیابی غیر مشروع ازنظر اجتماع و خانواده این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار می رود.
«قرآن کریم» تأکید می کند که دختران باید از اختلاط با مردان پرهیز کنند. در خانواده هایی که فقر فرهنگی و تربیتی هست و روابط سالم و متعادل وجود نداردو از کمبود محبت و عاطفه رنج می برند. بعضی از دختران این کمبود محبت را از طریق دیگری می خواهند جبران کنند.
عشق سه گونه است: عشق حقیقی: که محبوب و معشوق آن حقیقی واجد همه ی کمالات به صورت نامحدود است (خدای متعال). عاشق واعی باید همه چیزش را برای رضای الهی در طبق اخلاص ایثار کند(و کسانی که ایمان آورده اند خدا را بیشتر دوست دارند.«بقره/ 165»). عشق مجازی: هدف از آن رسیدن به عشق حقیقی است (عشق به اولیای الهی و محبوبان درگاه حق). عشق کاذب: هدف آن خاموش شدن غریزه است، نه رسیدن و گام نهادن در مسیر معشوق حقیقی و جاودانی. منشأ این عشق خودخواهی و برخاسته از احساس است نه عقل. وابستگی است نه دلبستگی. دور شدن از حق، کشیده شدن به انحراف، انحطاط، زودگذر، بیمارکنده (سلب آرامش روحی و روانی) توأم با شکست و ایجاد پرخاشگری از نتایج آن است.
دوست داشتن از والاترین مفاهیم زندگی و اسلام نیز بر پایه دوستی، رحمت و مهربانی است. اما رفتن در مسیر نادرست و نداشتن برنامه زندگی کجا وخوشبختی کجا؟
عشق عامل رشد و تکامل است فقط رفع نیاز جسمی نیست که این وابستگی است نه دلبستگی. در عشق فردیت فرد و خود بودن مطرح نیست که معشوق را به خاطر خود قربانی کند (اذیت) این عشق نیست، خودخواهی است. دوستی ای که شرف و شخصیت و حیثیت دوست را لکه دار کند عشق نیست. ابراز علاقه ودوستی پیش از ازدواج جز نابودی، فساد و خسارت نخواهد بود. حتی بعد از ازدواج هم گریبان انسان را می گیرد و دیوار اعتماد را از بین می برد."(دشتی،1389،ص،-79-185-36-27)
مقام والای زن است که پایه گذار صله رحم و محرمیت است. «آیه ا...جوادی آملی»
ازدواج یک نوع پختگی در فرد به وجود می آورد که اگر کسی حتی پرفسور هم شود ولی مجرد باقی مانده باشد، آن را به دست نمی آورد. همین است که یک دختر (مثلاً بیست ساله) را تبدیل به یک زن باتجربه و کامل می سازد که گویی از سن خودش بیشتر می داند و بزرگتر است و یک پسر جوان را مسئولیت پذیر می کند. ازدواج از «منیّت» درآمدن و تبدیل به «ما» شدن است. «استاد مطهری، تعلیم و تربیت دراسلام»
انسان اجتماعی افریده شده و خانواده مهمترین نهاد اجتماعی است که بیشترین سهم را در رشد و پرورش و سعادت افراد برعهده دارد. کسانیکه ازدواج می کنند باید به این بلوغ فکری، اخلاقی، فرهنگی، و اجتماعی رسیده باشند که خانواده سنگ بنای حیات، ثبات و سازندگی جامعه است. خانواده پایگاه رشد و شخصیت افراد و اعتلای انسان ها، مدنیت و فرهنگ بشری است.
اصل ازدواج برای این است که انسان به صورت فردی نمی تواند به رشد و تکامل جسمی، عاطفی، اخلاقی، معنوی و اجتماعی برسد و تشکیل خاناده برای رسیدن انسان به رشد و کمال انسانی در جامعه است.
پس ازدواج معنایی فراتر و عمیق تر از پیوند دو جسم است و خانواده بستر رشد و تکامل جسمی، روحی، عاطفی و معنوی زن و شوهر فرزندان است. با چنین شرایطی همدلی، همفکری و همراهی معنا دارد و باعث می شود افراد در اینده پدر و مادر لایق، آگاه و مدبری باشند.
اهداف و فواید ازدواج از منظر قرآن کریم: سنت آفرینش (ما هر چیزی را زوج آفریدیم) طبیعت اجتماعی انسان، نیاز به محبت و پذیرفته شدن (گرایش فطری و کشش طبیعی از طرف خداوند) رسیدن به آرامش روحی و جسمی و امنیت و حمایت خانوادگی، ارضاء درست غریزه فقط در غالب ازدواج، دوم نسل بشر (چون انسان می خواهد متولد شود) رشد و تکامل شخصیت زن و مرد، مستقل شدن، نگهداشت از گناه، توسعه رزق، نیاز بدیهی روشن، طبیعی و فطری در تمام مردم دنیا، که هیچ گونه نگاه پست یا احساس گناه در آن وجود ندارد. زیرا خود خدای متعال آن را قرار داده است.(حسين زاده،1390،ص،7)
برخی از تفاوت های زنان و مردان: کار برای مردان جزئی از هویتشان هست همانگونه که احساس وظیفه و مسئولیت پذیری در ذاتشان نهادینه شده. تشکر کردن از آنان، تحسین و تقدیر و تشویقشان باعث می شود آنها موفق تر باشند. آنها در ساعت ها و زمان هایی احتیاج به تنهایی دارند و نمی توانند مانند زنان همه چیز را برزبان بیاورند. هدفگرا، کلی نگر، تعقلی و منطقی اند. بعضی شوخی ها را هم جدی برداشت می کنند. کلامی نیستند و با زبان بدن سخن می گویند. خشم و نگاه در اکثر موارد در آنها طبیعی است ولی باید کنترل شود. نباید به آنها دستور و یا راه حل ارائه داد. مردان اصلاً مثل زنان فکر نمی کنند و برداشت مردانه خود را از مسائل دارند. به همین دلیل باید با گفتگو و شفاف درک متقابل ایجاد شود.
زنان حساس، زودرنج، احساسی، عاطفی، محبت جو و کلامی اند. صحبت کردن جزئی از طبیعت آنهاست. (به این جهت است که چون با کودک سرو کار دارد زبان سخن گفتن باعث تکلم بچه ها می گردد و ...)
برخی از عوامل فشار در مردان: کار؛ آنها هرچند هم که در کارشان موفق باشند باز راضی نیستند، پدر شدن، روابط خصوصی و فردی، میانسالی و پیر شدن. «از کتاب کاهش استرس در مردان»
ویژگی های لباس: گرما بخشیدن، زدودن سرما، پوشانیدن عیب ها، محرم راز بودن، مصون داشتن از آفت ها و آلودگی ها، آرام جان بودن.
تنوع بخشیدن به زندگی، متناسب بودن، نزدیکترین همراه بودن. این است معنی لباس بودن همسران برای هم. لباسی که تار و پودش از راستی، گذشت، صبوری، محبت، آزادگی و تقواست. «دکتر افروز»
مردان نگاهبان گل وجود پر مهر و عطوفت زنان هستند. خانه بوستان زندگی است و فرزندان گل ها و میوه های آن هستند و ماردان مربیان و باغبانان این بوستانند و پدران سنگربانان آن. پدران تأمین کننده امنیت خانه اند و مادران آرامشگر فضای آن. بیشترین نقش در تأمین آرامش روان و سکینه خاطر زوجین بر عهده ی وجود ارزشمند و آرامشگر زن است و این مرد است که می بایست شرایط لازم و فضای مطلوب و خوشایند و آرامش بخشی و دل آرامی زن را فراهم کند. «دکتر افروز، همسران برتر»
"عوامل مؤثر در ازدواج:همسویی بینش ها و باورهای مذهبی، دیدگاه های اجتماعی و فرهنگی، زبان و کلام(توجه به طهارت و پاکی، کلام دلنشین، امیدوارکننده، آرام بدون تهدید و تحقیر و سرزنش)، نوع رفتارها و منش ها (محترمانه و مؤدب)، تکریم شخصیت یکدیگر، چهره گشاده، قناعت (توقعات پایین) شناخت نیازها و درک تفاوت های یکدیگر.
فداکاری، ایثار و محبت کردن در ذات زن نهادینه شده است. شاید برای این است که او بیشترین نقش و تأثیر را در خانواده به عهده دارد. شخصیت زن اگر محکم و اصولی باشد (یعنی همین دارایی های خود را ارزان نفروشد)، خودباور، با اعتماد به نفس، آگاه، در هویت انسانی خود را مستقل می داند (یعنی ارزش انسانی خود را حتی در مقابل شوهر بی مقدار، پوچ و حقیر و کوچک نمی داند چون نمیداند که شخصیت او معلول خداپرستی و توحید است نه معلول دارایی های ظاهری. همین است که در خود احساس قدرت و خودباوری می کند) در دید مرد بسیار زیباتر از جمال ظاهری اوست گرچه زیباییش نیز متوسط باشد. همین عامل است که موجب پایبندی و استحکام خانواده می شود. این خودباوری به زن حیات و طراوت می بخشد و به مرد عقل، درایت، علاقه و صمیمیت، رقت و حرکت می دهد. زن باید مقاوم باشد و ارزش اصلی خود را به عنوان یک انسان و بنده خدا بداند و باور کند. که اگر حتی شوهرش هم نباشد باز مقاوم و محکم باشد.
این خودباوری را نباید با غرور اشتباه گرفت که باید در جهت صفا بخشی به زندگی باشد نه برای به دست آوردن شخصیت و هویت. بیشترین درگیری معلول از دست رفتن احساس شخصیت است. خودباور یعنی کسی که خود درونی و شخصیت درونی و واقعی خود را، نه خود مادی و ظاهری را باور کرده است. این که اصل انسانی من همان باورها، ارزش ها و عقاید من است نه زیبایی و مال و ثروت و ... . این است که باعث آگاهی، اخلاق، شجاعت و حرکت دهنده و خوشنودی است. یکی با مال و زیبایی به هویت می رسد و یکی با معنویت و معرفت. چنین زنی در خود احساس ضعف نمی کند و خود را دارا می یابد."(دشتي،1389،ص129-15-165-186)
"دختران دارای احساسات لطیفی اند که اگر ارتباط و علاقه ای نابجا ایجاد شود و بعد رها شودلطمه روحی- روانی شدیدی بر آنها وارد می شود و آثار مخربی دارد که حتی فراموش شدنی نیست. خدای مهربان بیش از ما خواهان نفع و سود ماست با حرام دانستن روابط تمام درهای اشتباه را بر ما بسته و خواسته که ما در امان باشیم تا زمینه ها و شرایط درست و بهتر فراهم شود. احساس قلبی نسبت به کسی تا زمانی که ازدواج محیا نشده و تحت نظارت خانواده و طبق قوانین و ضوابط شرعی و عرفی نباشد مردود است. دختر نباید عشق و علاقه خود را نثار هیچکس کند جز آنان که خدای متعال برایش پسندیده (پدر، مادر، برادر، شوهر و محرمان) خداوند به زن مسلمان اجازه نداده با ناز و عشوه دیگران را به سوی خود جلب کند «احزاب/32» این کار باعث می شود دیگران را به گناه اندازد. سرمایه زیبایی و عشق و محبت را نباید بی جا و بدون ملاک به حراج گذاشت که بعد بی مقدار شوی.پسر هم نباید کاری کند علاقه ی دختر را به خود جلب کند. کسانی که خواهان رسیدن به غرایز و امیال طبیعی هستند باید خویشتن داری کنند و حس دوستی و عاشقانه خود را رد مسیر این میل سرکش قرار ندهند تا زمانی که شرایط ازدواجشان فراهم گردد.
آنچه سبب محرمیت است فقط صیغه ی عقد است. دوست داشتن هیچ مجوزی برای محرم شدن نیست این (عقد) را خدا اراده کرده که باید خوانده شود خدا اراده کرده که قبل از خواندن این صیغه روابط حرام است و به تنفر، شکست، جدایی، افسردگی، بی آبرویی و ... می انجامد و ارتباط از طریق خواندن صیغه تبدیل به عشق، محبت، آرامش، سکون و بلکه عبادت و معنویت می گردد. در تمام ادیان خواندن کلماتی برای ازدواج رسمی وجود دارد و در صورت نخواندن این کلمات به هیچ وجه عرف، جامعه و دینشان آنها را به زن و شوهری نمی شناسد. علت خواندن صیغه شرعی و دینی به دلیل عواقب ارتباط های غیر رسمی و خلاف عرف است. زیرا اگر پدر و مادر و جامعه از این موضوع بی اطلاع باشند چنانچه طرف مقابل بعد از این که حریم ها شکسته شد، طرف مقابل را رها کرد، به کجا و از چه کسی باید شکایت کند؟ اگر به خدا شکایت کند چگونه و با چه رویی؟ چرا که خلاف نظر خدا عمل کرده و معصیت انجام داده (اشتباه بزرگی مرتکب شده) اگر به قانون شکایت کند، قانون او را که خلاف قاعده عمل کرده به اندازه طرف مقابل مجرم می داند! اگر به جامعه شکایت کند، جامعه هم او را نمی پذیرد! به راستی که هیچ پناهگاهی برای انسان نمی ماند. چیزی که اینجا از بین می رود گوهر ارزشمند عفاف و پاکدامنی است؟! و لگدمال شدن و شکست و بی ارزش شدن شخصیت هر دو بخصوص زن می باشد. از این جهت است که این کلمه را روحانیون از جانب خود اختراع نکرده اند، بلکه خداوند اراده کرده که انسان ها از طریق خواندن عقد مجوز ورود به یک ارتباط عاشقانه، پاک و خدایی را اخذ کنند. از این جهت است که خداوند می فرماید: من با ازدواج بین زن و مرد مودت و رحمت قرار دادم. کسانی که به خاطر ندانم کاری و ارتباط های غیر رسمی دچار خسارت شده اند جز اندوه و تنهایی و احساس شکست و ذلت چیزی برایشان باقی نمی ماند. قدر قیمت شرف و آبروی انسان بالاتر از آن است که حتی به خاطر ازدواج از بین برود. باید خویشتن دار بود، صبر کرد تا خدای متعال اسبابی را فراهم کند تا انسان به رفع نیازهای طبیعی خود از راه درست دست یابد. این وظیفه ی پدر و مادر و اطرافیان بزرگوار است که درک کنند جوان را و هرچه سریعتر شرایط ازدواج آنان را فراهم کنند. ازدواج مثل نماز می ماند که انسان را به کمال می رساند.
عشق یک اتفاق ساده و هیجانی نیست
بلکه باید همراه با معرفت، آگاهی و شناخت صورت گیرد. همسر یک نعمت الهی است. نعمت
را فقط باید از خدا خواست و زمینه های دریافت این نعمت را که همان پاکی است باید
با خدا عهد بست و رعایت کرد از حرام چشم بپوش تا خداوند از حلالش تو را وسعت دهد.
مبادا آینده ی زیبای پر از الفت و محبتی را که در سایه ی خانواده ی ارزشی و مبتنی
بر اصل اخلاقی شکل خواهد گرفت ناآگاهانه ویران کرد!
تمام سعادت بشر در گرو تکامل عقل نیست بلکه عواطف و احساسات نیز به اندازه عقل مهم است این دو (عقل و عاطفه) باید باهم باشند. رشد عاطفی و احساسی از شرایط لازم برای ازدواج است. بدون تشکیل زندگی مشترک محبت واقعی پدید نمی آید. چرا که عشق و محبت مفهومی پاک و بادوام است که در جایگاه خود و به اراده ی الهی و از طریق ازدواج رقم خواهد خورد. اما ارتباط و دوست داشتن قبل از ازدواج فکرو خیال را آشفته و مبتلا به گناه و اشتباه می سازد. کدام شایسته است؟ این که بشناسی و در قالب ازدواج عاشق و علاقمند شوی! یا علامند شوی و ازدواج و محبت و مودت خدایی را در کوره ی آتش هوس و تمایلات نفسانی بسوزانی و نابود کنی. فرق آن یک کلمه ای که روحانی می گوید و دختر و پسر را به عقد همدیگر درمی آورد در کلمه ای است به نام «تعهد». به دلیل همین یک کلمه عقد تمام ادیان قبول و پذیرفته شده است زیرا وقتی عقد صورت می گیرد تعهد ایجاد می شود.
تمام رابطه زن و مرد باید بر اساس «حیا» باشد. نحوه ی سخن گفتن، راه رفتن، لباس پوشیدن و «حیا» کنترل ارادی رفتار به منظور حفظ حریم بین خود و دیگران است و شرم یک نوع ناتوانی در اظهار وجود.
دختران حتی در مقابل محرمان خود نیز باید لباس مناسب بپوشند. درست است که محرمند و هیچ گناهی نیست اما بی حیایی در نوع لباس پوشیدن و حتی دیگر رفتارها زمینه ی گناه و خطا در بیرون از خانه را فراهم می آورد."(دشتي،1389،ص،27-36-145-185-173)
هرگاه خواستگاری آمد که دیندار و با اخلاق بود، خواسته اش را بپذیر و از تنگدستیاش نهراس که خداوند خود فرموده آنان را بی نیاز می سازد (امام رضا علیه السلام). برای خانواده خود بهرهای از قرآن قرار دهید تا برای شما گشایش حاصل شود خیر فراوان گردد و اهل خانه در برکت و فزونی باشد (امام رضا علیه السلام). بهترین زنان آنهایی هستند که خوش خو باشند، مدارا کنند، در غیاب همسرشان حافظ آبرو و مال او باشند.چنین کسانی کارگزاران خدایند و کارگزار خدا مأیوس نمی شود (امام رضا علیه السلام).
هنگامی که ازدواج می کنی بکوش مقدار مهریه از مهر السنه بیشتر نگردد(500 درهم) ( امام رضا علیه السلام) مهریه زیاد دشمن می آورد (پبامبر اکرم صلی الله علیه و آله). مهریه پیشکشی است که مرد به همسرش تقدیم کرده است و نشانه صداقت و احترام قلبیش در هنگام خواستگاری است. نه ازدواج یک قرارداد مالی است و نه زن کالایی برای خریداری. مهریه بهانه ای عاشقانه است برای یک زندگی زیبا. آن کس که به اندک روزی حلالش خشنود باشد هزینه هایش سبک تر، خانواده اش آسوده تر و خداوند به او در شناخت راه حل مشکلات بصیرت می بخشد .( امام رضا علیه السلام) نسبت به مصرف مال درباره خود و خانواده خود میانه رو باش.
پیامدهای ارتباط نامشروع: 1- بی اعتمادی و نگرانی و اضطراب در خانواده و اجتماع؛ اگر جوانان بتوانند به راحتی با دیگران (جنس مخالف) ارتباط برقرار کنند، هرگز کسی زیر بار مسئولیت تشکیل خانواده نخواهد رفت و در نتیجه پایه ی زندگی خانوادگی سست و متزلزل می شود. 2- افزایش طلاق و فروپاشی خانواده ها؛ 3- افت تحصیلی؛ 4- بیماری های روانی و نا امنی (به دلیل وابستگی شدید و جدایی از آن) «علی سرلک، جوانان می خواهند بدانند»
کاپلان و سالوک دو روانشناس غربی- که کتابهایشان منبع و مرجع اصلی روانپزشکان دنیا است- می گویند: حدود94 میلیون بیماری روانی را فهرست کرده ایم که نتیجه ی روابط بی حد و حصر میان مردان و زنان است.
ظلم و ستمی که سردمداران، سرمایه داران و جاهلان غرب و شرق به زنان روا داشته اند دیری نخواهد پایید که بنیاد آنان را برخواهد چید. آنچنان که تمایل زنان غربی به حجاب و مسلمان شدن رو به فزونی است (در فرانسه تنها6 میلیون مسلمان فرانسوی الاصل وجود دارد) زن غربی تازه به این نتیجه رسیده که شخصیت، ارزش و حیثیتش پایمال و لکه دار شده و اکنون با حجاب درصدد جبران شرف خود برآمده است.
"آثار روحی و روانی ارتباط دختر و پسر:
اضطراب، افسردگی، احساس گناه، از بین رفتن تمرکز حواس و افت تحصیلی.
اثرات مخرب روابط آزاد:
1- سست شدن نهاد خانواده، از هم پاشیدگی آن و پرهیز از ازدواج 2- بی اعتمادی و رواج فساد و بی بند باری در جامعه 3- هدر رفتن استعدادها و ناکارامد شدن قشر فعال جوان جامعه 4- شیوع بیماری ها و فرزندان بی سرپرست و ...
راه چاره چیست؟
1-خود کنترلی و خویشتنداری (نفس بسیار امر کننده به بدی است مگر اینکه خداوند خود رحم کند" قرآن کریم") جز تقوا راهی نیست.
2-تحکیم روابط خانوادگی( احترام و محبت به فرزندان، ایجاد فضایی گرم و صمیمی
3-ارتباط دوستانه سالم با همسالان و دوستان سالم
4- کمک در امر ازدواج جوانان و ایجاد اشتغال (خداوند خواب زیاد و بیکاری را دوست ندارد) (بی کاری منشا فساد است). اگر راهی پیدا شود که ازدواج در سالهای طبیعی انجام گیرد بیماریهای روانی و انحرافات جنسی- که زندگی رالکه دار کرده است- تا نصف کاهش می یابد. (ویل دورانت).
از نظر علمی انرژی جنسی قابل تبدیل است. یعنی می توان باتنظیم فعالیت های ورزشی مانند پیاده روی، فوتبال و ... شکل تازه ای از انرژی را در خود پدید آورد که سلامت جسمی، روانی و معنوی را ذبه دنبال دارد. و حذف همه محرکها از نگاه کردن، دیدن ، دنبال کردن و فکر کردن. زیرا غریزه جنسی پایان ندارد و خانمان بر انداز می شود در صورتی که مهار نگردد.(شمیم معرفت 25).
دختران باید در اجتماع و در ارتباط با نامحرمان مغرور، متکبر و ترسو باشند (آن ترسی که باعث شود مثلاً قبل از تاریکی شب منزل باشند، به خاطر حفظ آبروی خود) مثل طلا فروشی که از شدت ترس جواهر با ارزش خود را در گاوصندوق نگه می دارد همراه با دزگیر و نگهبان. داشتن حجاب نیز به خاطر حفظ همین ارزش و آبروی زن است. نداشتن حجاب مثل این است که کسی چند ملیون پول و جواهرات قیمتی و با ارزش را بدون استتار در میان دستش بگیرد و بخواهد به بانک برود! مشخص است که سالم به بانک نمی رسدو دزدان به نیت او هم کاری نمی کنند و از او نخواهند پرسید نیت شما این است که ما پول شما را بدزدیم یا نه؟
شرط حجاب پوشیدن چادر نیست اما داشتن سه شرط لازم است:1- پوشیدن تمام بدن به جز صورت و انگشتان تا مچ دست 2- نباید لباس بد نما باشد (کوتاه، تنگ ... )3- فرد را انگشت نما نکند (با رنگهای نامناسب جلب توجه نکند، لباس میهمانی را در خیابان نپوشند). کسی که چادر بپوشد و رعایت حیا رانکند (آرایش نامناسب) او دو گناه برایش هست. چون دیگران را نسبت به چادر(حجاب برتر) بدبین می سازد.
ویِژگیهای دختران: داشتن رابطه صمیمانه و برابر با یکدیگر و انتقاد کردن و رفتارهای دخترانه مثل مشاجرات لفظی، علایق زیباشناختی، همکاری اجتماعی، اخلاقی و دینی آنها بیشتر است. با هم صمیمیاند، می خواهند احساس کنند وجودشان موثر و مورد نیاز است و تابع احساسند.
ویژگیهای پسران: استفاده از گفتار برای بیان موضع غالب در گروه با استفاده از واژگان صحیح در گفتار و تاکید بر موجودیت خود در گروه، مردان جدی، تابع عقل، مقاوم، سختگیر و از آنچه مبهم و بی ثبات است ناراحتند. تمایل دارند با افراد بزرگتر از خود باشند اهل جنب و جوش و انجام دادن گروهی سفر هستند و در گروه بودن، محاسبه کردن، اندازه گرفتن، و کار را جزء هویتشان می دانند، عملیتر فکر می کنند، بهتر قضاوت می کنند سازمان دهنده بهتری هستند و بهتر هدایت میکنند، بیشتر با پدر برادر و کسی که مانند برادر خودشان باشد صمیمیاند، بحث و مجادله میکنند و به اعمال تلافی جویانه دست میزنند.
پوشش دختران به سلامت زندگی آینده و سالم ماندن همسرشان؛به گناه نیانداختن دیگران و ایجاد جامعه سالم با روابط سالم کمک می کند و خویشتن داری و عفاف پسران نیز تضمین خوشبختی زندگی آینده آنان است. این همه تلاش و محکم گرفتن حجاب، عفاف، تقوا و خویشتن داری به این دلیل است که جاذبه جنسی طبیعی جوانان زمینه انحراف ارتباط را فراهم می سازد و در میان بزرگسالان نیز پیامد منفی منحرف شدن روابط انسانی را دارد. زیرا قدرت جاذبه جنسی طبیعی در انسان بسیار قدرتمند است و این کشش روابط پاک را تحت تاثیر قرار می دهد که حتی عابدان را نیز دچار انحراف می کند چه برسد به جوانان و... و اگر ارتباط به انحراف کشیده شود سبب از دست دادن آبرو و حیثیت اجتماعی و سرمایه زندگی ارزش و کرامت انسانی زنان و مردان، دختران وی پسران می گردد که جبران ناپذیر است. از همین رو است که تقوا، خویشتن داری و"حیا" باید در روابط حاکم باشد و عادی شدن روابط بیرون از دایره نامحرمان را زنگ خطر برای ارزش و آبروی خود، خانواده و جامعه بدانیم.
اسلام نه با حضور فعال زن در جامعه مخالف است و نه با فعالیت های اجتماعی او بلکه انچه در در جامعه اسلامی ناپسند استروابط ناصحیح، نداشتم حریم، حرمت، کرامت انسانی، عفاف، از بین رفتن آبرو و حیثیت انسانها است. این اختلاط نادرست است که اسلام با آن مخالف است نه شرکت سالم وعفیفانه با حریم در مجامع عمومی و علمی، اسلام در عین اینکه به زنان اجازه شرکت مساجد را میدهد دستور میدهد که به صورت مختلط نباشد. محلها از یکدیگر جدا باشد و این تأکید در قرآن کریم است که زنان نباید با مردان اختلاط داشته باشند و از آن بر حذر باشند. حرمت و حیثیت زن حق الله است و او امانتدار حق خداست. «زن در اینه ی جمال و جلال»
از زمان پیامبر اکرم (ص) در جامعه مسلمین غالباً سنت جاری بر این بوده که حضور دختران و پسران و زنان مردان در جامعه با صیانت و حفظ از قلمروهای شخصی و توام با پاک دامنی و بزرگ منشی باشد. آنان هیچ گاه از مجالس و محافل عمومی و مساجد منع نمیشدهاند، ولی همیشه حفظ حریم وحرمت و کرامت و عفاف و عفاف به عنوان یک اصل در جامعه حکومت کرده و رعایت شده است.
اسلام به اهمیت وارزش فوق العاده پاکی وسلامت شخصیت دختر وپسرولزوم رعایت حقوق فرد وجامعه در ارتباطها،نگاها،شنیدن ها ومکالمات مستمرتأکید دارد وبه هیچ عنوان نمیگذاردکه حریم قدسی وپاک دختر خدشه دار شود یا پسر از دایره عفت وپاکی خارج شود.
اما دنیای امروز و غرب و شرق بنام آزادی روابط، روح پاک جوانان را سرگردان وگرفتار هیجانات بیهوده کرده است. فرهنگ غربی فضای جامعه را ناامن و کانون خانواده را متزلزل نموده است. فرصت اندیشیدن، خلوت معنوی، دعا و راز و نیاز و رفتارهای اخلاقی (احترام، ایثار،ب خشش و...) و عفاف و پاکی انسانها راگرفته است. در این حالت مردان برای رسیدن به منافع و رفاه بیشتر، حریم های انسانی و تعالیم انبیا را نادیده میگیرند و هر روز فجایع تازه ای رخ میدهد. در جامعهای که به هیچ اصل اخلاقی یا آرمان غیر مادی پای بند نیست همگان قربانی اندو اخلاق و انسانیت سقوط کرده و جوان سرگردان و انحطاط و از هم پاشیدگی خانواده و جامعه را در بر میگیرد.
اسلام با آن آزادی موافق است که به حریم و حقوق دیگران تجاوز نشود و روابط پاک انسانی وسالم در جامعه حاکم باشد. باید از متفکرین، اندیشمندان، عقلا وآزادی خواهان غرب و شرق دنیا پرسید که واقعا شما برای چه زحمت میکشید؟ آیا با آن همه تلاش، مبارزه و رنج، چنین فضای فرهنگ سوز ومادیت زدایی را آرزو کرده بودند؟
چرا حجاب؟
1-بر اساس فرهنگ اسلامی انسان موجودی است که برای رسیدن به کمال و معنویت خلق شده، اسلام با تنظیم وتعدیل غرایز و به ویژه غریزه جنسی و توجه به هر یک از آنها در حد نیاز طبیعی، سبب شکوفایی همه استعدادها انسان شده و او را به سوی کمال سوق داده است. عفت مردان و پوشش مناسب زنان برای این است که این غریزه در حد طبیعی خودش تنظیم شود. زیرا که اگر روابط آزاد شود غیر قابل کنترل میگردد ودیگر استعداد ها و تواناییـهای انسان شکوفا نمیگردد.
2-توجه به ساختار فیزیولوژی انسان: در تحقیقات علمی ثابت شده که ظاهر ناپوشیده، مو و لباس نامناسب و رفتار وحرکتهای غیر عفیفانه زن مردان را به صورت غیر ارادی با ترشح هورمونهای جنسی تحریک میکند. بنا بر این زنان و دختران باید بدانند که ظاهر آنها میتواند عامل به گناه انداختن مردان شود. واز این رو است تأکید بر پوشش صحیح و بر حذر بودن از اختلاط.
3-بهداشت روانی اجتماع و کاهش هیجانات و التهابهای جنسی.
4-تحکیم روابط خانوادگی و برقراری صمیمیت کامل زوجین. بی حجابی و جلوهگری زن باعث میشود جوانان ازدواج را محدودیت و پایان آزادی خود بدانند وافراد متأهل را هر روز در مقایسهای خطرناک میان آن چه دارند و ندارند قرار دهد. این مقایسه ها هوس را دامن زده و ریشه زندگی و پیوند خانوادگی را در بر دارد.
5-استواری اجتماعی بهره وری بیشتر نیروی کار و فعالیت (علمی، صنعتی، اجتماعی دینی...) دختر و پسر که در محیط کار و اجتماع و دانشگاه تحریک شوند از تمرکز و کاراییشان کاسته میشود و حکومت غریزه بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروی فکری و کار است.
6-بالا رفتن ارزش واقعی زن وجبران ضعف جسمانی او. لباس پوشیده زن سبب تقویت تخیل و خلاقیت و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن او در برابر دیگران سبب حفظ مقام و موقعیت بزرگ زن در چشم شوهرش شود. همچنین حجاب باعث میشود زن تنها از نگاه جنسیتی زیبایی و ابزاری نگریسته نشود بلکه به شایستگیهای اخلاقی و روحی استعدادهای بزرگ او شناخته شود. در واقع حجاب و پوشش صحیح زن محدودیتی برای او نیست بلکه باعث افتخار عزت و بزرگی او می شود.
ثمرات و نتایج عفت ورزی:
1- استحکام خانواده 2- آرامش روانی 3- سلامت اجتماع 4- حفظ طراوت و زیبایی 5- تمرکز حواس 6- بهداشت و سلامت جسمی 7- پاکی رحمها و نسل انسانی.."(دشتي،1389،ص،27-36-145-185-173)
از دست رفتن عفت، بزرگترین و بدبختی ها و مفاسد را باعث می شود تا جاییکه اساس حکومت را از بین می برد(منتسکیو). در سمینار بین المللی پزشکی تهران که با شرکت 2هزار متخصص از 60 کشور جهان تشکیل گردید در پاسخ یکی از حضار که پرسیده بود برای مصون ماندن از بیماری مقاربتی چه باید کرد؟ خانم دکتر M.Od.Uncan در حالیکه منقلب گردیده بود فریاد زد در یک جمله: "اطاعت از قوانین اسلام" (روزنامه جمهوری اسلامی21/4/80).
علت بروز گناهان و جرائم یا فقر مفرط است یا غنای تکثری (ثروت زیاد). تنها راه قناعت و بخشش است که هم آسایش و راحتی و عمل خیر فراهم می کند و هم عفت و پاکدامنی.
مستر همفر جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی می گوید: برای گسترش فساد در بین مسلمانان باید حجاب از بین برود و جوانان به عشق بازی و روابط آزاد و بی قید و شرط تشویق شوند.
فرانتس فانون می گوید: اگر بخواهیم مقاومت را از مسلمانان بگیریم باید زن ها را تحت سلطه قرار دهیم، بعد از آن همه چیز به دست می آید چون هر چادری که می افتد برگردان این معنی است که مسلمانان (الجزایر) به انکار وجود خویش آغاز کرده و هتک ناموس از جانب اشغالگر را پذیرفته است.
میشل هولباک نویسنده اسلام ستیز فرانسوی می گوید: برای غلبه بر مسلمانان به جای بمب، دامن های کوتاه و گوشواره فرو بریزید! در پروتکل سیاستمداران صهیونیست آمده: ما باید کاری کنیم که اخلاق در همه جا ویران شود و روابط زن و مرد عادی شود که در نظر جوان چیز مقدس وجود نداشته باشد جز اشباع غرائز!
حجاب برای این است که: 1- ارزش و شخصیت زن حفظ شود و از آزار و اذیت در امان باشد، 2- مردان به گناه نمی افتند؛ زیرا ظاهر زن ناخودآگاه مرد را تحریک می کند اما زنان از این اصل مهم غافلند. 3- حجاب مهر تأیید بر حضور اجتماعی زن است. 4- پاک و سالم ماندن محیط جامعه و رابطه زنان و مردان در اجتماع. 5- حفظ خانواده ها، گاه بی حجابی زنان دیگر، مردان و خانواده آنان را از هم می پاشد.
عوامل بی حجابی: ناآگاهی، سستی عقاید، الگوهای ناپذیرفته، احساس محدودیت، خشونت و سختگیری، خودباختگی، جستجوی شخصیت، اثبات لیاقت و توانایی و جلب محبت دیگران، اشتیاق به پسندیدگی و تحسین برانگیزی، کشف دنیای اسرارآمیز درون (بلوغ زودرس)، شوق نظاره، شادمانی دیگران، ناکامی ها و شکست های زندگی، آشنا شدن با دنیای اسرارآمیز مردان، تأثیرپذیری از محیط، انگیزه سیاسی (مخالفت)، ستیز با جامعه و گریز از تحقیر، تظاهر به زیست مترقی اجتماعی. در ازدواج زن بايدکوچکتر از مرد باشد:
به این دلیل که زنان بخاطر بچهدار شدن و دیگر وظایفشان ازمردان زودتر شکسته میشوند و کوچکتر بودن آن را جبران میکند. نیازهایشان نیز با یکدیگر متفاوت است.
اساس رابطه زن و شوهر بر 4 پایه است:
1- انگیزههای مشترک (آرامش روان، رشد دینداری، فرزند پروری)
2- مهارتهای شناختی و نگرشی (آگاهی از تمایلات و حقوق یکدیگر، همسویی بینشها و باورها، تعدیل انتظارات، تصحیح باورها در رفتار جنسی (اینکه طبیعی است و هیچ گونه احساس گناه و پستی در ارضاء آن در قالب ازدواج و تشکیل خانواده وجود ندارد)، تقویت حس ارزشمندی و عزت نفس یکدیگر
3- مهارت های ارتباطی و اخلاقی (معاشرت، خوب گوش دادن، صداقت، احترام، محبت به یکدیگر، ... )
4- مسائل جنسی (به هم نیازمندند و این ضعف هیچ کدام نیست چون یک نیاز طبیعی است).
زن و مرد پس از ازدواج باید هدفی جز سازگاری باهم، جلب رضایت یکدیگر و تلاش برای سعادت و ارتقای شخصیت یکدیگر هدفی نداشته باشند. «دکترمصطفوی»
راز دوام عشق: ارتقای شخصیت خود و طرف مقابل است. از لحاظ ایمانی، فکری، علمی، اخلاقی، احساسی و ... به سمت کمال، زیرا تمایلات یک روز به پایان می رسد. زن و مرد هم اگر سطح توقعاتشان را پایین نیاورند (یعنی بخواهند همیشه از همه چیز لذت ببرند و همه چیز فراهم باشد) آخرش در زندگی شکست می خورند.
منابع و ماخذ:
1-قرآن كريم
2-نهج االبلاغه
3-صحيفه سجاديه
4-چهارصد حكمت از مولاي متقيان در جمع اصحاب (نشست خورشيد)ترجمه و شرح ،مهدي طرازنده ،قم ،ناشر مولف 1389
5-احمدي،علي اصغر،تربيت كودك ،تهران،انجمن اولياء و مربيان،1389
6-احمدي،علي اصغر ،شخصيت و رفتار،تهران،مهدي رضايي،1387
7-احمدي علي اصغر شخصيت از ديدگاه اسلامي ،تهران ،اميركبير،1390
8-افروز،غلامعلي ،احساس آرامش و تجربه خوشبختي ،تهران،اميركبير،1390
9-افروز ،غلامعلي ،همسران موفق،تهران،نشر اولياء و مربيان،1389
10-انصاري،عبدالله، الهي نامه ،مصحح،علي اصغر و محمدطاهري ،تهران،كيهان انديشه،1388
11-پسنديده،عباس،رضايت از زندگي،نيشابور،دانشگاه آزاد اسلامي،1390
12-پريور،علي،خوشبختي مقدراست،تهران،اقبال،1370
13-توزنده جاني،حسن،آموزش مهارتهاي زندگي،نيشابور،دانشگاه آزاداسلامي،1390
14-جوادي آملي،زن درآيينه جمال وجلال،قم، اسراء،1385
15-جوادي آملي،ولايت فقيه، قم، اسراء 1379
16-جعفري،يعقوب،تاريخ اسلام ازمنظرقرآن،قم،معارف،1386
17-حسيني، محمدحسين،چهل حديث عقل،قم،نشرزائر،1389
18-حسين زاده، محمدرضا،ازدواج وخانواده،قم،نشرجمال،1390
19-دشتي،عبدالمجيد،رازگمشده(نازوابرازدرخانواده)قم،علامه بحراني،1389
20-دشتي،عبدالمجيد،رازهاي ارتباط باجنس مخالف،قم،نشرهادي،1389
21-دانجليس،باربارا،لحظه هاي حقيقي،ترجمه اصغراندرودي،تهران،مهر،1381
22-دوميكورولند،مايكل،اوج خوشبختي،ترجمه الهام علي نسب،تهران،آشيانه كتاب،1381
23-رجبي،عباس،حجاب ونقش آن درسلامت روان،قم ،موسسه حضرت امام خميني ره،1388
24-سرلك،علي،جوانان والگوهاي موفق،قم،مشعل هدايت،1390
25-سرلك،علي،رازموفقيت مردان بزرگ،قم،مشعل هدايت،1390
26-سبحاني،جعفر،انديشه اسلامي،قم،دانشگاه پيام نور،گروه معارف اسلامي،1389
27-شاكرين،محمدرضا،رازآفرينش،قم،معارف،1386
28-طاهرزاده،اصغر،معاد يا بازگشت به جدي ترين بخش زندگي،قم،لب الميزان،1387.
29-بيانات مقاممعظم رهبري د رخصوص ازدواج جوانان (مطلع عشق)مصحح،محمد جواد علي اكبري، تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامي،1389.
30-غلامي ،يوسف،اخلاق و رفتارهاي جنسي ،قم،معارف،1385.
31-غلامي ،يوسف، نگاه مردان و جلوه نمايي زنان .قم معارف .1385.
32-فرمهيني،محسن ،پيداد،فاطمه،مهارت هاي زندگي تهران،شباهنگ،1389.
33-فولادي ،مجيد،زندگي در پرتو احكام دين،قم،مهدي جويان،1391.
34-ليندن فيلد،گيل،چگونه خود را باور كنيم،ترجمه لاله دهقاني،جوانه رشد،1388
35-لقماني ،احمد ،چگونه شاد و خنده رو باشيم،قم بهشت بينش،1391.
36-محمودي ،امير ملك،كليدهاي طلايي خوب زيستن و رسيدن به هدف ،قم ،منشور وحي،1390.
37-محمودي ،امير ملك،راهنماي مديران و كارمندان،قم منشور وحي ،1390
38-مصباح يزدي،محمدتقي،اصول عقايد،قم ،دفتر نشر فرهنگ اسلامي،1376.
39-مطهري،مرتضي ،تعليم و تربيت در اسلام ،تهران،نشر صدرا،1386.
40-مطهري ،مرتضي،صد گفتار(آزادي معنوي،بيست گفتار)تهران،دانشگاه امام صادق،1383.
41-مولفين گروه علمي،بلوغ جسمي ، روحي و رواني دختران ،تهران نشر ما و شما،1391.
42-نادري نژاد ،زهره،فطرت حريم عشق الهي،قم پژوهشكده باقرالعلوم(ع)،1386.
43-نعمتي،دلارا،تفسير سوره حمد،تهران،كيما،اثر ،1389.
44-واسواني،داداجي پي ،براي آن به سوي تو مي آيم،ترجمه فريبا مقدم،تهران ،نشر دايره،1380.
مقالات:
افشاري ،شيرين،نقش ازدواج در سلامت روان جوان،ميانه،دانشگاه پيام نور،اسفند1390.
افشاري ،شيرين،زن از ديدگاه حضرت امام خميني(ره)،اراك،دانشگاه آزاد اسلامي،دفتر فرهنگ اسلامي،1380.
افشاري ،شيرين،نماز،تهران،ستاداقامه نماز،1385
افشاري،شيرين،رسيدن به رضايت مندي درزندگي،بي تا،بي جا،1391
افشاري،شيرين،بررسي علل وعوامل بي حجابي وراه كارهاي آن،بي تا، بي جا، 1391
.
الهی نه باجزتوشادی است ونه بایادتو غم..الهی چه غم دارد اوکه تورادارد..الهی کارآن دارد که باتوکاری دارد..الهی توخواستی نه من خواستم..الهی هرشادی که بی توست اندوه است وهرمنزل که نه در ره توست زندان است وهردل که نه درطلب توست ویران است...الهی به ماغنای درونی عطاکن.